📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
الذهاب إلى القناة على Telegram
🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
200
المشتركون
-124 ساعات
-147 أيام
-1830 أيام
أرشيف المشاركات
✳️ای دودمان خونی پرواز …
(با دودمان خونی پرواز، ص ۱۹۳)
کلام آخر اینکه: «سید علیرضا طبایی» مخاطب آثار خود را به رسمیت میشناسد و با او صادقانه گفتگو میکند. این صداقت از آغاز تا فرجام کتاب ـ آشکار و پنهان ـ جلوهگر است. او پیش از آنکه سرودههایش را تقدیم کند، به مناس
بت از آنها یاد میآورد. به عنوان مثال، از «این، آن شب موعود بود…» و دو شعر دیگر که به گفتة خود او دربارة شاهکار خلقت و انسان کامل همه زمانها حضرت امام علی(ع) است، سخن میگوید.
آنگاه یکصد و نه شعر را که به شیوة خاص خود در دو دفتر تنظیم نموده است، دفتر اول با عنوان «شیواییها» و دفتر دوم با نام «نیماییها» از نظر خوانندگان میگذراند. خوانندگانی که اگر نه به جهت داشتن سابقة ذهنی از آثار مستحکم و شیوای او، بل به لحاظ ارزش و غنایی که در نقد موجود شاهد آن هستند، شاعر روزگار خود را اندیشمندانه تحسین میکنند.
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️نصرالله مردانی، سپیده کاشانی، حسین منزوی، اسدالله عاطفی، محمدعلی بهمنی، عباس باقری، عباس صادقی (پدرام)، محمدجواد محبت، عمران صلاحی، محمدرضا عبدالملکیان، محمدرضا سهرابینژاد، شیون فومنی، اکبر اکسیر، حسین اسرافیلی، کریم رجبزاده، حسن لرنی (فرازمند)، محمد معلم، محمد مجد، شیرینعلی گلمرادی، حسن سالیانی، عزیزالله زیادی، حسین ابن آهی، دکتر روحانگیز کراچی، دکتر امیرحسین سعیدی، احمد آرمون، شکوه قاسمنیا، رضا بشیری معالی، محمود لشکری، منصوره ده بزرگی، اکبر بهداروند، محمدجواد سپاهی، افسر نیک روی، ناهید یوسفی، نادعلی طهماسبی، ولیالله درودیان، ژاله نظیری، آذر صرافپور، جعفر درویشان (غروب)، اردلان سرفراز، شاهپور پساوند، طه حجازی، غلامحسین اولاد (م.اندیش)، محمد ذکایی (هومن)، سعید قهرمانی، و …
فرستندگان آثار،به تجربه دریافته بودند که برای چاپ هر اثری، تنها یک ضابطه وجود دارد؛ آوردن نمرة قبولی یا همان قابلیت داشتن برای چاپ. که این درک ابتدایی با گذشت زمان و همکاری بیشتر، به باوری خدشهناپذیر تبدیل میشده است. صفحات ادبی با عنوان «هنر و ادبیات امروز» انتشار مییافت و به تناوب و با نظم منطقی بخشهای گوناگونی را شامل میشد: شعر امروز، غزل امروز، معرفی کتاب، کتاب آشنایی (معرفی چهرههای ادبی)، از افقهای تازهتر، نامها و چهرهها و رویدادها، از دفتر شاعران معاصر، این شاعران جوانتر، نمونههای ادب پارسی، مسابقه شعر ماه، مسابقه قطعه ادبی، بحثهای ادبی، نظرخواهی، غزل از شاعران معاصر، دوبیتی از شاعران معاصر، شعر آزاد امروز، شعر شاعرهها، و …
انجام این مهم با همت و تلاش شاعری صورت میپذیرفت که پیش از پرداختن به کار در مطبوعات، به رتبة نخست رشتة روزنامهنگاری در بین آموزشگاههای کشور دست یافته و نخستین شعرش را در یازده سالگی سروده بود. ده سال بعد از آن، شعر «ویتنام» و «حماسهای برای قاره سیاه» و پس از چاپ، به چند زبان از جمله انگلیسی، آلمانی، چینی و ژاپنی ترجمه و در اغلب کشورهای جهان انتشار یافت. اندکی پس از آن سالها (۱۳۴۴ و ۱۳۴۵) درگفتگویی که او و آثارش را میشناساند، چنین میخوانیم: «حضرت علی(ع) شخصیت محبوب من است و از زنان نامدار تاریخ حضرت زینب(س) و در زندگی واقعی مادرم را ستایش میکنم.»
