📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
الذهاب إلى القناة على Telegram
🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
206
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+87 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
🛑*پرندگان
با چشمانى آتشين
حول تو می چرخد
زنى با پاهایی برهنه
بر نبض هیرکانی راه می رود
با اناری پر خون در سینه
جیب هایش پر از توت دلتنگی
و دستهایش
پر از شيون و فرياد
بر درختان پیراهنش بلبلان هنوز می خوانند
و پرندگان از شاخه ای به شاخه ی دیگر
زندگی را جیک جیک می کنند
🛑✳️✍️فرزانه صیاد -بندر انزلی
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
غزل 319 حضرت سعدی
دکلمه : سیمااسعدی
هرکه بی دوست می برد خوابش
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑دفترم بغض دارد
ورق می خورد
صفحه صفحه شعر تو
لای دست های تکیده و رنگپریده ی من
که معجزه ی انگشت های توست
شاعری
در وصف تو شدم و
غزلواره هایی که
تبیین شاعرانه حیات اند
چقدر عقربه های سرد زمان
در حمل تو به سکوت نشستهاند
و چقدر
روزها غمگین اند
به نتِ برآمده از سینه ی تو
هنوز
هوای اینجا
بوی تو می دهد
بوی مردی که
عصاره ی غزل و آیینه و نیلوفر بود
هنوز
نفس واژه ها بالا نیامده
هنوز گلوی من
از جیغ نیامدنت زخمی ست
اصلاً
حال من امشب خوب نیست
واژه واژه غم
برسینه ام آویزان است
رفتنت
گسلی شد
میان من و تو
معنای دردهای دفتری که
پایان هر سطرش
رویای من بود
بی تو
بغضِ نوشته های مرا
پایانی نیست
🛑✳️✍️پروین صفر نژاد چوبری-رشت
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑نماز عشق
طی شده عمرِگران درآرزوی زندگی
دل فروماندازنَفَس درجست وجویِ زندگی
تاگشودم چشم دل دیدم جوانی رفته است
آب رفته برنمیگردد به جویِ زندگی
هرشبانگاهان سرِسجاده باسوزوگداز
درنمازِ عشق هستم روبه روی زندگی
سبزمی بینم رُخِ خود در دلِ آیینه اش
تابهاری ترشده خُلقِ نکویِ زندگی
عطرِ گل پیچیده درهرواژه ی شعرِ تَرَم
باغِ احساسم گرفته رنگ وبویِ زندگی
لحظه هارابا امیدوآرزو طی میکنم
تاکه نوشم جرعه ای ناب ازسبویِ زندگی
🛑✳️✍️فائزه فتحی- اصفهان
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑خطخطی
میرقصد دستم روی کاغذ
خطخط
خطخطی
نمیدانم
خطخطیهایم بامعنایند
یا شعرهایم بیمعنی
همچنانکه حیرانم
روزهایم به مرگ میرسند
یا مرگ به شبهایم
در خطخطی افسونیست
در انحناهای تَنَش
در امتداد رویشش
نمیدانم به کجا میرسد
و از کجا میآغازد
تنها همسفرش میشوم
و میرسم به سرزمین خیال
لمیده در آغوشش
میفراموشم مرگ را
شعر میشوم
شعری که کسی نمیخواند
کسی نمیفهمد
رازْجادوییست
بین من و خطخطی
🛑✳️✍️دکتر میترا جاجرمی
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑مرد پارهپوش»
🛑وزن: «فاعلاتُ فاعلاتُ فاعلاتُ فاعلات»
لنگ ظهر
مرد پارهپوش
رفت سمت رود
خشتهپل گرفته بود طاقباز میغنود
مرد،
خسته،
رفت چایخانهی کنار رود
کفخورک به زیر پل، حباب از آب میربود
چای را که خورد،
تند، یک قدم جلو گذاشت
پارهپوش توی مجمرش سپند کرد دود
دید پشت وانت لکنتهای نوشته است:
کور! چشم هرچه نانجیب و ناکسِ حسود!
