"دخترِ شعر"
الذهاب إلى القناة على Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
484
المشتركون
+824 ساعات
+267 أيام
+18830 أيام
أرشيف المشاركات
484
Repost from از دلِ دکتر علی
امروز دلم عجیب گرفته بود... نه از دنیا، نه از آدمها؛ فقط از نبودنِ تو.
امروز فهمیدم بعضی دلتنگیها قرار نیست تمام شوند؛ فقط یاد میگیریم چطور با آنها زندگی کنیم.
عجیب است... یک نفر میتواند کیلومترها از تو دور باشد، اما تمام روز در گوشهگوشهی ذهنت قدم بزند.
امروز دوباره دلم خواست صدایت کنم، اما یادم افتاد بعضی آدمها را باید دوست داشت، بدون اینکه دیگر صدایشان زد.
و من هنوز دوستت دارم... فقط دیگر نمیدانم این دوست داشتن قرار است مرا به تو برساند، یا فقط هر روز کمی بیشتر دلتنگت کند ..
علی_ماسپیمهر
484
Repost from منِ بی اوُ ؛
به جهان خُرَّم از آنم که جهان خُرَّم از اوست،
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست،
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست،
به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست،
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل،
آنچه در سرّ سویدای بنیآدم از اوست.
سعدی؛
484
Repost from شعر.
من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها
با خیال روی تو من ماندم و ویرانه ها
سر خوش هستم من اگر با من بمانی تا ابد
گر نمانی وایِ من از طعنۀ بیگانه ها.
-مولانا.
484
Repost from شعر.
خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟
گذری کن که ز غم راه گذر نیست مرا.
-امیرخسرودهلوی.
484
جانم...
دعایم چیز دیگری بود.
اما همهچیز به تو خلاصه میشود؛
دیگر نمیتوانم تحمل کنم
دست و دلم بلرزد
ولی نافرجام باشد.
عشق زیباست
اما در پی وصالش.
من خستهام.
دنیا خسته است از بازی سرنوشت.
اما؛
بیشک برای بیرون آمدن از تنهایی، تن به هر سلامی نخواهم داد...