هرچندکه آخرین مجموعة شعر علیرضا طبایی با وقفهای بیست و پنج ساله منتشر شده است، لیکن از سال ۱۳۳۷ که نخستین غزل این شاعر در یکی از نشریات آن روزگار به چاپ رسید، تا هم اکنون، فاصلهای بین او و وادی شعر و ادب نبوده است. گفتگو با ایشان و بررسی کارنامة فعالیتهای ادبی وی، بر این حقیقت گواهی میدهد.
گرایش به کمگویی و گزیدهگویی، آثار علیرضا طبایی را در مقایسه با مجموعههای دیگر، از جایگاه ویژهای برخوردار ساخته است. از جمله اینکه خواننده با ذوق را به این اندیشه و باور میرساند که منبع ارزشمندی از اشعار معاصر را یافته که میتواند در هنگام ضرورت و نیاز به آن مراجعه و به بازخوانی سرودهها بپردازد.
شعرها در طول بیست و پنج سال گذشته سروده شدهاند و آیینهای تمام نما از اندیشهها و فراز و نشیب زندگی شاعرانه شاعر به شمار میآیند. و در چینش آنها مصلحتاندیشی و پرمدعایی دخالتی نداشته است.
تسلط شاعر بر ادبیات کهن و فرهنگ زادبوم خود و آشنایی با رمز و رازهای قالبهای گوناگون شعری و کاربرد آنها، افزون بر آنچه که گفته شد، اقبال شیفتگان هنر و گوهرشناسان ادب منظوم را سبب شده است. اهدای جایزه شعر خبرنگاران به این شاعر پیشکسوت و انتخاب این مجموعة دویست و شصت و پنج صفحهای از اشعار چاپ نشده وی، دلیلی بر این مدعا میتواند باشد:
از شعلة خشم، آسمانها شعلهور بود و زمینی میسوخت
لبهای خاک تشنه، زیر نیزههای آتشین میسوخت
یک سوی ایمان بود و عشق و رادمردی، در صفی سُتوار
آنسو، ولی، قلب دنائت از لهیب آز و کین میسوخت
گاه وداع آخرین خورشید، نبض آسمان میکوفت
از این وداع واپسین، بال و پر روحالامین میسوخت
لب تشنه، آبی برگرفت و ریخت، چون در آب پیدا بود
در خیمهها لبهای خشک غنچههای نازنین میسوخت
تیغ از کمین برجست، ماهی در محاق افتاد، دستی سوخت
دستی که بر آن بوسهها میزد امیرالمؤمنین، میسوخت
یکباره سقف آسمان آمد فرود و نخلها دیدند
از زخم گرگان، مشک از هم میدرید و اسب و زین میسوخت…
(ص ۱۸۴ و ۱۸۵)
«… مردی از تبار دانش و رادی!» غزلی است پر جاذبه که یادآور رشادتهای علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع) است و چند بیت از آن برگزیده شده است. هرچند که پرداختن به هر سرودة این دفتر، زمانی در خور و نگاهی ژرف طلب میکند:
… دریادلان قافلة کردار!
