آذرگان | Ādūragān
الذهاب إلى القناة على Telegram
🔥درگاهِ آذرگان🔥 ✨درگاه شخصی دینیار نَرسه بهرامبوختاری ✨آشنایی با دینِ زرتشتی و فرهنگِ مزدیسنی✨ پایه گذاری در روز مهر ، از ماهِ شهریور، به سال ۱۸۲۱ پارسیگان گروه چت ما : @varahram_chat @varahram_chat 🔥دینِ اهورامزدا آزاداندیشی است (بندهشن)🔥
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
379
المشتركون
+2524 ساعات
+207 أيام
+4630 أيام
أرشيف المشاركات
💠پیرامونِ چیستیِ آزادکامی اندر جهانبینیِ ایرانی
نماز بر آفرینندهی آزادکامی، اورمزدِ جهانآفرین 🙏🏻🔥
بخش ۲ از ۵
➿➿➿➿➿
↩️انواع موجودات آزادکام
دینکرد سوم موجوداتِ آزادکام و دارای اختیار را به دو دستهی کلی تقسیم بندی میکند : 1⃣ موجوداتِ آزادکامِ گیتی ، یعنی همان مردمیان 2⃣ موجوداتِ آزادکامِ مینو ، یعنی ستودگان مینوی منظور از ستودگان مینو در دینکرد، همان ایزدانِ مینو است. موجوداتی نادیدنی(مینویی) که توسطِ دادار اورمزد آفریده شده اند و شایستهی یَزشن و ستایشاند. در این بخش از دینکرد سوم، همانند فضای کلی دینکرد،تضادی میانِ مینو و گیتی نیست. ناهمسانیِ میانِ گیتی و مینو، از نوعِ جُداسانی(تمایز) است نه از نوعِ تضاد و ناهمسویی. چنانچه گفتیم هم در مینو و هم در گیتی موجودِ آزادکام وجود دارد و این شباهتِ این دو است. تفاوتشان هم در این است که موجوداتِ آزادکامِ مینو(ستودگان مینو) تن ندارند و این موضوع تنها باعثِ ایجاد تمایز است نه تضاد.➿➿➿ ↩️مردمیان، آزادکامانی در گیتی
در دینکرد سوم ، پیرامونِ موجودِ آزادکام در گیتی چنین گفته شده است: همانا آزادکام(موجودِ مختار) در گیتی همان مردمیان اند. نامِ اوستاییاش (جانِ اهورایی به پا گیتی گزارده) است ،نامش در گزارشِ زند، (خداوندِ تنمند شده) است.[3] در این بخش از دینکرد سوم، موجودِ آزادکام در گیتی ، همان مردمیان و انسانها هستند. نامِ اوستایی انسان به عنوانِ موجودِ آزادکامِ گیتی، (اَخوِ به جهانِ مادی آمده) معرفی شده است. یعنی انسان، جانی اهورایی (اَخو=axw) است که به جهانِ مادی پا گذاشته است. در اینجا نیاز است مفهومِ اَخو یا همان جانِ اهورایی را یادآوری کنیم : واژهی پارسیگِ اَخو(axw)، یکی از سرواژهها و کلیدواژههای دبستانِ رازِ مزدایی (عرفانِ زرتشتی) به معنای بارقه، پرتو،درخشش و لمعهای از جانِ اهورایی است. میتوان گفت (axw)فروغانه(=بارقه) ای است که هستی، همهی سرزندگی و پویایی خود را آن دارد.[4] اکنون میتوانیم به ادامهی این بند بپردازیم، متن گفته است نامِ انسان در گزارشِ زند یعنی در تفسیرِ اوستا، خداوندِ تنمند شده است. یعنی خداوندی که به خودش تن و جسم گرفته است و با کالبدِ مادی که همان تن باشد، پا به جهانِ مادی گذاشته است. خداوند یعنی موجودِ دارای ویژگیِ خدایی ،در اینجا وَند، پسوند صفت ساز است. بنابراین ما انسان ها در ذاتِ خود،دارایِ ویژگیِ خدایی و آزادکامی هستیم. البته قابل ذکر است یکی از نامهای اهورامزدا در صد و یک نامِ خدا، خداوند است ( نامِ 85 اُم) . از آنجا که اَخو ،پرتویی از جانِ اهورایی است، برخورداری از این ویژگی توسطِ انسانها را میتوان معلول بهرهمندی از همان اَخو(axw) به شمار آورد. اَخوی که حتی بخشی از وجودِ خودِ انسان معرفی شده است و بدونِ آن،اختیار، آزادکامی و خردِ گزینشگر ، معنا پیدا نمیکردند.➿➿➿ ↩️ستودگان مینویی،آزادکامانی بیتَن
در ادامهی بندِ ۱ از این کرده آمده است : هر آن <هستومندِ آزادکامِ> تَنمند شده ،از ستودگانِ مینوی جداسانی دارد. از آن روی که ستودگان مینوی هم <به بوی بهرهمندی از جانِ اهورایی> خداوندگارانی <آزادکام> ولی نه تنمند شده هستند.[3] پس متوجه میشویم همهی ما انسانها که موجودِ مادیِ دارای اختیار و آزادکامی هستیم، اساساً با ایزدان جداسانی و تمایز داریم. یک جداسانی بسیار مهم : ما دارای تن و پیکرِ فیزیکیو مادی هستیم ولی ایشان تن و پیکر ندارند. اما همچنان همسانیِ اصلی میانِ ما و آنها برقرار است: هردو گروهِ ما آفریدگانِ دادار اورمزد، به سببِ برخورداری از اَخو(جانِ اهورایی) ،خداوندگارانی آزادکام و دارای اختیار هستیم.نوشته شده در گاه رپیهوین، آسمان روز و خوردادماه به سال ۱۸۲۲ پارسیگان ✍دینیار نرسهباگ ➿➿➿➿➿ 📚بُنخان:
[3]:کتاب سوم دینکرد، آراستاری،آوانویسی،یادداشتها و ترجمه بر اساسِ دینکردِ چاپِ مَدَن، از فریدون فضیلت،انتشارات مهرآیین،۱۳۸۴،کردهی۱۷۴،بند۱ [4]:کتاب سوم دینکرد، آراستاری،آوانویسی،یادداشتها و ترجمه بر اساسِ دینکردِ چاپِ مَدَن، از فریدون فضیلت،انتشارات مهرآیین،۱۳۸۴، یادداشتها ص ۲۴۲➿➿➿➿➿➿➿ #دینکرد_پژوهی #دینکرد_سوم #gōvan #dēndānišnīh ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
Repost from N/a
هنگامی که چهار ایزد به سوی گشتاسب شاه رفتند، کدام یک از ایزدان زیر جزوِ آن چهار ایزد نبود؟
💠پیرامونِ چیستیِ آزادکامی اندر جهانبینیِ ایرانی
نماز بر آفرینندهی آزادکامی، اورمزدِ جهانآفرین 🙏🏻🔥
بخش ۱ از ۵
↩️در این مقاله با استفاده از دینکرد سوم ،بهصورت فشرده به بررسی ماهیت و چیستیِ آزادکامی و اختیار در جهانبینیِ ایرانی خواهیم پرداخت و موضوعات پیرامونی و وابسته به آن را بررسی خواهیم کرد.
