"خـانـومـِ شـیـنـ🫐"
الذهاب إلى القناة على Telegram
روزمرگیها و حرفای یه بیولوژیستِ خسته🫠🦦 شِیر یادت نره دوستم💙🫐 http://t.me/HidenChat_Bot?start=527720504
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
2 168
المشتركون
-1324 ساعات
-707 أيام
+17530 أيام
أرشيف المشاركات
ورژن جدیدم خطاب به همه ی آدمایی که از زندگیم رفتن:
کاش زودتر شرتونو کم میکردین.👐🏾
‹از قوی بودن خستهام، نیاز دارم کسی دستان لرزانم را بگیرد و بگوید من کنارت هستم نترس، دستانت را محکم میگیرم تا از این ورطه به سلامت عبور کنی. نیاز دارم مثل بچهای کوچک و معصوم، پناه ببرم به کسی..›
- نرگسِ صرافیان طوفان
امشب تولدِ قشنگترین و باارزشترین هدیهی زندگیمه.
تولدت مبارکِ من قشنگترین و بهترین مامانِ دنیا.
از خدا ممنونم که منو لایقِ داشتن مادری مثل تو دونست ؛ مرسی که مادرمی ؛ مرسی که خواهرِ بزرگترمی ؛ مرسی که رفیقمی.
مامانِ قشنگم مهربونترینم بودنت رو شُکر ؛ امشب ، شبِ تولدِ توئه ولی من جای تو آرزو میکنم.
آرزو میکنم تا آخرِین لحظه ی عمرم سایت بالا سرم باشه و وجودت برکتِ زندگیم.
خداروشکر که لابهلای این سختیها و این خستگیها دلیلِ ادامه دادن و قوی بودنمی.
اینو بدون که دخترت خیلی دوسِت داره فرشتهی من. :)🩵✨️
20.06.1405
حالم بده تنها وعده ای که خوردم صبحونه ست و خب فکرشو نمیکردم بتونم تا الان دووم بیارم ولی ظاهرا بدنم این مرحله ام انلاک کرد.🦦
گفت: دنیا پوچ و بیارزش است.
هیچ ارزشی ندارد.
گفتم: حرفهای خوب بزن، دنیا بیارزش نیست،
فقط انسانی زندگی کردن خیلی سخت است.
- عباس معروفی
من از خودم هم خسته شدهام حوصلهام را از دست دادهام دلم دارد میپوسد. چه تنهاییِ عجیبی! پدر خیال می کرد آدم وقتی درحجرهی خودش تنها باشدتنهاست. نمیدانست که تنهایی را فقط در میان جمع میشود حس کرد.
- عباس معروفی
روزی به تلافیِ تمامِ قوی بودن ها ، آغوشی خواهم گُزید و روی چهارخانه ی پیراهنی ، گریه خواهم کرد .
روزی انصراف خواهم داد از ادامه دادن و جنگیدن ،
جایی میانه ی مسیر ، خواهم ایستاد و به همه ی آن چیزی
که هست ، اکتفا خواهم کرد .
روزی خودم را به یاد خواهم آورد و به حرمتِ هیچ قوی بودنی ؛
بغض هایم را نخواهم بلعید ، اشتیاقم را کتمان نخواهم کرد ،
بیش از توانم نخواهم جنگید و خودم را برای تمام تلاش
هایی که کرده ام ، در آغوش خواهم کشید .
روزی اعتراف خواهم کرد خسته ام ، دیگر به خودم سخت
نخواهم گرفت ، به شانه ای تکیه خواهم زد ، نفسِ راحتی
خواهم کشید و نگرانِ چیزی نخواهم بود ...
- نرگسِ صرافیان طوفان
17.06.1405
دیگه گریه ام آرومم نمیکنه ؛ دچارِ فروپاشی ثانیه ای ام هی سعی میکنم خودمو جمع و جور کنم هی بیشتر میپاشم و خب چاره چیه؟
باید خندید و گریست، عشق ورزید، کار کرد، لذت برد و رنج کشید؛ با نوسانی بسیار، در تمام طول حیات.
به گمان من، انسان بودن یعنی همین.
نورِ من شُکرت برای تمومِ لحظاتی که فکر کردیم آخرِ راهه ؛ ته داستانه ؛ بن بسته ولی هردفعه به شکلِ معجزهواری درستش کردی.
شُکرت برای خندههای از تهِ دل ، کنارِ آدمایی که دوسشون داریم.
شکرت برای خنده ؛ برای گریه ؛ برای غم ؛ برای شادی.
شُکرت برای سلامتی ؛ برای تندرستی ؛ برایِ حالِ خوبِ عزیزامون ...
و از همه مهمتر هزاران شُکر برای وجودت نورِ من.
بچهها دخترعموم برام فالِ حافظ گرفت ؛ حافظ جان گفته بود که یکی خیلی عاشقته و داره تو آتیش عشقت میسوزه و تو نادیدهش میگیری و از این حرفا طوری که آثارِ این عشق رو سینشه ؛ پلن اینه هرکی اومد سمتم میگم یقتو بده اونوری ببینم حافظ به من نشونه داده شناساییت کنم.🙂↔️🦦
محمود هروقت حسشو نداره بستهمو بیاره میگه موتورم خراب شده ؛ دفعه بعدی میخوام لاستیکا موتورشو پنجر کنم واقعاً نتونه بسته کسیو ببره.🦦
