𝙮𝙖𝙯𝙙𝙖𝙣
الذهاب إلى القناة على Telegram
GP: https://t.me/+lsV7r-SleQAyZTFk Hidden chat: t.me/HidenChat_Bot?start=8180070393
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
963
المشتركون
-424 ساعات
+1057 أيام
+8030 أيام
أرشيف المشاركات
966
گارد جاویدان آماده شو که هفته بعد
ساعت هفت صبح باید پاشی وایسی سر صف سلامتی رهبر صلوات محمدی پسند بفرستی😂
966
وقتی تاریخ نظارهگر است درد و دلی دارم با میراثِ اساطیریِ این خاک؛ دردی از جنسِ مادرانِ جوانمرگ و به خونِ دلِ پدری که چشم دوخته تا تکههای قلبش را از زیر آوار بیرون بکشند. غمی در این خاک نهان است که هیچ فراموشکاری را یارایِ ستردنِ آن نیست؛ غمی به وسعتِ هراسِ نشسته در قلبِ کوچکِ دخترکانمان، آنگاه که پرندگانِ آهنینِ بینفس، آسمانِ وطن را به تیره میکشند. بشکند قلمی که سکوت پیشه کند؛ که جوهر اگر حقایق را نگار نکند، چیزی جز آبِ دهان نیست. سعدی اگر بود، به شگفتی مینگریست که چگونه هرکه پارسی گفت، ایرانی نبود و هرکه دم از ایران زد، دردِ وطن در جان نداشت؛ او نظارهگرِ نقابدارانی است که به درگاهِ بیگانه سر به سجده نهادند و خواستارِ هجوم به خاکِ مقدسِ ایران شدند. کلامِ فردوسیِ پاکزاد هنوز در گوشِ تاریخ طنینانداز است. او که تبارِ کلامش به حماسه گره خورده بود، امروز اگر بود، میدید که چگونه این نابخردانِ تبارباخته، کلامِ وحی رااز سفرهیِ هفتسینِ خویش میزدایند و دم از آریاییگری میزنند؛ همانهایی که فراموش کردهاند فردوسی، در مدحِ امیرالمؤمنین ع سرود: نباشد جز از بیپدر دشمنش / که یزدان به آتش بسوزد تنش. کوروشِ بزرگ، اگر بر تختِ سنگیاش چشم میگشود، غمی بیانتها تمامِ وجودش را فرا میگرفت. او که برایِ سرافرازیِ این خاک ″فتحالفتوحها″ داشت، امروز نظارهگرِ سرزمینی است که تاجرانِ خون، بر ویرانیاش هلهله میکنند و پای میکوبند. گویی داریوشِ بزرگ نیز از ورایِ قرنها به این جماعت مینگرد که آنچه با نامِ آزادی میخوانند، چیزی جز دندان زدن به تنِ زخمیِ این خاک نیست؛ مکری برایِ تکهتکه کردنِ شکار. و اما آسوده بخوابید… هرچند که ″بیطرفان،بیشرفانند″ و هرچند که این آریایینمایانِ نقابدار، در پیِ نیستیِ این تمدناند؛ اما آسوده بخوابید که تمامِ اعمال، تحتِ عینِ داور است. در دنیایِ شرففروشان، هنوز باشرفانی هستند که دردِ وطن در جان دارند.»
