ar
Feedback
Mizuki

Mizuki

الذهاب إلى القناة على Telegram

Echoes of oblivion.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 062
المشتركون
-524 ساعات
-167 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
Mizuki
1 066
🤣🤣🤣🤣🤣

Mizuki
1 066
دست خودم نبود به خدا🤣🤣🤣🤣

Mizuki
1 066
بچه ها نمیرفتن قمه کش میشدم

Mizuki
1 066
🤣🤣🤣🤣🤣🤣

Mizuki
1 066
اصن نمیتونستم کنترل کنم

Mizuki
1 066
داشتی میخندیدی گاو

Mizuki
1 066
عین بز میخندیدم تو کل مسیر

Mizuki
1 066
حالا من چیکار میکردم

Mizuki
1 066
اونجا یجوری گفتم باباتون رو درمیارم خودم پشمام ریخت🤣🤣🤣🤣

Mizuki
1 066
بعد ریدم تو خودم

Mizuki
1 066
اره تو گفتی بهم اصن

Mizuki
1 066
به محیا میگفتم نرو میان میبرنت 🤣🤣🤣🤣

Mizuki
1 066
نه جدی مسخره نمیکنم

Mizuki
1 066
گازشو گرفت رفت ولی با میزان سماجتی که ما دیدیم گفتم اینا الان دوباره برمیگردن خلاصه موندم دم خونشون به مامانم گفتم بیاد ببردم تو راه نخورنم چقد خر بودم

Mizuki
1 066
اما واقعا داشتم داد میزدم

Mizuki
1 066
ببینین این اینجا مسخره میکنه

Mizuki
1 066
گفت برید گمشید دیگه تا نگفتم پدرتونو در بیارننننننن

Mizuki
1 066
وای واییییی 🤣🤣🤣🤣🤣

Mizuki
1 066
دیگه ارمینا سلیطه شد

Mizuki
1 066
بعد رسیدیم کوچه مادربزرگ ارمینا باز پیچیدن تو کوچه