میخواهم
بیگانه با عشیرة گفتار
فرزندی از تبار شما باشم
میخواهم از شمایان، پرواز را، دوباره، بیاموزم
✳️از جای برمیخاست، بیتاب و به شرق آسمان، پرسان نظر میکرد
آنگاه بر جا مینشست و باز هم سجاده را از اشک تر میکرد
ذرات هستی، جمله دعوت بود و پیغام بشارت داشت در آن شب
از لحظه موعود، از دیدار با معبود، او را باخبر میکرد
این آن شب موعود بود، آن لیلة القدری که باید مطلع الفجرش
دست شقاوت، چهره و پیشانی او را به خون عشق تر میکرد
این آسمان بسیار شبها دیده بود و پیش از آن در یاد میآورد
او را که سر در چاه تنهایی فرو برده، به تلخی شکوه سر میکرد
بشکوهتر، یک ضربت شمشیرش از تسبیح جن و انس روز رزم
در بستری تا آستان مرگ، پاس دوست را با جان خطر میکرد
پسکوچهها و کوچههای کوفه با آهنگ گامش آشنا بودند
با کولهباری نان و خرما و نوازش، فرصت شب را سحر میکرد
فرزانه مردی، خشم و قهرش، هم سرشت مرگ، تا بر دست و پا میمرد
حتی اگر اندیشه شمشیر او از خاطر دشمن گذر میکرد
بخشنده ابری، لطف و مهرش همنژاد زندگی در قحط سال عشق
وقتی نوازشهای دست و خندهاش ویرانهها را بارور میکرد
گاه نماز از استخوان تیرش برآوردند و او را یاری از خود نه!
گاه دگر با بخشش انگشتری، زان طرفه، کاری طرفهتر میکرد
در کعبه پا بر شانهای بنهاد کآنجا دست حق تابید در معراج
با خلقتش تنها نه انسان را و هستی را، خدا را مفتخر میکرد
بیداد جانش را چنان خاری به چشم و استخوانی در گلو، میخست
«فزت و ربالکعبه» بر لب داشت در آن دم که آهنگ سفر میکرد
محراب اگر فریاد سر میداد از آن ضربت که بر فرق علی آمد فریاد او از کهکشانها میگذشت و گوشها را جمله کر میکرد. این غزل که خواندن دوباره و چند بارهاش را دل میطلبد، با عنوان «این، آن شب موعود بود…» بر صفحههای ۱۸۱، ۱۸۲ و ۱۸۳ آخرین مجموعه شعر «علیرضا طبایی» زینت بخشیده است.
«شاید گناه از عینک من باشد»، چهارمین مجموعه شعر علیرضا طبایی است که از سوی انتشارات آئینه جنوب، با شمارگان یکهزار و پانصد نسخه در بهار سال ۱۳۸۵ شمسی به طبع رسیده است. پیش از این، جوانههای پاییز (۱۳۴۴، پیروز، تهران)، از نهایت شب (۱۳۵۰، بامداد، تهران) و خورشیدهای آن سوی دیوار (۱۳۶۰، توس، تهران) در کارنامه هنری این شاعر جای داشته است. او متولد سال ۱۳۲۳ شمسی است و تا شهریور ۱۳۴۷ که به تهران مهاجرت کرده، در زادگاهش شیراز به سر برده است.
طبایی در رشته ادبیات دراماتیک دارای مدرک کارشناسی ارشد میباشد و پایاننامه خود را در سال ۱۳۷۵ با عنوان «بررسی نمایشنامههای منظوم از آغاز تا امروز» به پایان رسانده که ضمن آن به بررسی تاریخچه و سیر تعزیه، پردهخوانی، و نمایشنامههای منظوم پرداخته است.
در مقدمه کتاب حاضر، چنین میخوانیم: «… در فاصله انتشار اولین مجموعه تا سومین آن، چندین و چند کتاب دیگر به دست انتشار سپردم. از «گزیده آثار شاعران معاصر» تا زندگینامه مشاهیر و بزرگان هنر و ادب و تاریخ و … برای گروه جوان و نوجوان ـ و نیز کتابهایی از سر تفنن و نیاز برای کودکان ـ انتشارات پدیده، با نام مستعار، یا حتی بدون نام… .
