𝒱𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾𝒴𝗎𝖾
الذهاب إلى القناة على Telegram
⋆ 𝗏𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾’𝗌 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝖼𝗈𝗋𝗇𝖾𝗋 ⋆ ݃ 𝗌𝗉𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗁𝖾 𝗁𝗈𝗍 𝗍𝖾𝖺 ֪ 🫖 @VinnieYueBot ‹𝟹
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
219
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
219
میرزا دهنتو ببند و قضاوت نکن مرتیکه فکر کردی همه مثل تو هفت سال شیر گرم شبا میخوردن میخوابیدن اه
219
𝒱𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾𝒴𝗎𝖾:
خلاصه sevdan bir ateş (همراه کمی اسپویل):
خواهرزاده ۶ ماهه میرزا رو دزدیدن و برای پیدا کردن خواهرزادهاش راهی حلب سوریه میشه تا پیداش بکنه وقتی دنبال بچهست اتفاقی گیره سری که سالها پیش به لیلا داده رو پیدا میکنه اونجا گوشیش گم میشه یه زنی به اسم سارا بهش زنگ میزنه میگه بچه دست منه فلان ساعت بیا همو ببینیم زنه صورتشو میپوشونه و میره میبینش میگه اگه بچه رو میخوای باید منو دخترمو نجات بدی دخترم پاسپورت و شناسنامه نداره نمیتونه از مرز خارج بشه فقط مارو تا ترکیه ببر میرزا قبول میکنه قرار میزارن که زنه فرار بکنه و بچه رو بیاره و با یه قطار برن ترکیه زنه با بدبختی فرار میکنه و تقریبا دیر میرسه به قطار لحظه آخر که دارن سوار قطار میشن دخترش یعنی هما دستشو ول میکنه و از قطار جا میمونه این زنه هم میپره از قطار پایین تا دخترشو نجات بده بعد میرزا هم میاد پایین و زنه صورتشو باز میکنه و میرزا متوجه میشه این سارا در واقع همون لیلایی هست که ۷ سال پیش روز عروسیش ترکش کرده