تویِ کوچهای که پاگذاشت، باد میوزید
سرد بود؛
سردِ سردِ سرد... آسمان کبود
خیره شد به مجمرش که بود خاکیِ و سیاه
خواست با سپند روشنش کند، ولی چه سود!
اندکی نفس گرفت، گرم خواند:
آه! آه! آه! هستیام تباه شد چه زود!
پارهپوش
ناامید؛
کوچه:
سوت و کور و لخت
مثلِ خرس،
خواب رفته بود شهر لنگرود
🛑✳️✍️#داوود_خانی
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند
🛑سردبیر فرهنگی و ادبی
🛑دکتر مریم وثوقی
هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر .
در این روزهای گرم تیرماه بهترینهارو برای شما ارزومندم.🌺
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️غزل زیبایی از حضرت سعدی
🛑✳️شماره ۱۰۸
🛑✳️از دیوان غزلیات شیخ اجل
🛑✳️🎤اجرا: ادیب 💞
🛑✳️گوینده رادیو
مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست
وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست
مبر ظن کز سرم سودای عشقت
رود تا بر زمینم استخوان هست
اگر پیشم نشینی دل نشانی
و گر غایب شوی در دل نشان هست
به گفتن راست ناید شرح حسنت
ولیکن گفت خواهم تا زبان هست
ندانم قامتست آن یا قیامت
که میگوید چنین سرو روان هست
توان گفتن به مه مانی ولی ماه
نپندارم چنین شیرین دهان هست
بجز پیشت نخواهم سر نهادن
اگر بالین نباشد آستان هست
برو سعدی که کوی وصل جانان
نه بازاریست کان جا قدر جان هست
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️غزل زیبایی از حافظ شیرازی
شماره ۲۵۵
🛑✳️🎙#مریم_فاتحی
🛑✳️📻گوینده رادیو
🛑دور گردون گر دو روزی برمراد ما نرفت
🛑دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور...
.
.
.
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
اگر هم «بغض» و «اقیانوس» از یک منظر با هم تناسب داشته باشند، مثلا در نشاندادن عظمت بغض، باید گفت که این منظر، شاعرانه نیست؛ چرا که وجه عینی ندارد. تشبیه برای خود مراتب ظاهری و عینی دارد که از جزئینگری شروع میشود و به کشف میرسد یعنی شاعر ابتدا ارتباطی را بین ظاهرِ اجزا و اشیا و پدیدههای طبیعی کشف میکند، سپس همین امر خود سبب ارتباطهای معنایی و معنوی میشود. در این صورت، هرچه شکل ظاهری ارتباط و شباهت و نزدیکی و تناسب، بیشتر و ظریفتر و دقیقتر باشد، ارتباط معنایی و معنویی آن نیز بیشتر خواهد بود، و طبعا تولید محتوا عمیقتر و گستردهتر صورت خواهد گرفت.
بهتر است بهجای «بغضها»، کلمه «غم» بگذاریم که گسترایش با «دریا» و «اقیانوس» همخوانی و تناسب و شباهت بسیار داشته و در عین حال با خود و در خود پشتوانه ادبیات کلاسیک را هم دارد. استفاده از این پشتوانه، تنها بهرهبرداری از ظرفیت شعر کلاسیک محسوب میشود، نه تقلید و تکرار و مستعملبودن. گذشته از این، شعر دوم چند اصلاح کوچک دیگر نیز لازم دارد که در ذیل مشخص شده است:
«غم
اقیانوسی شده است
بس که غرق کردهام
در خود
دریاها را...»
