ar
Feedback
نشانیِ سوّم

نشانیِ سوّم

الذهاب إلى القناة على Telegram

کلمه‌هایی که از ما به‌جا خواهد ماند، بی‌خوابیِ عجیبی خواهند کشید‌‌... بی‌خوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راه‌هایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175

إظهار المزيد
951
المشتركون
+424 ساعات
+1397 أيام
+38730 أيام
أرشيف المشاركات
تو رستمِ تهمتنی، کِی می‌ری امضا بکنی؟

این شعار‌هایی که در اینستا ساخته‌اید حتی موقعِ خواب یادمان می‌افتد و ما را می‌خنداند. پدر‌سوخته‌ها دهنتان سرویس.

photo content

3:46

So I'll watch your life in pictures (and video massages) like I used to watch you sleep And I feel you forget me like I used to feel you breathe And I'll keep up with our old friends just to ask them how you are Hope it's nice where you are (and I hope you're still the one I've always known.) (And you hadn't changed at all=)

sticker.webp0.00 KB

هر کپشنی زدم بی‌نمک شد. واکنش صادقانه‌م به همون مسائل سیاسی اخیری که خودتون می‌دونید:

Yep. اوجور. شب‌به‌خیر.

photo content
+4

و نگین اگر آن‌جا می‌زیست:
+1
و نگین اگر آن‌جا می‌زیست:

photo content
+9

این صحبت و نظرم رو هم از زبونِ زندایا شنیدم. دقیقا همین. جالب بود.

بعد از دیدنِ یک فصل euphoria، می‌تونم به جرئت بگم که به شدت برخلاف تصورم از آب در اومد و قوی‌تر از چیزی بود که فکرش رو می‌کردم. بازیِ بی‌نظیرِ زندایا، کیفیتِ تاثیرگذاری، خلاقیت در نشون دادنِ صحنه‌های حساس و احساسات به شکلِ فانتزی با توجه به موضوعِ اصلیِ سریال، که مصرف دراگ باشه واقعا می‌تونه این مجموعه رو تو لول‌های بالایِ فیلم و سریال بذاره. ۸ قسمت، کوتاه و مختصر، جذاب و پر از رنگ و فلش و نور و گلیتر. صحنه‌های بسیار زننده‌ی دو‌سه قسمتِ اول باعث شد بخوام همون ابتدا کل سریال رو بذارم کنار و قضاوتش کنم اما چون دانلود کرده بودم بقیه‌ش رو هم دیدم. اگه کسی این سریال رو مبتذل‌ترین اثر تاریخ بدونه یا پخشش رو به طور کامل توقیف کنه و یا محدوده‌سنیِ بالایِ ۲۵ سال روش بذاره یا تمام و کمال بهش هیت بده، بهش حق می‌دم. اما همچنان موافقِ این هستم که چیزی که در چشمشون دیده نشده، قدرت اثرگذاری رو مخاطب و کیفیتِ واقعا بالای هر صحنه و موسیقیِ سریال بوده. (هنر می‌خواد به‌هر حال!) حتی اگه خطِ داستانی هم برایِ یک‌سری‌ها جذاب نبوده باشه، من رو که عاشقِ پرشِ صحنه‌ها و خطی نبودن هستم رو به خودش جذب می‌کنه. برام جالبه که مبتذل‌ترین فیلم‌ها از نظرِ ما آدم‌ها، معمولاً ‌هایی هستن که بدونِ معنا، فقط یک حس از یک رویداد رو به نمایش می‌ذارن. نه سری و نه تهی. فقط احساس و تجربه و بس. نمی‌گم خوبه، نمی‌گم بده، اما برام جالبه. در آخر بخوام کلی بگم، من موقعِ دیدنش لذت بردم. صحنه‌ی آخر، آواز خوندن زندایا رو هم دو‌بار دیدم. در کل جذابیت داشت و من رو هم که یک احساس این‌شکلی درباره ی این موضوعات دارم رو بیشتر جذبِ خودش کرد. (موقعِ دیدنِ این‌جور فیلم‌ها، باید دور بایستید. دستتون رو بذارید زیر چونه‌تون و با نگاه عاقل‌اندر سفیهی به فیلم نگاه کنید و نقد کنید. سعی کنید همه‌ی جوانب و ارزش کار رو در‌نظر بگیرید اما خودتون رو قاطیش نکنید. واقعا خودتون رو قاطیش نکنید!) پ.ن: نه‌تنها با خانواده نبینید، بلکه کلا نبینید. من واقعا نظرم این هستش که بی‌خیال.اون قسمت‌های اولش واقعا حال آدم رو به هم می‌زنه. پ.ن۲: ۱۰ هزار بار سجده می‌رم که این سریال وقتی کوچیک‌تر بودم به دستم نرسیده. واقعا نه. کلا پیشنهاد می‌شود تماشا نشود. حالا ۱۹ ساله که شدید، بعد. شاید. (انقدر بد بود که واقعا یک‌جاهایی این‌جور بودم که ببین اسرائیل ببین همین کارارو می‌کنیا.=)))))) پ.ن۳: یک سری هشدار داره به‌خاطر فلش‌های زیادش تو بعضی قسمت‌ها. اگه اذیت می‌شید حواستون رو جمع کنید.🩵

روان‌زخم = تروما

از اعماقِ وجودم از اعتراضات برایِ آزادی روان‌زخم دارم. مثلِ هر ایرانی. از تکرارِ فجایعِ دی‌ماه می‌ترسم. نه که چون می‌ترسم پس اگه وقتش شد اعتراض نکنم، نه. ولی می‌ترسم براشون. خیلی می‌ترسم.

اصلا من امروز نمونه‌یِ بارزِ دوگانگی بودم. کل اکسپلورم رقصایِ شکیرا و چالش‌های بچه‌ها با آهنگِ جامِ جهانیشه و دلم می‌خواسته پاشم و امتحان کنم و برقصم، از طرفِ دیگه می‌گفتم خدا خدا خدا یعنی افغانستان چی می‌شه؟ و نشستم. نمی‌دونم ما نقشمون چیه؟ چرا هر‌کاری می‌کنیم، حتی تو فوتبال و جامِ جهانی هم عینِ آدم عادی‌ها جا نمی‌شیم؟ چرا همیشه فرق داریم با همه؟

چه‌قدر حسِ بدیه که آدم ندونه موقعِ نگاه کردن به بازی تیمِ ملیش با یه کشور دیگه باید خوشحال و هیجان‌زده بشه چون نماینده مردمن نه خیلی چیزای دیگه، یا به‌خاطرِ اعضایِ تیمِ چرت‌و‌پرتشون فحش بده و دعا کنه نبره. اصلا کجایِ تاریخ دیدید آدم دعا کنه تیمِ کشورش نبره؟ واقعا تو قسمتِ بدی از تاریخیم.

با اضطراب اکسپلور رو چک می‌کنم تا اخبارِ جدید از فراخوانِ امروزِ زنانِ افغانستان رو هر چه‌ زود‌تر بشنوم. تو ذهنم یکی همه‌ش می‌خونه: "شب‌های بی‌ترانَه نَمانَه نَمانَه بی‌مهریِ زَمانَه نَمانه نَمانه بی‌مهریِ زمانَه نَمانَه نَمانَه..."

+1

+1