➿➿➿➿➿
↩️آزادکامی چیست؟
در گام نخست باید بدانیم آزادکامی چیست و به ماهیت آن پیببریم و بدانیم این حالت چگونه پدیدار میشود. آزادکامی در لغت یعنی بهرهمندی از تواناییِ گزینش و انتخاب کردن. برای پِی بردن به ماهیت و چیستیِ آزادکامی در دینکرد سوم نگرشِ شما را به نوشتهی زیر از این کتابِ گرانسنگ میآورم : 🔥 mardōm xwēš xwadīh' 'abēzag axw; abār-iz 'gyān xwadāyīg' wizīngar xrad, abar axw, dastwarīg ud āzād-kām [1] چنانچه که از متن بالا میتوان دریافت، آزادکامی در دینِ بهی و فلسفهی مزدایی، حالتیاست که انسان هنگامِ برخورداری از خردِ گزینشگر به دست میآورد. (wizīngar xrad = خِرَدِ گُزینشگر) و خردِ گزینشگر هم، نیرویی است با که اَخوِ ما انسانها همپیوستگی دارد. یعنی خردِ گزینشگر، همراه، قرین و همپیوستهی اَخو است. (abēzag axw=همپیوستهی اَخو) (axw= جانِ اهورایی=اَخو) ما مردم که آفریدههای اورمزد هستیم، همانگونه که از جانِ اهورایی(اَخو) بهرهمندیم، از خردِ گزینشگر نیز برخورداریم و میتوانیم آزادانه انتخاب کنیم. تواناییِ ما در انتخاب کردن و گزینشگری نشاندهندهی آزادکامی ماست. تواناییِ گزیشنگری معلول وجود حالتِ آزادکامی است. پس انسان به سببِ تواناییِ انتخاب کردن، موجودی آزادکام (āzād-kām) است و این آزادکامی حقیقتی مشهود و ملموس است. ما هنگامی که از خرد گزینشگر برخورداریم، این خرد بر اَخو(axw= جانِ اهورایی) فرمانمیراند و دستور میدهد. با فرمانراندن و دستور دادنِ خردِ گزینشگر بر اَخو، حالتِ آزادکامی و اختیار پدیدار میشود. خرد گزینشگر و اَخو به عنوانِ دو نیروی بههم پیوسته، بر همدیگر کنش وارد میکنند و پیوندی عمیق و ژرف میان آنهاست. اما در این پیوند، خرد گزینشگر بر اَخو برتری دارد و بر آن فرمان میراند و رابطهی این خرد بر اَخو از نوعِ (dastwarīh) و دستور دادن است. در نتیجه آزادکامی (āzād-kāmīh) حالتی است که بر اثرِ وجودِ رابطهی دستور دادن و فرماندادن (dastwarīg) از سمتِ خرد گزینشگر(wizīngar xrad) بر اَخو(axw) پدیدار میشود. همچنین میتوان گفت فرماندادن و دستور دادن، کُنش و فعلی است که خِرَدِ گزینشگر بر اَخو وارد میکرد. در یک تعریف دیگر پیرامون این بخش، در یک جملهی کوتاه میتوانیم آزادکامی را مطابق با دینِ بهی چنین تعریف کنیم: آزادکامی حالتی است که بر اثرِ کُنشِ خِرد گزینشگر(فرمان دادن) بر اَخو ایجاد میشود.➿➿➿ ✨کردار و رفتار آزادکامانه چیست؟
اکنون که با ماهیت و چیستیِ آزادکامی و اختیار و شیوهی پدیدآمدن این حالت آشنا شدیم، میتوانیم به ماهیتِ یک کردارِ آزادکامانه بپردازیم. دینکرد سوم در جایی کردارِ آزادکامانه را این چنین تعریف میکند: کِردارِ آزادکامانه <یعنی:> خداوندگاریِ مردم بر خواستوکامشان در پذیرفتن یا نپذیرفتن کرفه یا گناه[2] خداوندگاری در اینجا به معنای فرمانراندن و کنترلکردن است. خداوندگاریِ مردم بر خواستوکامشان یعنی انسانها مطابق با خواست، اراده و کامِ خودشان دست به انتخابِ بزنند و بر آن اراده و کام، فرمانروایی و کنترل داشتهباشند. زمانی که انسانها مطابق با خواست و کامشان، کرفهای را انجام بدهند یا ندهند و یا گناهی را بپذیرند یا نپذیرند، در واقع کرداری آزادکامانه انجام دادهاند.نوشته شده در گاه هاون، روزِ دیبدین و خوردادماه به سال ۱۸۲۲ پارسیگان ✍دینیار نرسهباگ ➿➿➿➿➿ 📚بُنخان:
[1]:کتاب سوم دینکرد، آراستاری،آوانویسی،یادداشتها و ترجمه بر اساسِ دینکردِ چاپِ مَدَن، از فریدون فضیلت،انتشارات مهرآیین،۱۳۸۴، یادداشتها ص ۲۴۲ [2]:کتاب سوم دینکرد، آراستاری،آوانویسی،یادداشتها و ترجمه بر اساسِ دینکردِ چاپِ مَدَن، از فریدون فضیلت،انتشارات مهرآیین،۱۳۸۴،کردهی۱۷۴،بند ۳➿➿➿➿➿➿➿ #دینکرد_پژوهی #دینکرد_سوم #gōvan #dēndānišnīh ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
🔥درگاه آذرگان🔥
درگاهِ شخصیِ دینیار نرسهباگ
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆✨در این کانال پیرامونِ فلسفهی مزدایی، سنتها و نیایش های زرتشتی و اساطیرِ ایرانی به پژوهش و تحقیق میپردازیم و مطالبی در همین راستا قرار میدهیم. ✅اینجا ویژهی کسانیاست که می خواهند با دینِ زرتشتی و فرهنگِ مَزدَیَسنی آشنا بشوند.
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆⚜گروه چت ما برای پرسش و پاسخ پیرامون موضوعات کانال:
@varhram_chat
Repost from Berasad
🎥 قسمت دوم زاویه دید منتشر شد
🔶قسمت دوم برنامه ویدئویی و گفتگو محور زاویه دید، منتشر شد، مهمان این قسمت دکتر کیارش نمیرانیان است و موضوع گفتگو نیز نسل z می باشد.
🔷این گفتگو را در آپارات برساد تماشا کنید:
🔗 https://www.aparat.com/v/kxi01u2
🔶توضیحات بیشتر این قسمت را در سایت برساد بخوانید:
🔗https://berasad.com/?p=235297
🆔@berasad
✨به نام اورمزدِ بخشایندهی بخشایشگرِ مهربان ✨
⚜در ادامه سرودی در وصف شاه وِرَهرام ایزدِ پاک قرار میدهم. این سرود را در روزِ فروردین و ماه خورداد به سالِ ۱۸۲۲ پارسیگان در یک نسخهی دستنوشتهی خطی پیدا کردم و برای شما هموندان در ادامه قرار میدهم. شوربختانه از نامِ شاعر آگاهی ندارم.➿➿➿➿➿ ⚜در وصف شاه ورهرام پیروزگر گوید:
چه گوییم نورِ وِرَهرام را مَران ایزد پاکِ خوشنام را به هرجا که خوانیشحاضرشود اگر دَر بَر پاک قادر بُوَد بیاید هم اندر زمان پیش تو بدانسانکه گویی بود خویشِ تو تُرا از بلاها رهانَد چنان که گویی مگر باشدت مهربان کسی کو بُوَد در دَمِ اژدها وِرَهرام را خوان که یابی رها اگر کوه و دشت و بیابان و غار به هرجای باشد نگهدار و یار بهراهی که شخصی گرفتار شد ورهرام آنجا کهش یار شد بههرکار دَرمانده باشَد کِسی وِرَهرام را خواند باید بَسی که او هست فریادرَسِ بیگمان ولیکن بدَه دَه یکی در زمان زمانی که باشد تو را اندَکی به آتش وِرَهرام دِه دَه یکی که آتش ز نورِ ورهرام پاک به گیتی ز ایشان بُود تابناک هر آنکس به آتش رساند گزنَد گزندش رِسانَد سپهرِ بلند نگهدار دین زراتشت اوست بدان را کشد از سر کینه پوست که چشمِ بدان از رُخش دور باد روانِ زراتُشت پُر نور باد که او کرد دینِ بِهی آشکار بماندست از او در جهان یادگار ➿➿➿➿➿➿➿ #Abēstāgsrāyišnīh #vizustārīh ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
🔥u-šān ēn-ez a'ōn dāšt ku āštīh ud mihr andar harw dām dahišn
💠آنها (آموزگارانِ کهنِ مَزدَیَسنا) همچنین باور داشتنند که مردم باید صلح، محبت،آشتیجویی و مهروَرزی را به هر آفریدهی نیکی، آموزش بدهند. (= نسبت به هر آفریدهای، مهرورزی و محبت داشته باشند)➿➿➿➿➿➿➿
📚DēnkardVI,254➿➿➿➿➿➿➿ #دینکرد_ششم #دینکرد_پژوهشی #Dēnkard ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
⚜سرور امشاسپندان❤️🔥
✨سَرور امشاسپندان شاه وِرَهرام ایزد است✨
🎤فرشید جوانمردیان
متن موسیقی را از اینجا دریافت کنید( کلیک کنید)
➿➿➿➿➿
#nivāg
➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
+2
💠زرتشتیانِ بوشهر در اواخرِ دوران قاجار
➿➿➿➿➿
↩️هنگامیکه در سختترین دورانها، فروغِ دینِ بهی، بر کرانههای دریایِ پارس، جاودانه میمانَد.
