شایان آبروشن | شاعر
الذهاب إلى القناة على Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
511
المشتركون
+424 ساعات
+77 أيام
+9530 أيام
أرشيف المشاركات
شب های بعد از رفتنت طولانی و غمناک شد
با گریه هر شب بالشم بارانی و نمناک شد
#شایان_آبروشن
چشمان سیاهت همه شعر است و غزل هم
بسیار فریباست ندارد که بدل هم
انگار دلم بند دلت بوده از اول
این بند گشایش نشود وقت اجل هم
از طعم نگاهت همه مدهوش و پریشان
شیرینی آن هست چونان قند و عسل هم
در وصف تو در گل بنشستند قلم ها
نیما و سنایی و رهی شیخ اجل هم
میخواهمت این بار اجابت بنمایی
با بوسه و گیسوی پراکنده بغل هم
#شایان_آبروشن
از سطر سطر دفتر خاطراتم
خون میچکد.
خون رویا هایم که به دستان خودم
کشته شدند...
طلوع نیمه جان امید
به سرزمین جان من
با هوای ابری این دنیا و آدم هایش
به غروبی از جنس یأس
بدل گشت.
به مانیتور خیره ام!
فقط چند نفس با یک خط صاف شدن فاصله...
#شایان_آبروشن
هوا از ابر تهیست
خوب میفهمم که خورشید
بی واسطه به دردم گرما میبخشد.
و زمین پاهای تو را به سمت رفتن میکشاند.
برای آخرین بار باد
عطر تو را به بینی ام میچشاند.
و تو نماندی
و انگار خدا با تمام عناصر سعی در سخره ی من داشت...
راستی
بعد از رفتنت
خیلی چیزها آمدند
بغض های سنگین
گریه های شب رنگ
نامه های ارسال نشده
و شعرهای چاپ نشده
اما بیشتر از اینها را دیگر نفهمیدم
پس از اینها فقط باران بارید باران بارید و باران بارید...
در خیابان ها
در حیاطمان
در اتاقم
و حتى زير لحاف.
#شایان_آبروشن
Repost from N/a
خداوند کسانی را از زندگی شما حذف می کند، زیرا گفت و گویی را شنیده که شما نمی دانید!
📚هیچ ملاقاتی تصادفی نیست
هنوزم بعد بارونای پاییزی
نگاهم خیسِ من فکرم پریشونه
تو مثل کوچه های شهر تهرونی
که هرکی توش عاشق شد پشیمونه
#شایان_آبروشن
بخشی از عشق تو از جان و تنم بیرون شد
من فراموش نکردم... به کسی خون دادم
#شایان_آبروشن
نویسندگان شاعران دم زنند از، تو ای عشق
ولی عاشق آن است؛ راضی به مرگی نهانی
#شایان_آبروشن
وقتی تو را در آغوش گرفت...
تکه های قلب مرا
میان تار موهای پریشانت، نیافت؟
#شایان_آبروشن
به تنهاییِ عاشق ها قسم پاییز میداند
غمی دارم... که او هم جای اشکش، برگ میریزد
#شایان_آبروشن
مشق دانشجوی عاشق شعر از موهای یارست
پس نوشتم؛ لخت و مشکی، بی نهایت هم پریشان
#شایان_آبروشن
