ar
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

الذهاب إلى القناة على Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
242
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
+1130 أيام
أرشيف المشاركات
چرا با کلمات این کار رو می‌کنید؟ اون از رهبر شهید که قائد رو درآوردین جاش اینم شهید تو خبر زده جان‌فدا لاریجانی :/

تا کلید احتمالی بیاد ۳ شب نخوابیدم. 🫪

بعد از کنکور که اومدم خونه مثل جنازه بودم و همین‌جور مبهوت نگاه می‌کردم اطرافم رو منتظر نشسته بودم سایت سنجش دفترچه سؤالا رو بذاره تا یادداشت کنم و بتونم وقتی کلید میاد حدودی حساب کنم. همون موقع بچه‌های سال پایینی، فامیل و بعضی دوستام زننننگ‌ زننننگ پیام پیام که کنکورت رو چی‌کار کردی! خیلی بده این کار، طرف خودشم نمی‌دونه چی‌کار کرده، هی زنگ نزنید و پیام ندید به کنکوری‌های بی‌چاره! چه بعد از کنکور چه بعد از اعلام نتایج.

عفونت گوش واقعا چیز جالبی نیست.

[در منی و این همه ز من جدا...]

مودم اینه که کپهٔ مرگت رو بذار و برو تو خودت خانوم زهرا‌.

آدمیزاد ممکنه قاتل خودش رو ببخشه ولی کسی که رویاش رو کشته؛ هرگز.

میا و کوه غمت را به دوش من مسپار که زیر بار خودم هم نمی‌روم گاهی! ز کوه بودن خود خسته‌ام دگر ای مرد تو هم بپرس ز من، تکیه‌گاه می‌خواهی؟!

ای نور هردو دیده انسان وفا ندارد!

بعد چند ماه هم تو جشن فارغ‌التحصیلی یه نمایش از زمان درس‌خوندن تو مدرسه برای خانواده‌ها اجرا کردیم که توش مشاورمون می‌زد تو سر من ایزدییی تو که باز داری شعر می‌گی!

حالا کنکور خیلی هم چیز بدی نیست؛ مثلا من اون سال تمام وقت‌هایی که می‌خواستم درس‌های دیگه رو نخونم و فرار کنم، تست ادبیات می‌زدم و شعرهای موردعلاقه‌م رو یادداشت می‌کردم و‌ اولین شعرهای خودم رو هم(بیشتر معر بود) تو همون دوران نوشتم. :)

https://t.me/Owl_Teacher1/10559 دور از تو سرشکسته سرش را به چاه برد در انعکاس آب، نگاهی به ماه برد [من بندهٔ نگاه توام ثامن الحجج!] گفت و شکایت از غم دنیا به شاه برد این‌‌‌جا کسی به داد دل ما نمی‌رسد باید به سرپناه ضعیفان پناه برد عرض نیاز پیش همه کار باطلی‌ست باید فقط به دامن تو اشک و آه برد با یک نگاه تو غم ما چاره می‌شود خوشبخت آن کسی که به چشم تو راه برد... #زهرا_ایزدی‌نیا

آخرین‌بار که سر زانوم چسب زدم دوچرخه و اسکیت بازی می‌کردم.

همین بس است برای من از وصال شما همین که گاه بگویم سلام، حال شما #علیرضا_نورعلیپور

خیلی جاها گفتن ولی من به‌خاطر اینکه واسهٔ کنکوری‌ها کلّی ذوق دارم و به دلیل شرایط یک‌سال اخیر خیلی نگران‌شون‌ام، جداگانه ازتون می‌خوام که نفری یه دونه صلوات هدیه به امام رضا علیه‌السلام کنید به نیّت موفقیّت‌شون؟

خدا را شکر در دنیا اگر هر چیز کم دارم کنارم دوستانی مثل اشک و آه و غم دارم... #زهرا_ایزدی‌نیا

Repost from شکپوی
اما بدتر از همه این بود که بگویند صبور باشید، صبور باشید، حرفی از این دردناک‌تر نیست، و چه بهتر که به آدم فحش و ناسزا بگویند. #ژوزه_ساراماگو

شب استعاره‌ای از روزگار تار من است سیاه‌‌رختی‌اش از بخت سوگوار من است... اگر تمام جهان هم دچار غم باشند من آن بلای سیاهم که غم دچار من است چه بهتر آن‌که نباشم قرین و یار کسی منی که سایهٔ نحسی همیشه یار من است نفس‌کشیدن من جز عذاب چیزی نیست ندیده روز خوشی آن‌که در کنار من است صدای شوم کلاغان، به گوش می‌آید نوید این‌که عزیزی در انتظار من است خوشم که وقت جدایی رسیده ای دنیا! جناب مرگ رسیده است و بی‌قرار من است... #زهرا_ایزدی‌نیا

حتی نای گریه هم ندارم.

حداقل دوتایی شعر قشنگ شنیدم برسم خونه می‌ذارم براتون‌.