➿➿➿➿➿
به گزارش منابع انگلیسی، در اواخر دوران قاجار(سالِ ۱۷۰۴ پارسیگان)، دستکم حدود ۵ خانوادهی زرتشتی در خودِ شهرِ بوشهر زندگی میکردهاند. آنها از همان ناحیهیجنوب و بومی بودهاند نه مهاجرانی از شهرهای دیگر➿➿➿➿➿
📚| Lorimer, J. G. (1908). Gazetteer of the Persian Gulf, Oman, and Central Arabia (Vol. II: Geographical and Statistical, pp. 344–345). Calcutta: Superintendent Government Printing, India.➿➿➿➿➿ 🔥با سپاسی بیکران و صمیمانه از همراه خوب درگاهِ آذرگان، بهدین ونداداُمید از بوشهر برای به اشتراک گذاشتن این سند ارزشمند تاریخی و همکاری ایشان در پیشبرد پژوهشهای دینی🙏🏻 بنده،دینیار ماهداد مهرانی، برای ایشان و همهی بهدینان شهر بوشهر، از دادار اورمزد، امشاسپندان و آدوران شَهِ پیروزگر خواهان تندرستی و پیروزگری هستم🙏🏻🔥 ➿➿➿➿➿ #māhrōz #vizustārīh ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
💠بررسیبخشی از زندِ وهومَنیَسن
➿➿➿➿➿
↩️در این مقالهی کوتاه به بررسی بخشی از زَند وُهومن یَسن میپردازیم و ضمنِ مطابقت آن با روزگارِ امروز، به پندی که درون آن نهفته است خواهیم پرداخت.
➿➿➿➿➿
📝در بند ۶۴ از بخشِ ۴ زندِ وهومنیسن، موضوعِ بسیار تامل برانگیزی مطرح شده است که میخواهیم در اینجا آنرا موشکافی کنیم:
🔥ud andar ān ī škeft āwām šab rōšntar ud sāl ud māh ud rōz sē-ēk-ē be kāhēd ud spandarmad , zamig , abar āyēd ud sēĵ margīh ud niyāzōmandīh pad gēhān saxttar bawēd. [1]↩️ بازگردان
🔥و اندر آن زمانِ شگفت، شب روشنتر باشد و سال و ماه و روز بکاهد و سپندارمذ زمین بالا آید و خطر مرگ و نیازمندی در جهان سختتر باشد. [2]➿➿➿➿➿ 🔍بررسی و تحلیل 🌃روشنتر بودنِ شب
🌑شب، با تاریک بودن آسمان پیوند خوردهاست.چنانکه از نظرِ زبانشناسی، این واژه، با تاریکی هم ریشه است.با این حال، در متن گفتهشده در آن بازهی زمانی (یعنی پایانِ دورانِ زرتشت و پیش از ورود به دورانِ هوشیدر )،شب روشنتر خواهد بود. روشنتر بودنِ شب، به معنای آن است که در طول شبها دیگر همانند گذشته، تاریکیِ فراگیر و گسترده وجود نخواهد داشت. این بخش، وضعیتی همانند روزگارِ امروز را به تصویر میکشد،جایی که در شهرهای کوچک و بزرگ و حتی روستاها به سببِ پیشرفت های تکنولوژی،دیگر آسمان شب همانندِ گذشته نیست برای مثال بسیاری از اختران(=صورت های فلکی) و ستارگان، بر اثر آلودگی های نوری و روشنتر بودنِ آسمان نسبت به گذشته، دیگر با چشمِ غیرمسلح قابل دیدن نیستند. 🏙در جهانِ امروز،در شهرهایی که هرگز نمیخوابند، از توکیو در ژاپن،مومبای در هند تا لسآنجلسِ آمریکا، آسمان شب از شدتِ نورپردازی ها،در روشنی، با آسمانِ روز به رقابت میپردازد. و این اتفاق به عنوانِ یکی از پدیدههای جانبیِ ناشی از پیشرفتهای تکنولوژی و رشد شهرنشینی، در مسیرِ گسترشی روزافزون قرار دارد.⏱سریعتر گذشتن زمان
در متن گفته شده در آن دوران، (سال و ماه و روز بکاهد). سال و ماه و روز،یکاهای رایجِ اندازهگیری زمان در مقیاسِ متوسط هستند. کاهش (سال و ماه و روز) به عنوانِ یکاهای اندازهگیریِ زمان، یعنی سریع تر سپریشدن و زودتر گذشتن آنها از نظرِ مردم،نه اینکه تعداد روزهای سال و ماه یا ساعتهای یکشبانهروز کمتر بشود. واحدها و یکاهای اندازهگیری همواره ثابتهستند. این درکِ ما از آنهاست که ممکن است تغییر کند، یک متر همیشه یکمتر است، یک کیلوگرم همیشه یککیلوگرم است و یک ساعت همیشه یک ساعت است. برای مثال این ما هستیم که ممکن است بر اثر قوی تر شدن یا ضعیف تر شدن بدنمان،یک وزنهی ۱۰ کیلوگرمی را راحتتر یا دشوارتر بلند کنیم وگرنه ۱۰ کیلوگرم ،ثابت مانده و تغیری نکرده! ✅پس بی تردید منظور متن از کاهشِ یکاهای اندازهگیریِزمان همانند سال و ماه،سریعتر گذشتن و زودتر سپری شدنِ آنها از نظرِ ذهنِ مردم است نه چیزی دیگر.🧠زودتر گذشتنِ زمان در دانشِ روانشناسی
به این پدیده که گذشتن و طی شدنِ زمان،به چشمِ انسان سریعتر و تندتر به نظر میرسد، در دانشِ روانشناسی،ادراکِ زمان گفتهمیشود. وقتی زندگی دشوار و سطح رفاه و شادی پایین باشد،مغز در یک رویکرد حفاظتی،اطلاعات را فشردهسازی میکند که باعث میشود از در ذهن انسان، گذشت زمان سریعتر به نظر برسد.🌍بالا آمدن زمین هشداری برای حرکت به سوی سبک زندگی پایدار با محیط زیست
بالا آمدنِ زمین میتواند نشاندهندهی آزار رسیدن و سختی رسیدن به مینوی زمین بر اثر حفاریهای بی رویه و تخریبِ خاک،سدسازیهای بیرویه و ... باشد. گسترش نیازمندی و مرگ هم میتواند بر اثرِ زلزله های پرشدت و پرتکرار رخ بدهد. سدسازی های و دفن گستردهی زبالههای خطرناک،میتوانند بیرویه باعث ایجاد زلزله میشوند. به طور کلی میتوان گفت بالا آمدنِ زمان، نشانهی اعتراضِ زمین نسبت به سبکِ زندگیِ ماست. سبکی که در نهایت با نابودیِ منابعِ زمین،باعثِ ایجادِ تنگدستی و نیازمندی میانِ بخش عمدهای از مردم خواهد شد. این یک هشدار است برای زندگیِ بهتر و استفادهی بهینه از منابع زمین و رسیدن به زندگیِ پایدار و همسو با زیستبوم. ✅در درونِ این بخش، یک پند نهفته است: توصیه به زندگی پایدار و استفادهی بهینه از منابع زمین .➿➿➿➿➿ ✍بهدین زَرَسب آذردادی نوشته شده در گاه هاون،روز تیر و ماه خورداد به سالِ ۱۸۲۲ پارسیگان ➿➿➿➿➿ 📚فهرست منابع :
[1]: زندبهمنیَسن،تصحیح متن، آوانویسی و برگردانِ فارسی،محمدتقی راشدمحصل، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،ص ۶۱ [2]: زندبهمنیَسن،تصحیح متن، آوانویسی و برگردانِ فارسی،محمدتقی راشدمحصل، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،ص ۹➿➿➿➿➿ #Pārsīg #vizustārīh ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
💠پیوندِ تنگاتنگِ دینِ بهی با دانش و فلسفه