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️دو بال ادبیات فارسی، یکی شعر است و دیگری نثر. شاهکارهای این دو گستره آنقدر غنی و عمیق و بسیارند که طبعا فقط با خواندن آنهاست که عظمتشان آشکار میشود. از این رو، نخواندنشان برای شاعران و نویسندگان حکم ضایعه و نقصان را دارد. وقتی هم که این غولهای زیبایی بر مخاطب اهل قلم سایه انداختند، او دیگر با احتیاط دست به قلم برده با وسواس کارهایش را منتشر میکند. شک نیست که آنان که بیمحابا و باری به هر جهت، آثار سست و سطحی و مصنوعی، و یا هذیانهای خود را منتشر میکنند، یا شاهکارهای دیروز و امروز فارسی را نخواندهاند، یا اگر هم بخشی از آن را خواندهاند، درک درست و دقیق و ظریفی از آنها بهدست نیاوردهاند.
نه تنها نویسندگان بلکه شاعران هم باید آثار منثور فارسی را بخوانند، و نیز برعکس. چرا که وقتی توامان کلام منثور و منظوم در نگاه و گوش و هوش شاعران و نویسندگان بنشیند، نهتنها ذهن و زبانشان را با این دو زمینه در نوشتن آشنا میکند، بلکه ذهن و زبانشان را در خلق آثار منظوم و منثور تواناتر و دوصدایی کرده و آهنگین و روان میسازد. یعنی از دیروز تا امروز، بهصورت طبیعی، اصل بر این بوده که نهتنها شعر روان و سلیس، که کلام منثور آهنگین نیز زیباتر از غیر آن است؛ از نثر بیهقی تا نثر شمس و مولانا و سعدی و بیدل و جامی بیا تا نثر معاصرانی چون دهخدا و ـ نزدیکتر ـ تا نثر ابراهیم گلستان و یدالله رویایی و بهرام بیضایی و اکبر رادی و...، و تا بسیاری از نویسندگان نسل بعد از انقلاب که همه و همه در نثرهاشان زنگی و رنگی و آهنگی، و نیز روانیِ رودی و سرودی نرم و آرام جریان دارد، و این همه نشانههایی است از برتری اینگونه نثر بر انواع دیگر. اگرچه قبول دارم که در مواردی غیر از این امر نیز نثرهایی میتواند در تناسب با مضمون و موضوع خود، مناسبتر و بهتر و موثرتر عمل کنند.
حال وقتی نثرنویسان اینگونه در ادبیات فارسی قدم و قلم میزنند و هر ورقی را بهشکلی رقم میزنند، حساب کار شاعران سپیدسرا نیز باید دستشان بیاید که توجه خاصی بر آهنگینبودن اشعار خود داشته باشند و تخمِ ترنّم بکارند و بهوقتش نیز بذر حماسه بپاشند؛ هم در مقام شاعر و هم در جایگاه نثرنویس؛ چرا که در ظاهر، شعر سپید به نثر نزدیکتر است. یعنی یک شاعر سپیدسرا ضمن حفظ شعر و شعریتِ آن، باید ظرفیت و ظرافت نثر را نیز بر شعریت خود علاوه کند؛ در حالی که ناصر ثاقبیفرد ـ با توجه به داشتنِ دانش و تجربه شعر و شعر کلاسیک ـ در شعر نخست از ظرفیت و ظرافت شعر و نثر دیروز و امروز استفاده نکرده است. یعنی شعر اول او بیشتر در جاده واقعیت صرف حرکت میکند، نه در مسیر یک شعر که از راه تخیل و تصویرسازی میگذرد؛ آنگونه که رویا یا فراواقع بر پایهی واقعیت استوار شده باشد، و نیز آنگونه که واقعیت بر فرازِ خود تابیده و آن را برای مخاطب، گرم و پذیرا و باورپذیر کرده باشد. در شعر اول ثاقبیفرد، تخیل کمرنگ است و بیشتر سطرها را حرفهای معمولی واقعی اشغال کرده است، و تنها نشانههای تخیل در تعبیر «پاشیدهشدن آب بر صورت سرد خیابان» است و «سفر سفید دل» دیده میشود که اگرچه در شاعرانه و زیباشدن اثر موثر بوده و در نشاندادن سردیِ رفتن و وداع مناسب است، اما تابش این دو سطرِ مخیّل چندان نیست که نثرگونگی و مطولبودن کلام را تحت شعاع خود بگیرد و آنها را پوشش دهد، خاصه چهار سطر آخر که چون پایان شعر است، در هر صورت باید بهتر و موثرتر حرف شعر را رسانده و به پایان ببرد، مطولتر است. «دعا» در کل شعر جاری است و نیازی به تکرارش نیست و گفتن «ای دوست تو هم دعا کن» نیز نه موثر است و نه حتی آوردنش ضرورتی دارد. سطر آخر «دلم را برنگردانند» هم چندان وضوح و روشنی ندارد؛ چون این معنای متضاد با متن را تداعی میکند که «برنگردانند آنی را که در آرزوی برگشتنش دعا کردم و وضو گرفتم و...»، و اگر هم منظور شاعر این است که «خلاف دل من عمل نکنند» (که باید هم همین باشد)، این نوع بیان گنگ است و روشنی و وضوح ندارد و منظور شاعر را نمیرساند.
