ar
Feedback
محتوای عرهای نیک تو حموم (عزادار کت چرم جرارد)

محتوای عرهای نیک تو حموم (عزادار کت چرم جرارد)

الذهاب إلى القناة على Telegram

-Gender fluid این چنل صرفا برای زار زدن است. محتوای فاخر ندارد. Bot: @Niksramblesbot Pardon me, are you Aaron Gay, sir?

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
311
المشتركون
-124 ساعات
-47 أيام
-2130 أيام
أرشيف المشاركات
Rip, Zack Fair and Aerith Gainsborough. You guys would've adopted Armand de Kind.

آلسو، چه‌جوری باز برگردم به روتین بدون زک و بدون اریث قبل از ریمیک؟

اسکنیکس دید فندوم برای انمیز تو فاکرز تو آلتیمیت انمیز گرسنه هستن و سرو کرد.

بنده منتالی هنوز این‌جا هستم.

Wtf do you mean this was TWO YEARS AGO????

سفیروث یک بار کلود رو eye fuck نکنه کل هویتش می‌ره زیر سوال.

ببخشید، یعنی چی تو این یک ماهی که من تو غیبت پوستات بودم اسکنیکس تریلر رولیشن رو داده بیرون؟

رولین ما جنبه نداریم بعد تو با خودت نشستی فکر کردی تی سی و آنتونتو بزاری جفت هم؟!
رولین ما جنبه نداریم بعد تو با خودت نشستی فکر کردی تی سی و آنتونتو بزاری جفت هم؟!

عادی‌ترین وضعیت پیوی من و مشی توی هر اپ:

بای د وی، یادم بندازین راجع به اون Aای که آرماند روی لویی انداخت هم توضیح بدم.

منم همین‌طور. مشکل دیگه اینه که بخش زیادی از فندوم واقعا برای قلم ان رایس آماده نبودن و این تغییر یهویی از پوینت آف ویوی لویی به لستات براشون معنی "ضعف" نویسنده‌ها رو می‌ده.💀

الان یکم دستم استراحت کنه، یک طومار طولانی راجع به لوماند اپیزود آخر بدم که احتمالا همتون قراره سرش کنسلم کنین.

این هیتی که به سیزن سوم می‌دن که "چرا کامل نبود؟" یا "چرا از لوستات به حد کافی نداشتیم" به نظرم اصلا هیت به جایی نیست. اول از همه بیاین راجع به تفاوت سیزن یک و دو و ارتباطشون با منتال لویی به طور مستقیم حرف بزنیم. اگر سیزن اول رو با دوم مقایسه کنید متوجه می‌شید که توی کالر پلت، محیط، روند تعریف کردن و مهم‌تر از همه، میزان جزئیاتی که لویی یادشه خیلی با هم تفاوت دارن. کالر پلت سیزن اول، به نسبت دوم، نرم‌تر و حتی خاکستری‌تر بود، درحالی که توی سیزن دوم رنگ‌ها پررنگ‌تر، تندتر، سنگین‌تر و در کل خیلی vibrant بودن. حالا این رو داشته باشین تا مورد بعدی رو هم بگم. جزئیاتی که لویی توی سیزن دوم نشون می‌ده، مثلا در مورد لستات، خیلی دقیق‌ترن به واقعیت تا توی سیزن اول. مثل اندازه‌ی موهاش، رفتارش، تغییر رنگ چشماش. این دوتا کنار هم چی به ما می‌گن؟ که هرچی لویی داره موقع تعریف داستان جلو‌تر میاد، ذهنش داره ثبات بیشتری از خودش نشون می‌ده توی یادآوری. رنگ‌ها واقعی‌تر و ملموس‌تر می‌شن، آدم‌ها شخصیتشون و ظاهرشون دقیق‌تر می‌شه، مکان‌ها جزئیات بیشتری می‌گیرن. نظر شخصیم اینه که این دید جدید توی فصل دوم به خاطر حل شدن و بسته شدن یک فصلی که توی ذهنش همیشه باز بوده، اتفاق میوفته. لویی دو لک کرکتریه که عملا توی زندگی انسانیش، انسان نبود؛ ماشین پول‌سازی، ستون خانواده، و یک خروار انتظاراتی بود که بقیه ازش داشتن و این انتظارات بعدا انقدر براش واقعی شدن که خود واقعیش رو کاملا ته ذهنش دفن کرد. بعد لستات وارد قضیه می‌شه و کل واقعیت لویی رو یه دفعه مستقیم می‌ذاره رو به روش و مجبورش می‌کنه با خودش رو به رو شه. و خب، that scared the shit out of him. درگیری اصلی لویی توی فصل اول، درگیری با خودش بود، و این درگیری با خودش در قالبی به نام لستات توی زندگیش ظاهر شد که هیچ‌جوره نمی‌تونست از ساز و کارش سر در بیاره چون لویی اساسا یک کرکتر تا دسته توی رود نیله تا وقتی آروم آروم بفهمه دورش چه خبره. در نهایت این درگیری با کشتن لستات تموم می‌شه. این چپتر تموم می‌شه. دیگه یه آینه‌ی متحرک دورش نیست که روزانه بهش یادآوری کنه لویی جان، این راستی که تو یه عمر بهش گفتی راست، چپه. فقط بعد از این که این درگیری به پایان رسید(به این معنی که چپترش برای خود لویی بسته شد، نه حتما حل شدن مشکل) یکم ذهنش ثبات گرفت و این تغییر اتمسفر از فصل یک به فصل دو اتفاق افتاد. توی فصل سوم لستات دقیقا همین قضیه رو داره از سر می‌گذرونه. با این تفاوت که این آینه‌ی متحرک که هرچی بیشتر ازش می‌گذره دیگه نمی‌تونه ایگنورش کنه، گبریلاست. سیزن با اومدن گبریلا شروع می‌شه و با در اومدن لستات از رود نیل "مامان گلم و great love" و ورودش به واقعیت "YOU FUCKING MONSTER" تموم می‌شه. اگر دقت کنید هرچی توی سیزن بیشتر گذشت روند بازگویی لستات استیبل‌تر شد. چون دقیقا هرچی بیشتر می‌گذره بیشتر می‌فهمه ماهیت واقعی رابطش با گبریلا چیه و دیگه نمی‌تونه انکارش کنه. لستات توی این سیزن، دقیقا مثل لویی فصل اول، نیاز داشت که اول این‌ چپتر رو ببنده و از دست این آینه خلاص بشه، تا بعد بتونه توی سیزن بعدی وارد اصل قضیه بشه.