➿➿➿➿➿➿
↩️پیوندِ دینِ بهی با دانش و فلسفه چنان ژرف و ریشهدار است که از گذشتههایی بسیار دور و پیش از اسلام، تازیان واژهی(المجوسی) که برای نامیدنِ بهدینان به کار میبردند را با واژههایی همانند فیلسوف و دانشمند،هممعنی و یکسان در نظر میگرفتند.➿➿➿
↩️این یک ترادفِ واژگانیِ ساده نیست، بلکه سندی است زنده که نشانمیدهد در پسینِ باستان، دینِ بهی حتی در دوردستترین بیابان های دشتِ تازیان نیز به پیوندِ تنگاتنگِ خود با فلسفه و دانش نامور و مشهور بوده است به گونهای که مَزدَیَسن بودن (زرتشتی بودن) را با دانشمند بودن و فیلسوف بودن مترادف در نظر میگرفتند.➿➿➿
❓پرسش : آیا اگر دینِ بهی در دورانِ شکوهمندِ ایرانشهر، از فلسفهای غنی بهرهمند نبود و کتابهای فلسفیِ پرشمار نداشت ، ممکن بود همچنان زرتشتی بودن و فیلسوف بودن توسطِ گروهی از مردم ، مترادف در نظر گرفته بشوند؟ چنانچه میدانیم در دورانِ تازشِ سپاهِ اسلام ، عمدهی کتابهای ایرانیان از میان رفتند. از آنچه که در فرهنگِ لغات تازیان مانده، به روشنی پیمیبریم قطعاً بخش عمدهای از آن کتاب ها،مربوط به فلسفهیمزدایی بوده اند.➿➿➿ 📚بنخان:
فرهنگ جامع کاربردی فرزان عربی - فارسی،از دیرینه ایام عرب تا نوترین واژگان علم و ادب / تالیف پرویز اتابکی، تهران : نشر فرزان روز ۱۳۹۰، جلد ۲ ، ص ۲۴۰۳➿➿➿➿➿ #māhrōz #vizustārīh ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
+1
💠پیوندِ تنگاتنگِ دینِ بهی با دانش و فلسفه
➿➿➿➿
↩️پیوندِ دینِ بهی با دانش و فلسفه چنان ژرف و ریشهدار است که از گذشتههایی بسیار دور و پیش از اسلام، تازیان واژهی(المجوسی) که برای نامیدنِ بهدینان به کار میبردند را با واژههایی همانند فیلسوف و دانشمند،هممعنی و یکسان در نظر میگرفتند.✔️ادامه در پست بعد ➿➿➿➿➿ #māhrōz #vizustārīh ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
🌙تقویت حافظه و یادگیری با نیروی مَیَزد و نیرنگ
🌕با این خُرده مَیَزد (ریچوالِ کوتاه و ساده) ، با یاریجُستن از نیروی دادار، نیروی حافظه و یادآوریِ خود را تقویت کنید. با این خواندنِ ایننیرنگ و انجامِ این مَیَزد، دادار اورمزد، به صورت محسوسی، حافظهی شما را افزایش و نیرو خواهد داد.➿➿➿ 🌙شیوهی انجام: ✅یک بار در صبح و یک بار در شب، به ترتیب مراحل زیر را انجام بدهید: 1⃣پادیاب کنید 2⃣(خَشونتره اَهورَههمزدا) بگویید 3⃣یک لیوان آب پاکیزه،شیرین و تمیز بیاورید و در مقابل خود بگذارید. 4⃣نیرنگ زیر را ۲۱ بار بر روی آن لیوان آب بخوانید:
🌙یا اَهورا وَرِثِرَجَنِم وَهیستِم یَزَمَئیده✨5⃣پس از خواندنِ نیرنگ بالا، لیوان آب را تا انتها بنوشید. 6⃣در پایان،یک اشم وهو بخوانید ➿➿➿ ⚠️هشدارها:
⚠️حتماً مراقب باشید هنگام خواندن نیرنگ، آب آلوده نشود،مثلاً مو یا خرفستری مثل پشه و مورچه در آن نیافتد. ⚠️حتماً توجه کنید برای اینکه کار شما ناقص نباشد،باید این میزد دو بار در روز(یک بار صبح (هاونگاه) و یک بار شب(پس از اوزیرنگاه) انجام بشود. ⚠️حتماً لیوان را تا انتها بنوشید.✅پیشنهادها:
پوشیدن پیراهن سپید هنگام اجرای این میزد و همچنین پوشاندن سر با پارچه/کلاهی سفید بسیار سودمند خواهد بود. آن لیوانی که استفاده میکنید، از آن جُدکیشان و افرادِ بیمار آب نخورده باشند و لیوان باید پاکیزه باشد. میتوانید لیوان را پاکیزه و یوجیدر(تطهیر) کنید. همچنین میتوانید از یک لیوانِ یکبار مصرف و یا یک بطریِ کوچک پلاستیکی پاکیزه استفاده کنید.➿➿➿ 🌙ایدونباد یزدان به سوی شما بیایَند و از نیرو و یاری ایشان بهرهمند بشوید🙏🏻 🌙اتا.جمیات.یتا.آفرینامی 🙏🏻✨ ➿➿➿➿➿➿➿ #ēvēn #kirdagān #nīrang ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
↩️ بیگناهی و گناه ناکَردگیِ نخستینِ مردم در دینِ مزدایی
✔️ذات و سرشتِ بیگناهِ مردمان، عاملِ رستگاریِ روان
بخش ۲ از ۲
➿➿➿➿➿
✨اَخو، بُنِ گناهناکردگی در مردم
این تنهی تنومند که همان ذاتِ بیگناه و گناهِ ناکردهی انسان است،دو شاخهی بزرگ دارد ، یکی از این شاخهها در زمانِ زندگیِ انسان در جهانِ مادی و استومند کاربرد دارد و دیگری در جهانِ مینو. شاخهای که در زمانِزندگی در گیتی و جهانِ مادی نقش دارد، عاملی است که انسان را از انجامِ گناه و پادافره دیدن دور میکند . این شاخه، چارهیگرفتار نشدن ما در گناه و دوری از پادافره دیدن در دوزخ است و به واسطهی میوههایی که از این شاخه میرویند،میتوانیم در دورانِ حیات و زندگیِ خود، برای دور شدن از گناه و دور شدنِ از دوزخ،چارهاندیشی کنیم. خوردنِ میوه هایی که از این شاخه میروید، چارهسازِ گرفتار نشدن به گناه هستند. و این تنه،شاخهی دیگری هم دارد،شاخهای که میوههای آن، رهانندهترینِ روان هستند. اگر کسی در جهانِ مادی، میوههایِ آن شاخه را نخورد و برای چارهسازیِ رستگاریِ خود از آن بهرهنبرد و به دوزخ گرفتار بشود، پس از پادافره کشیدن و تحمل رنجها و سختی های عذابآورِ دوزخ، در نهایت به رستگاری خواهد رسید. چرا که گویی همهی انسانها در آغازِ آفرینش و پیش از آنکه به این جهانِ مادی بیایند، از میوههایِ آن شاخهی دیگر خوردهاند و به واسطهی آن ، از برکات و دهشهای ایزد در زمینهی رستگاری بهرهمند شدهاند. از آنجا که همهی انسانها و همهی مردم در آغازِ آفرینش،از اَخو بهرهمند بودهاند،برای همهی مردم در زمینِ رستگاری، درختِ بیگناهیِ ذاتی رویید و پرورش یافت. سپس مردمان، از شاخهای که رهانندهی انسان در دوزخ باشد ،میوهی رهایی و رستگاری چیدهاند و خوردهاند. و این بخشش و دَهشِ بزرگِ اهورا مزداست، رستگاری و رهایی برای همهی نوعِ بشر به واسطهی بیگناهیِ ذاتیِ ناشی از اَخو↩️پیوستگیِ بیگناهیِ ذاتی تا ۸ سالگی
