"دخترِ شعر"
الذهاب إلى القناة على Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
469
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+157 أيام
+18330 أيام
أرشيف المشاركات
469
Repost from منِ بی اوُ ؛
به جهان خُرَّم از آنم که جهان خُرَّم از اوست،
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست،
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست،
به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست،
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل،
آنچه در سرّ سویدای بنیآدم از اوست.
سعدی؛
469
Repost from شعر.
من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها
با خیال روی تو من ماندم و ویرانه ها
سر خوش هستم من اگر با من بمانی تا ابد
گر نمانی وایِ من از طعنۀ بیگانه ها.
-مولانا.
469
Repost from شعر.
خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟
گذری کن که ز غم راه گذر نیست مرا.
-امیرخسرودهلوی.
469
جانم...
دعایم چیز دیگری بود.
اما همهچیز به تو خلاصه میشود؛
دیگر نمیتوانم تحمل کنم
دست و دلم بلرزد
ولی نافرجام باشد.
عشق زیباست
اما در پی وصالش.
من خستهام.
دنیا خسته است از بازی سرنوشت.
اما؛
بیشک برای بیرون آمدن از تنهایی، تن به هر سلامی نخواهم داد...
