𓏲ּ 𝑭𝒂𝒍𝒍𝒊𝒏𝒈 𝑭𝒍𝒐𝒘𝒆𝒓 ᭡
الذهاب إلى القناة على Telegram
Svt fiction:) آخرین دلنوشتههای دلتنگی روی گلبرگهای رزی پژمرده http://t.me/HidenChat_Bot?start=7276563795
إظهار المزيد250
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+2530 أيام
أرشيف المشاركات
+1
لی سوکمین.
۲۹ ساله.
•سال آخر ارشد تربیت بدنی و بوکسور زیرزمینی.
• همراه با برادر بزرگترش لی جیهون، نزدیک به هشت ساله که به میشیگان مهاجرت کردهاند.
•دوست صمیمی سونگچول توی دانشگاهه و دوتایی باهم تونستن خونهای که آرزوش رو داشتن بخرن و همخونهای هم هستن.
• بخاطر دیدن شرکت کردن سونگچول توی مسابقه های بوکس زیر زمینی، اونم به این کار و شرط بندیها و مبالغ زیادش عادت میکنه و وارد این کار میشه.
+1
یون جونگهان
۲۹ ساله
•سال دوم رزیدنتی قلب و عروق .
•پسر یکی از ثروتمندترین افراد کره، که تونسته به واسطه اون بورسیه دانشگاه میشیگان رو بگیره و برای دست نزدن به پولی که پدرش ماهیانه به حسابش واریز میکنه، توی یه پیتزافروشی کار میکنه.
•هیچکس، جز بهترین و تنها دوست اون، هونگ جیسو، از هویت واقعی اون خبر نداره.
• یه پسر آروم و ساکته که توی دانشگاه به جز کارینا و جیسو و جیهون، با کس دیگهای در ارتباط نیست.
+1
چوی سونگچول
30 ساله.
•دانشجوی سال سوم ارشد مهندسی کامپیوتر بورسیه در دانشگاه میشیگان آمریکا.
• یه خانواده معمولی با دوتا برادر بزرگتر و یه خواهر کوچیکتر داره.
• از وقتی به آمریکا پا گذاشته، برای اینکه بتونه هزینههای زندگی توی آمریکا رو بپردازه و هم بتونه به علاقه دیرینهاش، بوکس بپردازه، توی مسابقههای بوکس زیرزمینی شرکت میکرده.
˙Don Quixote• Jeongcheol - Seoksoo AU خلاصه: عشق، واژهای که برای چوی سونگچول فقط توی ریسک کردن و رینگ بوکس خلاصه میشد. اون عاشق جریان آدرنالین توی بدنش و صد البته، پولی بود که از بعد از اون بوکس به دست میآورد بود. بورسیه تحصیلیاش و اومدنش به دانشگاه میشیگان آمریکا، باعث شده بود برای دوام آوردن با خرجهای این زندگی جدید، به این کار دست بزنه و یون جونگهان، پسری که زندگیاش تماما معنای واژه آرامش و تنهایی بود و از هر ریسکی دوری میکرد. جونگهان بود و زندگی اسرار آمیزش، زندگیای که فقط دوست صمیمیاش هونگ جیسو از اون خبر داشت و به خاطر همین دوست بود که تونسته بود از خانوادهاش فرار کنه و به آمریکا پناه ببره. چطور این دو نفری که تماما در مسیری خلاف جهت هم قدم برمیدارن، باهم آشنا و هم مسیر میشن؟ #jeongcheol #Au #OceanBlue
«𝑪𝒂𝒓𝒏𝒊𝒗𝒂𝒍 𖤓»
ببخشید ما به فنا رفتیم.
🆔 شناسه:
https://ble.ir/carnivalsvt
آیدی چنل کارنیوالمون
هیولا آخرین گره طناب رو به پاهای بیجون پسر محکم کرد و به شاهکارش خیره شد، درست مثل صحنه نمایش، پسر جلوی پاهای هیولا، با طنابهایی که مثل یک عروسک، کنترل حرکت و بدنش رو به دست گرفته بودن، زانو زده بود و به خدای سیاهی و تاریکیش، به نوازنده ناقوس مرگش تعظیم میکرد.
و اونجا بود که عروسک گردان متولد شد، عروسک گردانی با عروسکهایی از جنس پوست و گوشت و خون، از جنس مرگ، از جنس جنون.