همسو با بخش دیگری از دینکرد سوم ،این بیگناهیِ ذاتی تا پایانِ سنِ ۸ سالگی تداوم دارد و تا آن زمان،همهی نوزادان و کودکان، بیگناه و گناهناکرده به شمار میروند و همچنان هیچگناهی به حسابِ ایشان نیست : زیرا که نوزاد تا رسیدن به پایانِ ( spurrīgīh) هشتسالگی، حتی ذرهای ( ham-bun-iz ) گناه بر گردنش (=بر ذمه اش)نیست. [4] از این کرده چنین در مییابیم که انسانها نه تنها در هنگامِ زادهشدن و تولد، کاملاً بیگناه و گناهناکرده هستند،بلکه این گناه ناکردگیِ ذاتی را تا پایانِ هشت سالگی نیز حفظ میکنند. نوزادان و کودکان، تا پیش از رسیدن به هشتسالگی،هرکاری که انجام بدهند گناهی بر گردنشان نیست بلکه چنان که از سنت در مییابیم،بر گردنِ پدر و مادرش است. برای مثال اگر کودکی که کمتر از هشت سال سن دارد، از روی نادانی و به واسطهی آنکه از فرهنگِ مناسبی برخوردار نیست، پرگست(=خدایی ناکرده)، به آتش وَرهرام زیان و گزندی برساند،گناهِ آن بر گردنِ پدر و مادرش و سرپرستانش شمارده میشود که در تربیت،پرورش،ادب و فرهنگ آموختن به آن کودک، کوتاهی و سهلانگاری کردهاند. از بخش های دیگرِ این کرده نیز درمیابیم که به ازای هر گناهی که افراد پس از سپری شدنِ هشتسالگی انجام میدهند، از آن بیگناهیِ نخستین دور میشوند و با انجامِ کرفه،کوشایی و کسبِ فرهنگ و دانش ، میتوانند آن کاستی های ایجاد شده را جبران کنند. بیگناهیِ ذاتیِ انسان و اینکه هیچ گناهی تا پایانِ سپری شدنِ هشت سالگی بر گردنش نیست، در روایاتِ متاخرِ فارسی هم بازتاب یافتهاست.فرجام یافت به درود و رامش و شادی، در گاهِ رپیهوین،روزِ شهریور به ماهِ خورداد به سالِ ۱۸۲۲ پارسیگان ✍ بهدین ماهداد مهرانی ➿➿➿➿➿➿➿ 📚فهرست منابع:
[1]:کتاب سوم دینکرد، آراستاری،آوانویسی،یادداشتها و ترجمه بر اساسِ دینکردِ چاپِ مَدَن، از فریدون فضیلت،انتشارات مهرآیین،۱۳۸۴، یادداشتها ص ۲۴۲ [2]:کتاب سوم دینکرد، آراستاری،آوانویسی،یادداشتها و ترجمه بر اساسِ دینکردِ چاپِ مَدَن، از فریدون فضیلت،انتشارات مهرآیین،۱۳۸۴،ص۲۱۳، کردهی ۱۶۴ [3]:کتاب سوم دینکرد، آراستاری،آوانویسی،یادداشتها و ترجمه بر اساسِ دینکردِ چاپِ مَدَن، از فریدون فضیلت،انتشارات مهرآیین،۱۳۸۴،ص ۲۵۷، کردهی ۱۸۰ [4]:کتاب سوم دینکرد، آراستاری،آوانویسی،یادداشتها و ترجمه بر اساسِ دینکردِ چاپِ مَدَن، از فریدون فضیلت،انتشارات مهرآیین،۱۳۸۴،ص ۲۲۹، کردهی ۱۷۰ [5]:کتاب سوم دینکرد، آراستاری،آوانویسی،یادداشتها و ترجمه بر اساسِ دینکردِ چاپِ مَدَن، از فریدون فضیلت،انتشارات مهرآیین،۱۳۸۴،ص ۲۲۹ و ۲۳۰، کردهی ۱۷۰➿➿➿➿➿➿➿ #دینکرد_پژوهی #دینکرد_سوم #gōvan #dēndānišnīh ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
↩️ بیگناهی و گناه ناکَردگیِ نخستینِ مردم در دینِ مزدایی
✔️ذات و سرشتِ بیگناهِ مردمان، عاملِ رستگاریِ روان
بخش ۱ از ۲
➿➿➿➿➿
📝پیشگفتار
مطابق با آموزههای دینِ بهیِ مَزدَیَسنی، مردم به سببِ برخورداری از پرتویِ جانِ اهورایی(= axw)، ذاتاً بیگناه و گناه ناکرده به شمار می روند. این بیگناهیِ نخستین، از نیروها و عواملِ سهگانهی رستگارکنندهی روان است. نیرویی که در طول زندگی، مردم را از گرفتار شدن در دوزخ و پادافرهکشیدن دور نگهمیدارد و در صورتِ گرفتار شدنِ روانِ افراد در دوزخ، مهم ترین عاملِ رهاننده به شمار میرود.🌅پرتویِ جانِ اهورایی (axw)
🕯واژهی پارسیگِ اَخو(axw)، یکی از سرواژهها و کلیدواژههای دبستانِ رازِ مزدایی (عرفانِ زرتشتی) به معنای بارقه، پرتو،درخشش و لمعهای از جانِ اهورایی است. میتوان گفت (axw)فروغانه(=بارقه) ای است که هستی، همهی سرزندگی و پویایی خود را آن دارد.[1]⚡️تعریف اَخو(axw)در دینکرد سوم
در کردهی ۱۶۴ از دینکردِ سوم،واژهی اَخو(axw) این چنین تعریف شده است: 🪔mardōm xwēš xwadīh' 'abēzag axw; abār-iz 'gyān xwadāyīg' wizīngar xrad, abar axw, dastwarīg ud āzād-kām [1] 🪔مردم به خویشتنِ خویش، بهره مند از اَخوِ پاک و ویژه هستند. همپیوستهی این جانِ خدایی، خردِ گزینشگر است که بر اَخوِ مردم، دارایِ دستور و آزادکام است.[2]✨اَخو، بُنِ گناهناکردگی در مردم
بیتردید یکی از ژَرفترین و زیباترین اشارهها به دانشواژهی اَخو(axw) را ، میتوانیم در کردهی ۱۸۰ دینکردِ سوم بیابیم. در این کَرده، از اَخو، پیوندِ آن با گناهناکردگیِ مردم و نقشِ آن در رستگاریِ روانها سخن به میان رفته است: نخست،سه دهشانهی ایزد برای رستگاریِ روان: یکی پرتوی از خودِ جانِ اهوراییِ (=xwēš axw) همهیِ مردم است، که در زمینهی(pad handāzīh) رستگاری، بُنِ گناهناکردگی(=معصومیت) مردمان است،چارهسازِ گرفتار نشدن آنان در کیفرکشیدن(=مجازات)است و رهانندهترینِ روان از دوزخ است. [3] چنانچه در بالا دیدیم، در زمینهی رستگاریِ روان مردم، خودِ اَخو (xwēš axw)، سرمنشأ و سرچشمهی گناهناکردگی و بیگناهیِ آغازین و نخستینِ انسان است (بُنگناهناکَردگی). در واقع خودِ اَخو که در مردم وجود دارد، علتِ بیگناهیِ نخستینِ انسانها دانسته شده است و به علتِ وجودِ آن در مردم، همهی مردم در آغازِ زاده شدن، کاملاً بیگناه هستند. گفتنی است که در اینجا، اَخو، (رهانندهترینِ روان) معرفی شده است. یعنی مهمترین و اصلی ترین عاملِ رستگاری و نجاتِ روان(بوختشن)، همین اَخو و به تبع آن،بی گناهیِ ذاتیِ انسان است. 🌳بنده در اینجا برای پرهیز از پراکندگیِ مطلب و تمرکز بر موضوعِ فعلی، از ورود به مبحثِ ژرفِ بوختیشن (نجات) در دینِ بهی،خودداری میکنم و با یک تمثیلِ عرفانی از پیوند اَخو و بیگناهیِ ذاتی انسان ، این گفتار را به پایان میبرم : 🌱اخَو در زمینهی رستگاری، همچون دانهای است که در زمینی کاشته شده است،رشد کردهاست و به درختی تبدیل شدهاست. 🌳 این درخت،تنهای تنومند دارد به نامِ بیگناهیِ ذاتی و گناهناکردگیِ نخستینِ مردم. این تنه،از پرورش و بالیدنِ آن دانه(اَخو) پدید آمده است و سرمنشأ و بُنِ آن هم، همان دانهاست.➿➿➿➿➿➿➿ #دینکرد_پژوهی #دینکرد_سوم #gōvan #dēndānišnīh ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