با اینهمه، شعر اول قابلیت اصلاح دارد و میتواند اثر قابل توجه و زیبایی از آب درآید.
شاعر در شعر دوم در شروع خوب عمل نکرده است. رابطۀ روشن و مشخص و متناسبی بین «بغض» و «اقیانوس» وجود ندارد. بغض، قبض و فشردگی را تداعی میکند و میرساند و اقیانوس، وسعت و گستردگی را.
🛑✳️📚نقد و بررسی دو شعر از ناصر ثاقبی فرد؛
✳️نثر خوب مثل شعر خوب
🛑✳️✍ضیا الدین خالقی
*سفر
میبوسی قرآن را
یک کاسه آب
پشت پایت
میپاشند به صورت سرد خیابان
من هم
پشت پای سفر سفید دلم
وضو میگیرم
دعا میکنم
از سفر به سلامت بازآیی
ای دوست تو هم دعا کن
تا دلم را برنگردانند...
*بغض
بغضهایم
اقیانوسی شده است
بس که غرق کردهام
در خودم
دریاها را...
در ادامه میخوانید👇
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️در بلاغت سنتی، تلمیح را یکی از صنایع ادبی دانستهاند؛ اشارهای کوتاه به داستانی، شخصیتی یا رخدادی آشنا. این تعریف نادرست نیست، اما همهی حقیقت را نیز نمیگوید. تلمیح صرفاً آرایهای برای آرایش کلام نیست؛ سازوکاری است که حافظهی متن را سازمان میدهد. متن با تلمیح اعلام میکند که به کدام گذشته تعلق دارد و از کدام گذشته فاصله گرفته است.
هیچ حافظهای خنثی نیست. حافظه همواره با انتخاب آغاز میشود. به همان اندازه که چیزی را به یاد میآورد، چیز دیگری را فراموش میکند. متن نیز چنین است. آنچه در تلمیح ظاهر میشود، تنها بخشی از گذشته است؛ گذشتهای که متن آن را برای اندیشیدن به اکنون برگزیده است. بنابراین، تلمیح صرفاً نشانهی حضور یک متن دیگر نیست، بلکه نشانهی غیاب متنهای دیگری نیز هست که دیگر در افق معنایی اثر جایی ندارند.
از همینجا میتوان از «ناخودآگاه متن» سخن گفت. مقصود از ناخودآگاه متن، نیت پنهان نویسنده نیست، بلکه مجموعهی پیشفرضهایی است که متن بدون آنکه دربارهی آنها استدلال کند، بدیهی میانگارد. این همان لایهای است که جهانبینی یک دوره را حمل میکند. تلمیح، یکی از مطمئنترین راههای دسترسی به این لایه است، زیرا متن معمولاً آگاهانه دربارهی نظام دانایی خود سخن نمیگوید، اما آن را در شبکهی ارجاعاتش آشکار میسازد. از این منظر، تلمیح فقط رابطهای میان دو متن نیست؛ رابطهای میان دو پارادایم است. هر پارادایم شبکهی خاصی از ارجاعات را معتبر میشمارد و حافظهی فرهنگی ویژهی خود را میسازد. تا زمانی که این پارادایم پابرجاست، تلمیحها نیز کمابیش ثابت میمانند. اما هنگامی که پارادایم دگرگون میشود، شبکهی تلمیحات نیز تغییر میکند. از همین رو، گسست پارادایمی را میتوان در تغییر حافظهی متن مشاهده کرد.
