نشانیِ سوّم
الذهاب إلى القناة على Telegram
کلمههایی که از ما بهجا خواهد ماند، بیخوابیِ عجیبی خواهند کشید... بیخوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راههایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175
إظهار المزيد854
المشتركون
-2124 ساعات
+137 أيام
+28130 أيام
أرشيف المشاركات
851
از بیشترین → کمترین تلفات تقریبی:
انقلاب چین (۱۹۴۹ + جنگ داخلی)
≈ ۱۵ تا ۲۰ میلیون
انقلاب روسیه (۱۹۱۷ + جنگ داخلی)
≈ ۷ تا ۱۲ میلیون
انقلاب مکزیک (۱۹۱۰–۱۹۲۰)
≈ ۱ تا ۲ میلیون
انقلاب فرانسه (۱۷۸۹–۱۷۹۹)
≈ ۴۰۰ هزار تا ۱ میلیون
جنگ استقلال آمریکا (۱۷۷۵–۱۷۸۳)
≈ ۲۵ تا ۵۰ هزار
ایران ۲۰۲۶
≈ ۳۶ هزار
انقلاب کوبا (۱۹۵۳–۱۹۵۹)
≈ ۱۰ تا ۲۰ هزار
انقلاب ایران ۱۳۵۷
≈ ۲ تا ۳ هزار
بهار عربی – مصر (۲۰۱۱)
≈ ۸۴۶
تونس (۲۰۱۱)
≈ ۳۰۰
اوکراین (۲۰۱۴)
≈ ۱۲۰
انقلاب مخملی چکسلواکی (۱۹۸۹)
≈ نزدیک به صفر
انقلاب گل رز گرجستان (۲۰۰۳)
≈ کمتر از ۱۰
انقلاب نارنجی اوکراین (۲۰۰۴)
≈ کمتر از ۵
انتقال قدرت اسپانیا پس از فرانکو (۱۹۷۵–۱۹۷۸)
≈ کمتر از ۵
استقلال هند از بریتانیا (۱۹۴۷، مرحله سیاسی پایانی)
≈ کمتر از ۵۰۰ در فاز انتقال قدرت
فروپاشی شوروی (۱۹۹۱)
≈ کمتر از ۱۰۰
انقلاب آرام مغولستان (۱۹۹۰)
≈ ۰
انقلاب آرام استونی (۱۹۸۷–۱۹۹۱)
≈ ۰
انقلاب آرام لتونی (۱۹۸۷–۱۹۹۱)
≈ ۰
انقلاب آرام لیتوانی (۱۹۸۷–۱۹۹۱)
≈ ۰
استقلال ایسلند از دانمارک (۱۹۴۴)
≈ ۰
851
واقعا تاحالا به این فکر کردید که موقعِ سقوطِ حکومت ها سرتاسرِ جهان، خیلی وقتا چه آمارِ کمتری از قربانیها یا شهدایِ اون انقلاب دستمون رسیده؟ بر فرضِ مثال که سی هزار تا مبالغه باشه. هر انقلابی که پیروز شد یا حتی نشد هم باید برایِ طرفداریِ بیشتر از خودش آمارِ بیشتر از اونچه که واقعا هست به اطلاعِ عموم برسونه دیگه؟ خب. یعنی حتی اگه این آمار مبالغهست، پس اون یکیها هم مبالغهست و ما مسئلهای در این مورد نداریم.
حالا دوباره برگردیم به این موضوع که، تا به حال فکر کردید که این تعداد آدم چهههقدر زیاده؟ یعنی واقعا هر حکومت و دولتی قبل از رسیدنِ به این تعداد از قربانی و کشته شده ها میذاره میره. تسلیم میشه. فرار میکنه یا کشته میشه. چرا دور بریم؟ همین انقلاب ۵۷، چه قدر مگه آدم جمع شد و کشته شد که شاه رفت؟ حالا شما تصور کنید، این آمار واقعی باشه. تصور کنید این حجم از کشتار در طولِ تاریخِ ایران بیسابقه باشه.
یعنی ما حق داشتیم که تو کافه بشینیم و با ذوق بگیم قبلِ ۲۲ بهمن اینا رفتهن و وقتِ جشنِ ماعه. ما حق داشتیم. خوش باور نبودیم. چون ما میدونستیم آمارِ زیادی مخالفِ این حکومتن. و انقدر زیادن و شجاعن که حتما میریزن بیرون و اعتراض میکنن و شعار سر میدن.