↩️ذهنخوانی در مَزدَیَسنا🧠
بخش ۲ از ۲
➿➿➿
🕯تداومِ ذهنخوانی پس از پایانِ پادشاهیِ ایران
برای برخی از موبدان و دستورانی که پس از پایانِ پادشاهیِ ایران زندگی میکردهاند،تواناییِ ذهن خوانی ذکر شده است.➿➿➿
☀️ مثلاً پیرامونِ دستور نوشیروان مرزبان کرمانی گفتهاند که اورمزد خدا به او تواناییِ ذهن خوانی دادهبود و میتوانست ضمیر و ذهنِ دیگران را بخواند و حتی به رازهای آنها پی ببرد. یعنی این دانش وابسته به وجودی برتر و قدسی شماردهشده است.➿➿➿ 🕯بازتابِ ذهن خوانی در ادبیات فارسیِ زرتشتی ✔️ این آگاهیِ شگفتانگیزِ دستور نوشیروان کرمانی از آنچه که دیگران میاندیشند و در منش دارند، در یک شعر که از سوی طرفدارانِ ایشان سروده شده است اینچنین بازتاب یافته است :
ز نورِ خداوندِ جان آفرین که اودادهاستآسمانوزمین ز رازِ دلِ خلق آگاه بود همه را پیشش خدا مینمود [ادبیات سنتیِ زرتشتی، تألیف هاشم رضی، انتشارات فروهر،دیماه ۱۳۵۳،ص ۱۱۵]➿➿➿ 📌جمعبندی نهایی :
در باورهای سنتیِ مزدیسنی، ذهنخوانی به عنوانِ یک توانایی که از راهِ برخورداری از دانش و بینشِ مینویی امکانپذیر است در نظر گرفته میشود. اگرچه از آنجا که انجامِ آن،هم توسطِ مزدیسنان و هم توسطِ دیویسنان ممکن و شدنی است به عنوانِ یک ویژگیِ فرعی برای شخصیت های بزرگِ معنویِ بهدینان جایمیگیرد. 📝توجه کنید که هدفِ ما از نوشتنِ این مقاله و انجامِ این پژوهش، حمایت یا مخالفت، با وجود یا عدمِ وجود این موضوع نیست.✍ بهدین ماهداد مهرانی ➿➿➿➿➿➿➿ #دینکرد_پژوهی #دینکرد_هفتم #دستور_نوشیروان_مرزبان_کرمانی ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
↩️ذهنخوانی در مَزدَیَسنا🧠
بخش ۱ از ۲
✔️در این مقاله با پژوهشی در متونِ کهنِ زرتشتی، به یکی از موضوعاتِ کمتر شناخته شده در باورهایِ سنتیِ زرتشتی خواهیم پرداخت،یعنی تواناییِ خواندنِ ذهنِ دیگران.➿➿➿ 💠ذهنخوانی چیست؟
ذهنخوانی (Brain-reading) و تلهپاتی (telepathy) به تواناییِ پِیبردن به آنچه که افراد در ذهنشان میاندیشند گفتهمیشود. ذهنخوان یا تلهپات کسی است که میتواند اندیشهی دیگران را بخواند.➿➿➿ 💠ذهنخوانی در دانشِ امروزی
ذهنخوانی موردِ تاییدِ فراروانشناسی است و اغلبِ فراروانشناسان به امکان ذهنخوانی معترفند. برخی از ایشان هم آزمایش ها و پژوهشهای گستردهای پیرامونِ این موضوع انجامدادهاند. روانشناسان برخلافِ فراروانشناسان، مدعیِ تواناییِ ذهنخوانی نیستند اما باور دارند از روشهایی همانند زبانِ بدن و جز آن، میتوان به اندیشهی افرادِ دیگر و حالتِ روانی و درونیِ آنها پیبرد. در زیستشناسی، به وسیلهی الکترود ها و وسایلی دیگر، میتوانند پیامهای عصبیِ درون مغزِ برخی از جانوران را دریافت و با بازخوانیِ آنها، به تفکرات و اندیشههای آنها پیببرند. همچنین بسیاری از جانورانی که حسِ بویاییِ قوی و قدرتمندی دارند، همانند سگ ها و گربهها، میتوانند بویِ هورمون هایی که در بدنِ انسان ترشح میشود را تشخیص بدهند از این طریق، متوجهی حالتِ درونیِ انسانها و احساساتشان بشوند یعنی بدونِ آنکه تغییری در زبانِ بدنِ یک فرد رخ بدهد، جانورانی همانند سگ ها می توانند با تشخیصِ بویِ هورمون های مربوط به ترس،خشم، نگرانی، اضطراب، شادی، هیجان و ... به آن احساس و اندیشهای که در ذهن داریم پیببرند.➿➿➿ 🕯 باور به امکانِ ذهنخوانی در باورهایِ سنتی مزدیسنان
مطابق با باورهای سنتی، مَنشخوانی یا ذهنخوانی، خواندنِ اندیشهی دیگران به واسطهی برخورداری از بینشِ مینویی است. افراد در صورتِ برخورداری از این بینش، میتوانند به ذهنخوانی بپردازند.➿➿➿ 🔥تواناییِ اشوزرتشت در ذهنخوانی
در دینکرد هفتم پیرامونِ این تواناییِ اشو زرتشت چنین گفته شده است: ēk menišn ī wištāsp šāh ud kišwarīgān ud any-iz was ī nihuftag xīr pad mēnōg-wēnišnīh guftan ud āškārēnīdan [DN7,4,71] (یکی<دیگر> چیزهای نهفته بسیار در اندیشهی گشتاسبشاه و کشوریان و دیگران را با بینشِ مینویی گفتن و آشکار کردن) چنانچه در بخش بالا دیدیم، در دینکرد هفتم،از این توانایی به عنوانِ یکی از شگفتی هایی که از سوی اشو زرتشت انجامشده است نام برده شده. اما آیا این توانایی توسطِ افرادِ دیگری هم انجام شده است؟ ↩️با توجه به بخشِ ۵ از دینکردِ ۷،به نظر میرسد اشو زرتشت این توانایی و شیوههای انجامِ آن را، همانند پساخت و انجامدادنِ وَر به هاویشتگانِ خود آموزش داده بوده است و شیوههای انجام همانند پساخت و موارد این چنینی در ایرانِ باستان رایج بوده است. پس احتمالاً موبدانی مثلِ موبد آذرباد ماراسپندان هم در انجامِ این کار توانایی داشتهاند [DN7,5,1-4]➿➿➿ 💠ریشههای ذهنخوانی
مطابق با دینکرد، ذهنخوانی ،کنش و فعلی نبوده است که ویژهی اشوزرتشت یا هاویشتگانِ او باشد،یعنی دیویَسنان هم میتوانند همانندِ مَزدَیَسنان ذهنخوانی کنند به همین علت، ذهنخوانی به تنهایی، نشانهی حقانیت یا عدمِ حقانیت نیست بلکه فقط نشاندهندهی داشتنِ ارتباطِ عمیق با فراتر از جهانِ مادی و برخورداری از گروهی از دانش هاست،ارتباط یا دانشی که ممکن است توسطِ دیویَسنان هم به دست بیاید. به همین علت این توانایی، در دینکرد و دیگر متونِ دینی، یک شگفتیِ فرعی قرار دارد . چنانچه بالاتر گفتیم، در متونِ دینی برای دیویَسنان هم تواناییِ ذهنخوانی ذکر شده است. چنانچه برای کَربی به نامِ توربرادرویش کرب گفته شده است آنچه اشوزرتشت در ذهن و اندیشه داشته است را خوانده است و در بارهی آنچیزهایی که از راهِ خواندنِ ذهنِ اشوزرتشت فهمیده بود، با پوروشسب(پدرِ اشو زرتشت) گفت و گو کرده است: ēd ī tō pus menēd kū kunēm meh az ān ī any axw ī astōmand,ēdōn kunēd-iz ... [DN7,3,31] (توربرادرویش کرب :) این پسر تو میاندیشد که بهتر از دیگران در جهانِ مادی رفتار کُنم. ایدون نیز کند ... با مطالعهی دیگر کرده های بخش ۳ از دینکردِ ۷، پیمیبریم که توربرادرویش کرب به عنوانِ یک دیویَسن، از بینشِمینوییِ بالایی برخوردار بود و یک کرب عادی و معمولی نبود. او یک کربِ ویژه بود که از دیگر کرب ها دیویسنتر بود. ضمناً از این بخش از دینکرد ۷ پی میبریم که باور به وجودِ ذهنخوانی و انجامِ آن ، همانند باور به تنِ پسین و رستاخیز، پیش از دینِ بهی هم در میانِ مردمِ ایران وجود داشتهاست.✍بهدین ماهداد مهرانی ➿➿➿➿➿ #دینکرد_پژوهی #دینکرد_هفتم #دستور_نوشیروان_مرزبان_کرمانی ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
