meᴍory
قناة بسيطة
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
2 469
المشتركون
-2124 ساعات
-727 أيام
-75830 أيام
أرشيف المشاركات
2 468
صبح که تو ماشین بودم پدرم فقط یه کلمه برگشت گفت ساکت باش تا ساعت 2 به هیچکس هیچی نگو با کسی کاری نداشته باش کسیم چیزی گفت لبخند بزن حس میکنم میدونست امروز اتفاقای خوبی نمیوفته
