ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

. شعر .

. شعر .

الذهاب إلى القناة على Telegram

هر شعر آینه‌ای‌ست برای یک دل ... poems.a.4 :اینستا

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
351
المشتركون
-224 ساعات
+37 أيام
+1230 أيام
أرشيف المشاركات
تو نمی‌دانی عزیز من ؛ اما در دل من تمام راه‌ها به تو می‌رسند حتی بیراهه‌ ها . . . 00:00

🫠!

بغضِ گلدان لبِ پنجره را چلچله‌ها می‌فهمند حالِ بی‌حوصله‌ها را خود بی‌حوصله‌ها می‌فهمند

هنگام تماشایت ، از بس که تو زیبایی، با هول و ولا خواندم،«لا حَولَ وَ لاٰها» را..

تمام شب تو را دیدم که همچون ماه می تابی ؛ من از فکر تو بیدارم ، تو با فکر که می‌خوابی؟ 00:00

عهد کردم که بدهکار نباشم به کسی آمدم پس بدهم بوسه دیروزت را

هزار درد فرستادیم به جان، لیکن چو آمدی، همه آن دردها دوا کردی🌚🤍

مهم نیست که چه کسی دوستت داره یا بهت علاقمنده، مهم اینِ که چه کسی اون‌قدر شجاعت داره که ریسک کنه و هدفمند و پیوسته دنبالت بیاد و با تصمیمی آگاهانه بار‌ها و بارها تو رو انتخاب کنه و حرف و عملش با هم یکی باشه :)

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم؟ حالِ همه خوب است ؛ من اما نگرانم

* بازی با دل آدمها برنده ندارد چون شخص دلشکسته خودش را می بـازد وشخصی که دل می شکند شرافــتش را...

بیخیال شاعری یک جمله و ختم کلام خسته‌ام ؛ در کنج چشمانت محلم می‌دهی؟ 00:00

چه‌ خویشی ‌با قمر داری که پا تا فرق زیبایی؟

...🫠!

مسپار دل به هر کس که رخ چو ماه دارد به کسی سپار دل را که دلت نگاه دارد

‹ دل دادن و بگرفتن کاری است بسۍ آسان؛ بر پای 'دل' ایستادن شرط است، بھ‌ آن بنگر

تو را به خواستن دعوت می کنم به نگاه های هیجان زده به فشردن دستهایت در قراری با استرسِ خاصِ دوست داشتن تا لذت بوسه های بی هوا... زیبا خواهد بود
• ابراهیم بلاغی•

مثلِ قاتل که سر صـحنه‌یِ جُرمش برود ؛ کاش می‌آمد و می‌دید چه با ما کرده‌ . . . 00:00

تو شبیه دلبران هستی ولی جور دگر دلبران دل می‌بَرَند ، اما تـو جانم می‌بَری🫀

هر زمان چشمم به چشمان تو مایل میشود روز و شب فرقی ندارد ، ماه کامل میشود🌚