↩️شکوهمندی و فرهمندی آفریدگار در مَزدَیَسنا
در نقطهی مقابل، در دینِ بهیِ مَزدَیسنی ،شکوهمندی و فرهمندیِ آفریدگار، یعنی اهورا مزدا ، در نیکیِ مطلق بودن و دانایِ مطلق بودن است. فرهمندی و شکوهمندیِ او بر دو محورِ دانایی و نیکی است.
دینِ بهیِ مَزدَیَسنی جدا از آنکه برای نخستین بار در تمدنِ ایران ( یعنی جامعهای که باورهای آنچنینی در آن بسیار کمرنگ تر از دیگر جوامع بود) در میانِ مردم رواج یافت و پا به عرصهی گیتی نهاد، به سببِ ایزدی بودن و مزدایی بودن یعنی به آن علت که از سوی آفریدگارِ جهان،اهورا مزداست، به این باورهای دیوی و بَدوی آلوده نیست و برخلافِ اغلبِ کیش هایی که توسطِ دیو ها(=انسان های کژاندیش،وَحشی و بَدَوی) پایه گزاری شده اند، عاملِ برتری،شکوهمندی و فرهمندیِ یک آفریدگار را در نیکی و داناییِ آن آفریدگار میبیند نه در بلا و مصیبت فرستادن و بیمار کردنِ آفریده هایش چنانچه در دین گفته شده است،دادار اورمزد خداییِ خود را در میانِ امشاسپندان به رای گذاشت و آنها به عنوانِ آفریدههایش، از روی آگاهی و آزادکامی(اختیار) ، سروری و برتریِ اهورا مزدا را بر خود انتخاب کرده اند و پذیرفته اند. چیزی که نشان میدهد قدرتِ واقعی در انتخابِ آگاهانه و آزادانه است نه در اجبار، تسلط یا زور ( بندهش - نوشته ی موبد فرنبغ دادگی - برگردان مهرداد بهار_انتشارات توس - چاپ دوم 1380 - برگه ی 50,117, 122) اینکه ،شکوه و فرهمندیِ اهورامزدا هم به واسطهی دانایی و نیکیِ اوست نشانمیدهد شکوه،فرهمندی و جلال حقیقی و واقعی، به واسطهی این دو مورد به دست میآید.➿➿➿ 🔍پساز اینکه دو عاملِ برتری و شکوهِ اهورا مزدا را بیان کردیم،باید به سراغِ تحلیل و بررسی آنها برویم . ↩️نخست اینکه اورمَزد، نیکِ مطلق است
«همانا بنیادِ بهدینی این یک گزاره است: دادار بُنی یکسره نیک و بهدور از بدیست.» ( دینکرد سوم؛ کردهی 227) ✅ اهورا مزدا ، چنان پاک و نیک است که هیچگاه بر هیچ کسی درد، بلا ،رنج، بیماری و شر نمیفرستد و هیچ بدی و شری از او سرچشمه نمیگیرد.اورمزد به جز خوبی و نیکی ،هیچ چیزی نسبت به آفریده های خویش روا نمیدارد. او خیرِ مطلق است و شکوه و جلال و برتریِ او هم به واسطهی پاکی گوهری و نیکیِ ذاتیِ اوست. در دینِ زرتشتی،شکوه، برتری و جلالِ حقیقیِ خداوند،در نیکِ مطلق بودنِ اوست نه در قدرتی شاملِ زلزله فرستادن و ویران کردنِ خانه بر سرِ نوزادان و کودکانِ خردسال او چنان پاک است که هیچ مصیبتی را برای هیچ کدام از آفریده هایش نمیخواهد، نمیپسندد و بر هیچ یک از آنان هیچ رنج و دردی وارد نمیکند. و این پاکی و نیکی همان شکوهِ راستینِ آفریدگار است .شکوهی که ریشه در گوهرِ برتر و نابِ او دارد.↩️دوم اینکه اورمَزد، دانای مطلق است
✅وجودِ دانایی برای آفریدگار، ضروری است چرا که آفرینش را جز از راهِ دانایی نمیتوان انجامداد. در دین آمده است: او(اهورا مزدا = هرمزد) خود جامهی سپید پوشید و شکوهِ آسرونی داشت؛ زیرا همهی دانایی با آسرونان است که بر کسان نمودار است که هرکس از او آموزنده است. هرمز را نیز خویشکاری آفرینش بود و آفرینش به دانایی میتوان آفرید (بندهش - نوشته ی موبد فرنبغ دادگی - برگردان مهرداد بهار_انتشارات توس - چاپ دوم 1380 - برگه ی 47 ) 👈🏻وقتی صحبت از پوشیدنِ لباسِ سپید، جامهی آسرونی بر تن داشتن و شکوهِ آسرونی داشتن میشود،یعنی صحبت از شکوهی میشود که از راهِ دانایی به دست میآید. پوشیدنِ جامهی سپید به عنوان جامهی آسرونان ،نمادی روشن از دانایی است.چرا که آسرونان و جامهای که بر تن دارند، در فرهنگِ ایرانی نمایندهی دانش و دانایی هستند. در نتیجه شکوهِ آسرونی نیز به معنای شکوهی است که از دانایی به دست میآید. پس وقتی در دین گفته می شود دادار اورمزد شکوهِ آسرونی ذکر شده است یعنی شکوهی که از راهِ دانش و دانایی به دست میآید. از این موارد پیمیبریم یکی از عواملِ شکوهِ آفریدگار،دانشِبی کران اوست. یعنی همان دانشی که با آن جهان را آفریده است.➿➿➿ 📝جمع بندی و نتیجه گیری
✅ برخلافِ ادعایِ این کشیشِ ترسایی ، دوبنانگاری نه تنها نفی کنندهی شکوه و جلالِ آفریدگار نیست بلکه نشاندهندهی برتریِ حقیقی و شکوهِ واقعیِ اوست ،شکوهی واقعی و فرهمندانه که ریشه در نیکی مطلقِ ذاتِ آفریدگار و داناییِ کامل او دارد. ✅در مزدیسنا، شکوه و برتریِ واقعی آفریدگار، در پاکیِ ذات و دانایی مطلق اوست نه در قائل شدنِ تواناییِ رنج دادن و زجر دادنِ دیگران یا بیمار کردن و ناقص کردنِ آفریده های خودش✍بهدین ماهداد مهرانی ➿➿➿➿➿ #رد_شبهات_انیران #پاسخ_به_انیران ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
↩️الگویِ زندگیِ قبایلِ بدوی: خشونت و زور، نمادِ قدرت و شکوه است
👈🏻این دیدگاهِ مسیحی، اگرچه توسطِ یک کشیشِ اسکاتلندی بیان شده است، اما همچنان مطابق با رویکردِ زندگیِ قبایلِ بدوی و تدوامی از شیوهی کسبِ قدرتِ درون قبیلهای است.
