مامان ".
الذهاب إلى القناة على Telegram
تو با خیلی از حرفات من و یاد خیلی از آدما میندازی مامان . (نْیشتمآن) -𝑀𝑜𝓂'𝓈 𝒽𝑜𝓊𝓈𝑒 𝓅𝑜𝓈𝓉 🕰: @moms_wordsbot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
416
المشتركون
+1124 ساعات
+397 أيام
+13130 أيام
أرشيف المشاركات
416
به مامان گفتم ..
ادما میرن اما همیشه اون اهنگ مورد علاقشون که به تو دادنو یادت میمونه -
یا حتی اون لقب بامزه که همیشه با اون صدات میکرد "
خیلی چیزا باعث میشه تو یادش بیوفتی خیلی چیزارو میبینی و میگی اونم اینو دوست داشت یا کاش اونم الان اینجا بود ))
من آهنگ مورد علاقمونو هنوز دارم خنگه -
eren
416
به مامان گفتم ..
بنظرت ممکنه همه چی برگرده و مثل قبل بشه )
میشه مثل قبل ادمای خوشحالی بشیم که صدای خندهاشون کل ساختمون رو پر میکنه -
مامان بهم گفت :
حتی اگر یک درصد هم برگردیم به اون زمان هیچ چیز قرار نیست مثل کیفیت قبلیش باشه زندگی مثل اون موقع نوری توش وجود نداره بیشتر شبیه به خاکستره ..
(اعتماد و علاقه ای که از بین بره هیچوقت به دست نمیاد حتی اگه کلی قسم بخوری که مثل قبل نیستی)
_ریحآنه
416
Repost from دفترچهخاطراتِاسی
وقتی ۲ روز کامل میخوابی ولی وقتی بیدار میشی باز هم پیام نداده :
@EsiDiary
416
به مامان گفتم ..
یعنی میشه منم بعدا وقتی به این روزا فکر میکنم بگم وای واقعا برای چه چیزای کوچیکی روزهای زیادی رو به خودم عذاب میدادم -
برای دوری چه ادمهای سمی ای چه روزای اسونی رو سخت میکردم "
بخاطر چه حرفایی از طرف تو شبها با کلی گریه خوابیدم و صبح شبیه ادمی که چیزیش نشده باهات صحبت کردم ).
(وقتی ازم دوری یجوری حالم خوبه که لعنت به اون روزایی که باهم بودیم)
416
به مامان گفتم ..
نظرت درباره اینکه یه روزی قراره واسه همیشه برم چیه -
اینکه همه چیزمو جا بزارم و با چندتا چمدون بزارم و برم و چیزای مهمم و که تو چمدون جا نمیشرو نبرم "
چیزای مهم مثل تو مامان مثل ابجیا مثل بابا که خیلی وقتا ناراحتمون میکرد مثل خونمون ..
مامان بهم گفت :
اگر بری کجا میری بازم برمیگردی بهم سر میزنی بازم مثل آدامس خرسی بهم میچسبی اگه بری و وقتی برگشتی مثل قبل نبودی چی اگه اونجا بهت سخت گذشت و من نبودم چی ))
هرجایی غیر اینجا .
قطعا اونجا اندازه الان قرار نیست بهم سخت بگذره مامان ”
خیلی شبا بهم سخت گذشت و تو نتونستی متوجه اون فاجعه مرگ بار بشی ›
