📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
الذهاب إلى القناة على Telegram
🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
205
المشتركون
+124 ساعات
+97 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
💠دوستان و همراهان عزیز شب تابستانیتون بهخیر🍂🍃🍁🍂🍃🍁🌿☘️🍁🍂🍂
🛑 🍃با بخش #شبانه
همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
برگ برگ زندگیات 🍃
ورق خورد
از رنجها
بال درآوردی 🦋
پُر کشیدی به آسمان ☁️
ماهی شدی 🐟
رفتی به دریا 🌊
فرشته شدی 👼
ماندی در زمین 🌍
تو ای زن
مادر همه 🤱
🛑✳️✍️#_انسیـــہ_خاتمے✍️
🛑✳️#ص_زادحبیب 🎙
🛑✳️عصرتان بخیر
احوالتون نیک حال دلتون کوک، همراهان رادیو مجازی راهیان شعر 🍃♥️
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 📻
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی 📡
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
قلـبِ عاشـق میتپد ، تنهــا بـرای یـک نفر
بـایـد از عـالَــم بُرید و مـاند پـای یـک نفر
گـاه از آییـنـه هــم باید فـراری بـود و دید
عکسِ خـودرا بین قـابِ چشمهای یـک نفر
جایگاهۍاختصاص باید ازآغـوش ساخت
تنـگ بـایـد کــرد آن را ، قــدّ جـای یک نفر
آرزوهــای محـــالِ دیگـران بــایـد شـــد و
مستـجــابِ ربّنـــاهـــای دعــــای یـک نفـر
روی هـر بـامی نبـاید رفـت از پرواز گفت
بـال باید جـَلــد باشـد ، در هـوای یک نفر .
#علی_باقری
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
غزل 132 حضرت حافظ
دکلمه : سیمااسعدی
به آب ِ روشن ِ مِی، عارفی طهارت کرد
ای آرزوی اولیـــــــن گــامِ رسیـــــــــــــــــدن
بـر جــــادههـــــای بــیســرانجــامِ رسیـــدن
کـار جهــان جــــز بـر مــدار آرزو نیســـــــت
بـا ایـــن همــه دلهــــای نـاکــامِ رسیــــــدن
کِی میشود روشن به رویت چشم من ، کِی؟
وقــــت گــل نِـــــی بـود هنگـامِ رسیـــــدن؟!
دل در خیــال رفتـــن و مــن فکـــر مـــانـدن
او پختــه ی راه اســت و مــن خــامِ رسیـدن
بــر خــامـــیام نـامِ تمـــامــــی مـــیگـذارم
بـر رخـــوتِ درمــــانـدگـــــی نـامِ رسیــــدن
هــر چــه دویـدم ، جـاده از مـن پیـشتر بود
پیچیــــده در راه اســـــت ابهـــامِ رسیــــدن
از آن کبـــوتـر هــــای بـــیپـروا کـه رفتنـــد
یـک مُشـت پَـر جــا مــانـده بـر بـامِ رسیــدن
ای کـالِ دور از دستــــرس ! ای شعــرِ تـازه !
مــیچینمـــت ، امــــا بـه هنگـامِ رسیــــدن .
#قیصر_امین_پور
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
☑️شمالی
روز
آیینگی کلماتی ست
که تو را
به دریا می خواند
و سپیده ، سپیده بارانی
باران
دریا
عبور کلمات شمالی
سپیده آذر ارجمند
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
☑️کهنه قالی
پا خوردهام چنان که یکی کهنه قالیام
از بس زمین خوردهام امروز عالیام
من زاده ی جنوبم و داغ است پشت من
اما کنار کوچه تو من شمالیام
باران نمی شوی که بیایی زمین ما
تا بنگری صلابت این خشکسالیام
می خواهم این جهان که بریزم به پای تو
تا می رسم به چشم تو من دست خالیام
دست مرا بگیر گناهی نمی کنی
من عاشق فشردن دست خیالیام
با صد یقین والبته، طوفان و تندرم
در آسمان ابر تو یک احتمالیام
یک بار در میان نمازم بیا ببین
دور از تو در قنوت چه حالیبهحالیام
دکتر جهان سبز علی پور -تالش
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
☑️چشم خیس
ناخن می کشم
بر پوست شب
این درد مزمن
امان نمی دهد
مهتاب در بازی قائم باشک
میان ابرها
شب را تبدار
وچشم هایم خیس
سیده فریبا حسینی دیوشلی
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند
🛑سردبیر فرهنگی و ادبی
🛑دکتر مریم وثوقی
هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر .
دوستان گرامی مردادماه تان همراه با شعر و شور و ارامش .🌺
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️غزلی زیبا با اجرایی دلنشین ،تقدیم شما همراهان عزیز رادیو...