تحول شعر فارسی نمونهای روشن از این فرایند است. شعر کلاسیک سرشار از تلمیحات نجومی است؛ فلک، سپهر، زحل، مشتری، سعد و نحس کواکب و بروج، صرفاً واژگان شاعرانه نیستند، بلکه اجزای دستگاهی معرفتیاند که در آن سرنوشت انسان با نظم کیهانی پیوند خورده است. در چنین جهانی، انسان هنوز مرکز تبیین نیست؛ او در دل تقدیری زندگی میکند که افلاک نیز در آن سهم دارند. از همین رو، خاقانی، انوری، مسعود سعد و حتی حافظ بارها به این حافظهی نجومی بازمیگردند. این بازگشت، پیش از آنکه انتخابی بلاغی باشد، بازتاب ناخودآگاه فرهنگی عصر آنان است.
اما با مشروطه و سپس شعر مدرن، شبکهی تلمیحات دگرگون میشود. تلمیحات نجومی به حاشیه میروند و جای خود را به ارجاعات تاریخی، اجتماعی، سیاسی و تجربهی زیستهی فرد میدهند. این حذف، کمتر از آنکه نشانهی تغییر ذوق ادبی باشد، نشانهی تغییر در شیوهی فهم جهان است. شعر دیگر رنج را به گردش سپهر نسبت نمیدهد، بلکه آن را محصول مناسبات قدرت، تاریخ و کنش انسان میبیند.
تفاوت میان حبسیات مسعود سعد سلمان و شعرهای زندان فرخی یزدی، تنها تفاوت دو شاعر نیست؛ تفاوت دو حافظهی فرهنگی است. مسعود سعد در جهانی میاندیشد که فلک هنوز در سرنوشت انسان نقش دارد؛ فرخی در جهانی زندگی میکند که زندان را نتیجهی استبداد میداند، نه نحسی ستارگان. این تفاوت، نشانهی گسستی در ناخودآگاه فرهنگ است.
از همین منظر، ظهور رمان در غرب نیز صرفاً تولد یک گونهی ادبی نبود، بلکه بازنویسی حافظهی ادبیات بود. رمان، جهان را نه بر پایهی تقدیر، بلکه بر پایهی امکان روایت کرد. همانگونه که قهرمان حماسه درون نظمی از پیش مقرر حرکت میکند، شعر کلاسیک نیز در شبکهای از ارجاعات کیهانی میاندیشد؛ و همانگونه که شخصیت رمان آیندهای گشوده دارد، شعر مدرن نیز بهتدریج شبکهی تلمیحات خود را از آسمان به زمین منتقل میکند.
از اینرو، شاید لازم باشد تلمیح را از نو تعریف کنیم. تلمیح نه آرایهای برای زیبایی کلام، بلکه شاخصی برای مطالعهی تاریخ اندیشه است. هر تلمیح، ردپای حافظهای است که هنوز زنده است و هر فراموشی، نشانهی پارادایمی است که اعتبار خود را از دست داده است. تاریخ ادبیات را میتوان نه فقط از خلال آنچه متنها نوشتهاند، بلکه از خلال آنچه دیگر نتوانستهاند به یاد آورند نیز بازخوانی کرد. شاید در نهایت، تلمیح همان جایی باشد که ناخودآگاه فرهنگ، بیآنکه بداند، خود را آشکار میکند.