چون هیچکس فکر نمیکرد حالا که این همه آدم ریختن بیرون، این همه آدم بکشن تا نرن. هیچکس فکر نمیکرد بمونن و تا این حد جنایت رو انجام بدن.
هیچکس فکر نکرد این همه آدم بمیره.
اون میز و اون صندلی های کافه و اون عموی کافه ای و من و اون، حالا همه تو بُهت موندیم. هیچ کدوممون فکر نمیکرد این همه آدم بکشن. این همه...
851
امشب مامان و آبجی که دوییدن بالا، زیرِ لب گفتم جمع، جمعِ عرزشیا. بابا زیرِ لب خندید. گفت: با سیاست باش. آدم بعضی وقتا خیلی چیزایِ درستی میدونه اما چیزی نمیگه. و من به این فکر کردم که دیگه چه قدر دیر بود برایِ این حرف. چهقدر..
851
کاش بیشتر از این ها از اتاق بیام بیرون. زیرِ "آسمونِ دیده شدنی" که میخوابی همه چیز امکان پذیر تره انگار. رویا ها، فانتزیها، هدف ها. خواب هام انگار اینجا دستیافتنی ترن. انگار مثلا همیشه میشدن و نمیدونستم.
انگار فقط یه سری خط و فکر رو دیوار و طرحایِ سقف نبودن. واقعی بودن. اینجا بودن. لایِ ابرا.
851
نقاش ها قدیم که عکاسی نبود چه شکلی آسمون ابری رو میکشیدن؟ این ابرا همهش دارن حرکت میکنن. هر ثانیه یه جورن.
851
She's satisfied in the scorchin' summer
Like the trees and stars she's layin' under
They're fine bein' right where they are
Give her a buzz and a beat-down boy
She hates bullshit and loves the noise.
851
She's got a need to leave you wantin' more
She loves hard love and metaphors
Leave your shoes off at the door
'Cause dinner's waitin' on you.
Grand things don't impress her much
She's keen to smaller acts
She likes honey in her coffee
And boys that use their backs..
Friday afternoon at the Mercury Lounge
She loves a Prince song and a live sound
Never needs much and sure knows how to dance =)
All the money in the world couldn't make her smile
She prefers things that are worthwhile
Like small towns, that old style, and smaller acts.
851
امشب با لبخند غرق شدم تو این ادیت. انگار سقفِ اتاق برداشته شده باشه و امید و دلگرمی یهو پخش شده باشه تو قلب و روحم. چند بار رو تکرار دیدم و حرفایِ آهنگ حک شد تو وجودم. خوشحالم که میتونم اینارو تو چنلم بگم چون همه چیزِ این دوستی سالمه. و میگم و راحت احساساتمو ابراز میکنم. و به این فکر میکنم که امشب تنها چیزی که میخوام اینه که این خاطره ساختن ها باهاش، حداقل صد سال انقضا داشته باشه.
851
از امروز به بعد دیگه واقعا یکی از کارایِ موردِ علاقهم خوابیدن و نگاه کردن به آسمونِ یهکم ابریه.
851
حجمش زیاده چون باید با کیفیت باشه. واقعا زیباست این روزها. واقعا. این دختر واقعا موردِ علاقهمه. واقعا.
۱۴۰۴/۱۱/۲۰
851
آسمون، ابرا، دوازده دقیقهیِ تمام شادکامی. زنگ، استرس، اینجا، زندانِ ملایر، خندهیِ دستپاچگی، پاک کردنِ تماسِ ضبطشده، پیام و حسِ حمایتِ هانیه.
معامله با مامان، شال قرمز، لباسِ کوتاه و نوزده سالگی. اسنپِ محترم، خرید وسطِ راه.
زوتوپیا دو، دوباره کراش زدن رو نیک برایِ بارِ هزارم، شیرکاکائو میلی بابی براونی، پخش شدن رو زمین از خنده، برایِ بارِ دوم دیدم برقِ اشک رو تو چشماش از شدتِ خنده. همون یک دقیقهیِ تمام شادکامی برایِ تمامِ زندگی بس نبود؟
تیلور سوئیفت، اینستا، اسنپِ خانوم، پرت شدنِ این ور و اون ورِ علی صالحی، چت gpt و تپش قلب، ۵ لیوان آب خوردن و دو استکان چایی و تب،
تروما تروما تروما
همون یک دقیقهیِ تمام شادکامی، برایِ تمامِ زندگی بس نبود؟