سالهای درازی است که چند تن کوشیدهاند ـ و هنوز میکوشند ـ تا شکل گرفتن در محتوا و شکل غزل را به خود نسبت دهند. این گونه نیست؛ غزل فارسی راه درازی را پیموده تا به این مرحله از تحول و کمال و تشخص رسیده است. شاعران نام آشنا و یا گمنام بسیاری در حرکت بخشیدن به سیر تحول آن، سهم داشتهاند…»
علیرضا طبایی که نزدیک به دو دهه از بهترین سالهای عمر خود را (سال ۱۳۴۷ به بعد) در فراهم ساختن موجبات رشد و بالندگی شاعران کشورمان گذرانده است، با تواضع و فروتنی، تنها اشارهای گذرا به آن سالها دارد (صفحه سوم مقدمه کتاب). این در حالی است که مدیریت بخش ادبی چند نشریه را به شیوهای مطلوب و با ابتکار عمل و دور از تکرار و یکنواختی عهدهدار بوده است.
به گواهی این رسانههای مکتوب، اشعار و نوشتههای نامآوران شعر و ادب و همچنین شاعران بزرگی چون: محمد نوعی و دکتر خسرو فرشیدورد، به منظور آشنایی جوانان با آثار ایشان، به چاپ میرسید. علاوه بر آن، شاعران نام آشنای بسیاری، نخستین سرودههایشان را برای بررسی و چاپ در اختیار علیرضا طبایی قرار دادهاند:
علیرضا طبایی
🛑✳️📚نگاهی گذرا بر زندگی ادبی و کارنامه شعری استاد علیرضا طبایی
🛑✳️با کولهباری از نان و خرما و نوازش
🛑✳️✍محمدرضا اصلانی
👈اشاره: «شاید گناه از عینک من باشد»، آخرین مجموعه شعر «سید علیرضا طبایی»، دربرگیرنده اشعاری است که این شاعر نامآشنای شیرازی در طول بیست و پنج سال گذشته سروده است. از فعالیت ادبی این شاعر و روزنامهنگار چیرهدست، پنجاه سال میگذرد.
به این بهانه، نگاهی گذرا بر زندگی ادبی و کارنامه صاحب این اثر ارزشمند صورت پذیرفته است. امید که شاگردان نامآور این آموزگار دلسوز را نیز خوش آید و قدرشناسی و سپاسمندی محسوب شود…
در ادامه می خوانید👇
🛑🌈درنگی در شعر
🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇
🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور
شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود)
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
زندگی
بازیِ عجیبیست
میآییم
میدویم
میبازیم
میبریم
عاشق میشویم
و خیال میکنیم
بازی ادامه دارد.
غافل از اینکه
مرگ
داورِ خاموشِ بازیست.
سوتی در دست
و پایانی
که برای همه
یکسان است.
چه فرقی میکند
برنده بودهای
یا بازنده؟
مهم این است
تا وقتی
صدای سوت نیامده
زیبا بازی کنی.
آنقدر زیبا
که بعد از رفتنت
کسی بگوید:
چه بازیگر زیبایی بود
در این زندگی.
🛑✳️#نسرین_پورنقی_باهوش✍
🛑✳️🎤#ص_زادحبیب 🎙
🛑✳️همکار رادیو
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️🌈🕊️ هیچ صبحی معمولی نیست...
