. شعر .
الذهاب إلى القناة على Telegram
هر شعر آینهایست برای یک دل ... poems.a.4 :اینستا
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
351
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-97 أيام
-630 أيام
أرشيف المشاركات
351
خوشا صبحی که چون از خواب خیزم
به آغوش تو از بستر گریزم
گشایم در به رویت شادمانه
رخت بوسم به پایت گل بریزم
351
شیطان مرا در آغوش کشید و اشک ریخت؛
از او پرسیدم چرا گریه میکنی؟
آرام در گوشم گفت:آنچه بر سر تو آوردند،از منِ شیطان هم برنیامد!
351
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من،که در او اثر ندارد
غلط است هرکه گوید که دل به ره است دل را
دل من ز غصه خون شد،دل او خبر ندارد