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️دکترجهاندیده
🛑✳️📚تلمیح؛ ناخودآگاه متن و گسست پارادایمی
🛑✳️✍دکترسیناجهاندیده
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
یارب از مادر گیتی بچه طالع زادم
حافظ
اگر بخواهیم تاریخ ادبیات بنویسیم، معمولاً به سراغ شاعران، سبکها، قالبها یا مضامین میرویم. اما شاید تاریخ ادبیات را بتوان از مسیر دیگری نیز خواند؛ از خلال چیزهایی که متنها به یاد میآورند. هر متن گذشتهی خاصی را احضار میکند و گذشتههای دیگری را به سکوت میسپارد. از این منظر، تاریخ ادبیات نه فقط تاریخ نوشتن، بلکه تاریخِ یادآوری و فراموشی است.
در ادامه میخوانید👇
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑🌈درنگی در شعر
🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇
🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور
شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود)
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🤲نیایش
🛑✳️🌈خدایا
🛑✳️🌈دستم خالی است
🛑✳️🌈اما دلم قرص است
🛑✳️🌈چون تو هستی!
🛑✳️🌈به تو توکل میکنم و
🛑✳️🌈اطمینان دارم به قدرتت
🛑✳️🌈دلخوشم به بودنت
🛑✳️🌈که تنهایم نمیگذاری...
🛑✳️🌈بیشتر از همیشه مراقبم باش!
🛑✳️🌈الهی اگر می آزمایی
توان و تحملمان را زیاد کن
اگر می آموزی
ادراکمان را وسعت بده
اگر میبخشایی
ظرفیتمان را افزایش بده
توکل میکنم به تو که قدرت مطلقی
🛑🎤گرشاهستم ازدیارسرسبزعلویان،استان مازندران،ساری زیباا
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️🌈♥️به توکل نام اعظمت
✳️✨"بِسمِ الله الرّحمنِ اَلرّحیم"✨✳️
✨باسپردن به همه چیز
✨به دستـان گـرم خـدا
✨خـودت رابـرای
✨یک روزبهتـر آمـاده کن
✨آنوقـت زیبـاترازهمیشـه
✨نفـس میکشـی
✨زیبـاتراز همیشـه میبینـی
✨بهتـراز همیشـه زنـدگی میکنـی
✨روزتون زیبا💐
✳️🌈🌞صبح زیبای شما همراهان عزیز رادیو راهیان شعر بخیر ♥️
✳️🌈 شروع هفته شما،
✳️🌈✨پر از نور و انرژی خوب
✳️🌈🤲الهی که برکت از آسمون بباره تو زندگیتون
✳️🌈و لبخند مهمون همیشگی لبهاتون باشه
🛑گرشا هستم🎤 از دیارسرسبز علویان، مازندران زیبا
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑☀️🌻🌈بخش صبحگاهی تقدیم میکند
🛑🌈🌺صبح یعنی آغاز
🛑🌈🌼آغاز یک عبور و دریچه یک سلام
🛑🌈🌺گوش کن ... در نبض کودکانه صبح
🛑🌈🌼این راز برکت است که می نوازد
🛑🌈🌺به حرکت سلام کن و درود بفرست
🛑🌈🌼سلام و درود بر شما مهربانان
🛑🌈🌺روزتون را با انرژی مثبت این کلیپ آغاز کنید
🛑🌈☀️درود همراهان ارجمند رادیو راهیان شعر.
🌈✨امروزتون سرشار از شادی✨🌈
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑🌈امروز شنبه ۲۰ تیرماه ۱۴۰۵🌈🛑
🛑🌈✨بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
🛑🌈✨بود ذکر هر لحظه و هر زمان
🛑🌈✨بنام خداوند بخشنده ی مهربان
🛑🌈✨بـبـر نـام یـکـتـا خـداونـد را
🛑🌈✨که هم جان تازه گردانی و هم توان
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰
🛑🛑🛑جهت اطلاع
🛑🌈✳️با درود و احترام خدمت دوستان و همراهان عزیز رادیو مجازی راهیان شعر
روزتون بخیر و سرشار از موفقیت.به آگاهی میرسانم که...
.
.
.
🛑🌈✳️صدا🎤بشردوست
همکار رادیو
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