🛑✳️غزل ۴۶۰ از ✍️حضرت حافظ
🛑✳️🎤گوینده: دکتر فرشته جوادی
همکار رادیو
🛑✳️🎵موسیقی: تکنوازی سنتور در شور
✳️سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِ
أُلاقی مِن نَواها ما أُلاقی
✳️الا ای ساروان منزل دوست
إِلی رُکبانِکُم طالَ اشْتیاقی
✳️خِرَد در زندهرود انداز و می نوش
به گلبانگ جوانان عراقی
✳️رَبیعُ العُمرِ فی مَرعیٰ حِماکُم
حَماکَ اللّهُ یا عَهدَ التَّلاقی
✳️بیا ساقی بده رَطْل گرانم
سَقاکَ اللّهُ مِن کَأسٍ دِهاقِ
✳️جوانی باز میآرد به یادم
سماع چنگ و دست افشان ساقی
✳️می باقی بده تا مست و خوشدل
به یاران برفَشانم عمر باقی
✳️درونم خون شد از نادیدن دوست
أَلا تَعْساً لِأیّامِ الفِراقِ
.
.
.
.
.
✳️وصال دوستان روزی ما نیست
بخوان حافظ غزلهای فراقی
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️طفلی به نام شادی
دیریست گم شده است
با چشمهای روشن براق
با گیسویی بلند به بالای ارزو
هر کس از او نشانی دارد
ما را کند خبر ...
این هم نشان ما
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
🛑✳️✍️دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی
🛑✳️🎤اوا بشردوست
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
منتقد، معلمی نیست که متن را تصحیح کند و نه قاضیای که درباره آن رأی صادر کند. او واسطهای است میان متن و جامعه خوانندگان؛ کسی که امکان دیدن آنچه را پیشتر دیده نمیشد، فراهم میکند. ارزش یک نقد نیز نه در تعداد احکام قطعی آن، بلکه در توانایی آن برای گشودن افقهای تازه فهم و برانگیختن گفتوگوهای تازه است.
از این رو، گذار از نقد قضایی به نقد ارتباطی، تنها دگرگونی یک روش در نقد ادبی نیست؛ بلکه نشانه گذار از یک صورت عقلانیت به صورت دیگری از عقلانیت است. جامعهای که نقد را به گفتوگو بدل میکند، به تدریج در سیاست، فرهنگ و زندگی اجتماعی نیز از منطق حکم به منطق استدلال نزدیک میشود. نقد ادبی، در این معنا، نه حاشیه فرهنگ، بلکه یکی از نهادهای بنیادین شکلگیری فرهنگ گفتوگو است.
شاید رسالت منتقد نیز دقیقاً از همینجا آغاز شود: نه اینکه آخرین سخن را بگوید، بلکه چنان سخن بگوید که سخنهای بیشتری امکان ظهور پیدا کنند. زیرا نقد، زمانی به وظیفه تاریخی خود وفادار است که به جای بستن معنا، امکانهای تازه فهم را بگشاید؛ و به جای تولید اطاعت، فرهنگ گفتوگو را بیافریند.
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️ در این الگو، اقتدار منتقد مهمتر از فرایند گفتوگوست و اعتبار نقد، بیش از آنکه از استدلال ناشی شود، از جایگاه گوینده سرچشمه میگیرد. اما پرسش این است که آیا ادبیات اساساً با چنین منطقی سازگار است؟
اثر ادبی، شیئی نیست که معنای آن در درونش پنهان شده باشد و منتقد با مهارتی ویژه آن را استخراج کند. متن ادبی، هر بار که خوانده میشود، در افق تازهای از تاریخ، تجربه و زبان قرار میگیرد و امکانات معنایی دیگری را آشکار میکند. از همین رو، هیچ خوانشی آخرین خوانش نیست و هیچ تفسیری نمیتواند پرونده یک اثر را برای همیشه ببندد.
هرمنوتیک فلسفی گادامر، این حقیقت را به یکی از بنیادیترین اصول فهم تبدیل کرد. فهم، بازسازی نیت مؤلف یا کشف معنای نهایی متن نیست؛ بلکه رخدادی است که در امتزاج افق تاریخی متن و افق تاریخی خواننده شکل میگیرد. متن در هر مواجهه، دوباره سخن میگوید و خواننده نیز هرگز بیرون از تاریخ و پیشفرضهای خود نمیایستد. بنابراین معنا، محصول یک رابطه است، نه یک کشف. اگر چنین باشد، منتقد دیگر نمیتواند خود را مالک حقیقت متن بداند. او تنها یکی از مشارکتکنندگان در رخداد فهم است؛ کسی که خوانشی را پیشنهاد میکند، نه اینکه حکم نهایی را اعلام کند. با این همه، اگر فهم همواره تاریخی و تفسیری باشد، آیا هر برداشتی از متن معتبر است؟ آیا هر خواننده میتواند هر معنایی را به اثر نسبت دهد؟
در همین نقطه، عقل ارتباطی یورگن هابرماس افق هرمنوتیک را کامل میکند. هابرماس نشان میدهد که اعتبار یک ادعا، نه از اقتدار گوینده، بلکه از توانایی آن در حضور در گفتوگویی آزاد و عقلانی حاصل میشود. هیچ تفسیری صرفاً به دلیل شهرت منتقد یا جایگاه دانشگاهی او معتبر نیست؛ تفسیر زمانی اعتبار پیدا میکند که بتواند در برابر پرسشها، نقدها و استدلالهای دیگران از خود دفاع کند. از این منظر، نقد ادبی نه دادگاه حقیقت، بلکه عرصه کنش ارتباطی است.