قبیلهی بدوی در انسانها، جایی است که جایگاه اجتماعیِ افراد در قدرتِ بازوی آنها خلاصه میشود؛ هوش، خردمندی، پاکی و نیکی در حاشیه قرار میگیرند و اصل و مبنایِ سلسله مراتب قبیله و انتخابِ رئیس قبلیه، بر طبق توانایی است. هرچه توانایی بیشتر ،فرد از جایگاه بالاتری برخوردار است. در قبیلهی بدوی، هرچه رییس قبیله، در تنبیهِ افراد دردسرساز و ناسازگارِ قبیله، کشتن و نابود کردنِ مخالفان، از میان برداشتن رقبا، مجازاتِ افراد، تسلط داشتن بر اعضای قبیله و موارد مشابه،تواناتر باشد، رئیسی برتر و بهتر خواهد بود. در چنین جامعهای، که اِبرازِ خشونت، خشم، ترساندنِ دیگران و مجازات کردن های بی رحمانه به ابزارهایی برای قوی بودن و حفظِ برتری بَدل میشوند، امری بدیهی و عادی است که برای خدا/خدایانِ خود هم آنچه را که ویژگی مثبت و عاملِ برتری میپندارند،در نظر بگیرند. چرا در جامعهای که خشم، خشونت، تواناییِ آسیب زدن و آسیب رساندن و ... به عنوانِ ویژگی های مثبت و عواملِ برتری در نظر گرفته میشوند،چرا ویژگی های موجودِ برتر و خدای معبود آنها هم در نظر گرفته نشود؟ با بررسیِ سبکِ زندگیِ چنین قبایلی، آیا منطقی و طبیعی نیست که این ویژگی ها را عاملِ شکوه و جلال و قدرتِ خدا فرض کنند؟➿➿➿ ↩️چرا در جوامع بدوی، برتری و شکوه و قدرت نمیتواند بر محور پاکبودن و خوببودن باشد؟
در یک جامعهای بدوی و ابتدایی، به علتِ بدوی بودن و عدمِ برخورداری از اخلاقیاتِ پیشرفته و حساب شده، شکوه و برتری در نیک بودن، پاک بودن یا خیر بودن نیست. از قبیلهای بدوی که فرسنگ ها با تمدن فاصله دارد،به جز این هم انتظاری نیست. طبیعتاً از آنجا که چنین ویژگی هایی (خوب بودن و پاک بودن)، عواملِ محوری و اصلی در برتریِ درون قبیلهای نیستند؛ برای خدایی که توسطِ ذهن های اعضایِ یک قبیلهی بدوی هم ساخته شده است هم نمیتوانند عاملِ برتری باشند. به همین علت پاکیِ مطلق، نیکیِ مطلق یا خیرِ مطلق بودن اساساً مفهوم و معنایی در موضوعِ برتری و شکوهِ خدایِ اعضای قبیله ندارند. در قبیله ، فرد هرچه پاک و نیک باشد، تا زور و قدرت نداشته باشد، نمیتواند رئیس قبیله باشد و در درون قبیلهی خود به برتری و شکوه برسد. فرد در درجهی نخست باید قدرت داشته باشد و هرچه در ابراز قدرت،محدودیت کمتری داشته باشد هم،برایش بهتر است. اگر که فردی هیچ محدودیتی در قدرتش نداشته نباشد ،یعنی زمانی که حالتی آرمانی پدیدار قرار بگیرد، در پسندیده ترین و برترین حالتِ ممکنِ خودش خواهد بود. به همین علت در چنین قبایلی، شکوه و برتریِ آفریدگار، در قدرت نامحدود و بیحدومرز او تحقق مییابد. یعنی آن حالتی را که پسندیده ترین و برترین حالتِ شکوه، قدرت و جلال برای یک انسانِ ساکن در قبیلهی خود میدانند را برای خدایی که آن را برتر از هرچیزی میدانند هم متصور میشوند. و نتیجه میشود خدایی که بخشِ مهمی از اعتبار و شکوهش را از قدرتی بی مرز و بی حد، شاملِ ابرازِ خشم ، مجازاتِ مخالفان و افرادِ ناسازگار ،مرگ نازل کردن، بلا فرستادن، میراندن و ... دریافت میکند.➿➿➿ ↩️چرا در جوامع بدوی،برتری و قدرت نمیتواند بر محور علم ، دانش یا خرد باشد؟
در جوامع بدوی نخستی سانان(Primates) ، علم و دانش ، اغلب به علتِ محدود بودن و ابتدایی بودن،توانایی انحصاری شدن برای کسب برتری و قدرت را ندارند. برای مثال در جوامع شامپانزه ها، شامپانزه ها بر حسبِ تجربه، دریافته اند که می توانند از چوب های نازک و تَر برای خارج کردن موریانه و خوردنِ آنها استفاده کنند. چنین علم و تجربه ای به علتِ سادگی در آموختن و ابتدایی بودن، به سرعت بین آنان فراگیر و رایج میشود. این دانش های ابتدایی به نحوی نیستند که کسی بتواند آنها را در انحصارِ خود نگهدارد تا با آن کسبِ قدرت کند. برای مواردی مثلِ استفاده از ابزار های سنگی و ... هم همین الگو وجود دارد. آز آنجا که در جوامعِ بدویِ دیگر نخستی سانان از جمله انسان ها هم،همین الگو پابرجاست، در خدایِ آرمانیِ انسانهایِ قبیلهای و بدوی ،علم و دانش و آگاهی ،در حاشیه قرار میگیرند و نمیتوانند ویژگیِ اصلی و برجستهی خدا و معبودِ آنها باشند. رئیس قبیله هرچقدر آگاه و خردمند باشد،تا نتواند دشمنانش را بترساند، بکشد و یا با آسیب زدن به آنها ،بر آنها مسلط و چیره بشود ، رئیسی خوب نخواهد بود و برتری و شکوهش هم در حولِ محورِ همین آسیب زدن ها،زورنمایی ها و خشونت ها میچرخد.➿➿➿➿➿ #رد_شبهات_انیران #پاسخ_به_انیران ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