هر صبح، یک تکهی تازه از قصهی زندگی ماست؛ پس قشنگ بنویسش، حتی اگر فقط با یک لبخند شروع شود. 🌿
🛑✳️🌈🌸 سلام به شما؛ صبحتون شیرین و دلتون سبک
🌈🌹 🌼سلام صبح زیباتون بخیر
🌈🌺هر روز صبــــــح☀️
🌈🌼آرام تر
🌈🌺صبورتر
🌈🌼خندان تر
🌈🌺مهــربان تر
🌈🌼بخشــــنده تر
🌈🌺باگذشت تر ؛ بـــاش
🌈🌼حواست به نگاهِ خـدا باشد که
🌈🌺چشمش به زیبـاتر شدن توست
🛑✳️گوینده 🎤بانو زردشت(از شیراز)
🛑✳️همکار رادیو
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🌈🌸💫پــــروردگــــارا
🌈🌼💫دلم میخواهد آرام صدایت کنم:
🌈🌸💫« یا رب العالمین »
🌈🌼💫و بـــگـــویـــم :
🌈🌸💫 تــو خــودِ آرامــشـی
🌈🌼💫 و من، خودِ خودِ بیقرار
🌈🌸💫«الهی و ربی من لی غیرک»
🌈🌸💫بــــا نـــام یــگـــانـــه او
🌈🌼💫دفتر سومین روز هفته را میگشاییم.
🌈🌸💫 بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ
🌈🌼💫الــــهــــی بـــــه امـــــیـــــد
✳️اگر میدانستی چه قدرت و جادویی
✳️در شکرگزاری نهفته است
✳️با هر نفس میگفتی خدایا شکرت🤲
✳️گوینده 🎤بانو زردشت(از شیراز)
🛑✳️همکار رادیو
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑☀️🌻🌈بخش صبحگاهی تقدیم می کند
🛑✳️🌈صبح بخیر امروز را به امید خدا شروع میکنیم، نه به ترس از فردا.
🛑✳️🌈به صبح سلام کنیم
به روزی که هنوز هیچ صفحهای از آن نوشته نشده است.
🛑✳️ درود همراهان عزیز رادیو مجازی راهیان شعر
🛑🌈صبحتون بخیر و نیکی
🌈 دوشنبه شهریور ماهتون عالی💐
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️✨بسمالله الرحمن الرحیم✨
🛑✳️به نام خدایی که پشت تمام نرسیدنها، حکمتی پنهان کرده است.
🛑✳️ دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵
🛑✳️ ۲۴ آگوست ۲۰۲۶
🛑✳️ ۱۱ ربیع الاول
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
💠دوستان و همراهان عزیز شب تابستانیتون بهخیر🍂🍃🍁🍂🍃🍁🌿☘️🍁🍂🍂
🛑 🍃با بخش #شبانه
همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️غزل ۲۹۴ حافظ
🛑✳️🎤ادیب💞
✳️در وفای عشقِ تو مشهورِ خوبانم چو شمع
شبنشینِ کوی سربازان و رندانم چو شمع
✳️روز و شب خوابم نمیآید به چشم ِ غمپرست
بس که در بیماریِ هجرِ تو گریانم چو شمع
✳️رشتهی صبرم به مقراضِ غمت بُبریده شد
همچنان در آتش ِ مِهرِ تو سوزانم چو شمع
✳️گر کُمِیتِ اشکِ گلگونم نبودی گرمرو
کی شدی روشن به گیتی رازِ پنهانم چوشمع
✳️در میانِ آب و آتش همچنان سرگرمِ توست
این دلِ زارِ نزارِ اشکبارانم چو شمع
✳️در شبِ هجران مرا پروانهی وصلی فرست
ور نه از دَردت جهانی را بسوزانم چوشمع
✳️بی جمالِ عالَمآرای تو روزم چون شب است
با کمالِ عشقِ تو در عینِ نقصانم چو شمع
✳️کوهِ صبرم نرم شد چون موم در دست ِ غمت
تا در آب وآتشِ عشقت گدازانم چو شمع
✳️همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدارِ تو
چهره بنما دلبرا! تاجان برافشانم چو شمع
✳️سرفرازم کن شبی از وصلِ خود ای نازنین!
تا منوّر گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
✳️آتشِ مِهرِ تو را حافظ عَجب در سَر گرفت
آتش ِ دل کِی به آبِ دیده بنشانم چو شمع
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
