ߊܝܫ̇ࡐߊࡍ߭ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܚࡍ
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
755
المشتركون
-3124 ساعات
+67 أيام
+5830 أيام
أرشيف المشاركات
شاید فکر کنید خودم نمیخوابم باید بگم با تک تک سلولام دارم برای خوابیدن تلاش میکنم
ولی راس ساعت ۵:۵۰ مثل جغد سرحال و خوشحال چشام باز میشه
پلنم برای هفته بعد تعطیلات اینه ی ماهیتابه بزارم کنارم از خواب بیدار شدم بزنم تو سرم
Repost from خاطرات یک پزشک جوان
آنچه که در راهت مانع است،
برای عبور از مسیر به تو کمک خواهد کرد
پاکست این نقطه|اپیزود ۲۸
و این که اون احمقی که دیشب نصف شب طاقت نیاورد رفت دوش گرفت و بدون لباس و با موی خیس بدون لحاف و صرفا با ی دونه ملافه نازک جلوی باد مستقیم کولر خوابید و الان بالشش حتی خیسه و دارم بید بید میلرزه و همه وجودش گرفته و یکی پس از دیگری عطسه میکنه و پروسه تغییرش رو سخت تر و مهیج تر کرده
دیروز سر ی جراحی سرپایی خیلیی کوچیک بودم که کاملا نامربوط به جراحی عمومی بود
که دکتر بهم اجازه داد بخیشو بزنم
ولی همون باعث شد تلنگر بشه علی رغم هرچیزی که میگن و هرچیزی که هست چقدر به اورژانس و جراحی با همه وجودم علاقه دارم و چیشد که اومدم پزشکی
کل روز ذوق داشتم حالم خوب بود حتی اون کم صبری و بی طاقتی از اون تغییر بزرگ برام محو شده بود(البته الان برگشته و از ۴ صبح بیدار و بی قرارم و پسر هزار بار این مسیر رو رفتم نمیدونم چرا این دفعه هزار و یکم اینقدر سخت داره پیش میره)
اصلا دلیل این که اینجا رو دوباره زدم بعد این که دوتا کانالم رو بستم پارسال همین موقع ها(۶-۷کا هردوش با هم) همین بود رسالت این کانال همین بود.
قطعا تعیین کننده نیستن این چیزا فقط برای من ی جمع و جور کردن و پیروزی که بدونم اونقدر بی عرضه و ضعیف نیستم و حالا که از پسشون بر اومدم از پس همه چیز میتونم بر بیام