اما اهمیت این تحول تنها به تغییر روش نقد محدود نمیشود. آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که نقد ادبی خود یکی از نهادهای تولید عقلانیت در جامعه است. جامعهای که در آن منتقدان به جای صدور حکم، استدلال میکنند؛ به جای حذف، گفتوگو میکنند؛ و به جای اعلام حقیقت نهایی، امکان شنیدن تفسیرهای رقیب را فراهم میآورند، به تدریج همین منطق را به دیگر عرصههای زندگی فرهنگی و اجتماعی نیز منتقل میکند. به همین دلیل، نقد ادبی صرفاً درباره ادبیات نیست؛ تمرینی برای زیستن در جهانی است که حقیقت در انحصار هیچکس نیست و فهم، محصول مشارکت همگانی است. نقد، مدرسهای برای یادگیری شنیدن، پاسخ دادن، تجدیدنظر کردن و پذیرش امکان خطای خویش است. از این حیث، نقد ادبی یکی از مهمترین صورتهای تربیت عقل ارتباطی در جامعه است.
از همین رو، تحول استتیک یک جامعه نیز صرفاً با ظهور شاعران و نویسندگان بزرگ رخ نمیدهد. هر تحول زیباییشناختی، همزمان نیازمند تحول در شیوهی خواندن، تفسیر کردن و نقد کردن است. نیما تنها شعر فارسی را دگرگون نکرد؛ شیوه خواندن شعر را نیز دگرگون کرد. شعر نو زمانی به نیرویی تاریخی تبدیل شد که افقهای تازهای از نقد و گفتوگو پیرامون آن شکل گرفت. هر دگرگونی بزرگ در هنر، همواره با دگرگونی در عقل نقاد همراه بوده است.
از این منظر، تاریخ ادبیات را نمیتوان فقط تاریخ آثار دانست؛ بلکه باید آن را تاریخ تحول عقلانیت نقاد نیز دانست. آثار ادبی، جهانهای تازهای را میآفرینند، اما این نقد است که آن جهانها را وارد گفتوگوی عمومی میکند، نسبت آنها را با سنت و اکنون میسنجد و امکان ماندگاری یا فراموشی آنها را در افق فرهنگی جامعه فراهم میآورد.
در اینجا تفاوت بنیادین میان نقد قضایی و نقد ارتباطی آشکار میشود. نقد قضایی میخواهد گفتوگو را با صدور حکم پایان دهد؛ نقد ارتباطی میکوشد گفتوگو را تداوم بخشد. نقد قضایی، حقیقت را در اختیار منتقد میبیند؛ نقد ارتباطی، حقیقت را حاصل گردش استدلالها و خوانشها میداند. نقد قضایی، منتقد را مرجع میکند؛ نقد ارتباطی، او را میانجی میسازد.
🛑✳️📚گذار از نقدِ قضایی به نقدِ ارتباطی
نقد ادبی و دگرگونی عقلانیت در جامعه
🛑✳️✍سینا جهاندیده
✳️یکی از ریشهدارترین سوءتفاهمها دربارهی نقد ادبی، یکی گرفتن «نقد» با «داوری» است. هنوز هم در بسیاری از محافل ادبی، منتقد کسی تلقی میشود که باید در پایان خواندن یک اثر، رأی نهایی خود را صادر کند: این شعر موفق است، آن شعر شکست خورده است؛ این رمان ماندگار است، آن دیگری فاقد ارزش است. گویی وظیفه منتقد، تعیین تکلیف اثر است، نه گشودن امکانهای تازه برای فهم آن.
این تلقی، تنها یک خطای روشی نیست؛ بلکه بر نوعی عقلانیت استوار است که میتوان آن را عقل قضایی نامید. عقل قضایی، جهان را از منظر حکم میبیند. حقیقت، امری از پیش موجود است؛ تنها باید توسط فردی صاحب صلاحیت کشف و اعلام شود.
در ادامه می خوانید👇
✳️شاید از همین رو، ترجمهی کامل هایکو هرگز تنها با ترجمهی واژهها ممکن نمیشود. آنچه باید ترجمه شود، نه فقط زبان، بلکه شیوهای از حضور در جهان است.
از این منظر، مسئلهی اصلی آن نیست که چرا ایرانیان هایکو را «درست» نمینویسند. مسئله آن است که آیا میتوان برای لحظهای، ذهن استعارهساز و تأویلگر خود را معلق کرد و به جهان اجازه داد پیش از آنکه به معنا تبدیل شود، خود را آشکار کند؟
شاید هایکو، پیش از آنکه گونهای از شعر باشد، تمرینی برای همین تعلیق باشد؛ تعلیقِ میل به تفسیر، تا جهان بتواند دوباره دیده شود.
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
