ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

𝖵𝖾𝗅︎𝗅︎𝗂𝖼︎𝗁︎𝗈𝗋 ࣬

𝖵𝖾𝗅︎𝗅︎𝗂𝖼︎𝗁︎𝗈𝗋 ࣬

الذهاب إلى القناة على Telegram

𝖡𝗅︎𝗎𝖾 𝗅︎𝗂𝗄︎𝖾 𝗍𝗁︎𝖾 𝗌𝖾𝖺, 𝖦𝗈𝗅︎𝖽𝖾𝗇︎ 𝗅︎𝗂𝗄︎𝖾‌ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗌𝗎𝗇︎ 𝘥𝘦𝘢𝘳 𝘱𝘦𝘯? 𝖡𝗈𝗍: @W0rdlessbot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
209
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
+130 أيام
عدد المنشورات

جاري تحميل البيانات...

التفاعلات
التعليقات
نجوم تيليجرام
أفضل المنشورات حسب

جاري تحميل البيانات...

تحليل النشر
المشاركات
ديناميات المشاهدات
اومایگاد
5000سجّل الدخول لعرض التحليلات
بیا من دوستت دارم
6000سجّل الدخول لعرض التحليلات
وایب ادلر اگه بره باشگاه:
6000سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
7000سجّل الدخول لعرض التحليلات
کیرسگ
7000سجّل الدخول لعرض التحليلات
ادلر دوسم نداره بچه ها
8000سجّل الدخول لعرض التحليلات
⠀⠀⠀⠀꣑୧ 𝘐 𝘬𝘯𝘦𝘸 𝘐 𝘭𝘰𝘷𝘦𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘣𝘦𝘧𝘰𝘳𝘦 𝘐 𝘮𝘦𝘵 𝘺𝘰𝘶 🔱 ‌ ‌⋆ 克斯 -🥃+5
⠀⠀⠀⠀꣑୧ 𝘐 𝘬𝘯𝘦𝘸 𝘐 𝘭𝘰𝘷𝘦𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘣𝘦𝘧𝘰𝘳𝘦 𝘐 𝘮𝘦𝘵 𝘺𝘰𝘶 🔱 ‌ ‌⋆  克斯 -🥃
18000سجّل الدخول لعرض التحليلات
@adl3rrr
21000سجّل الدخول لعرض التحليلات
@adl3rrr
21000سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
26000سجّل الدخول لعرض التحليلات
فور کنید تا براتون کامل کنم من ... بودم ولی اون ... دوست داشت همین الان میزارم
17000سجّل الدخول لعرض التحليلات
اونر moon shadowصحبت میکنه چنل دیل خورده و مجدد زده شده هر کی که اینجا رو چک میکرده فور کنین ببینم کیا بودن
28000سجّل الدخول لعرض التحليلات
فوروارد کنید؛ بهتون بگم اگر چنلتون یه کتاب بود اسمش چی میشد. جوین باشید چک میشه Limit: 215
3041100سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
23000سجّل الدخول لعرض التحليلات
𓂃 ✦ 𝑺𝗂𝗆𝗉𝗅𝖾 𝓂𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍𝗌, 𝒖𝗇𝖿𝗈𝗋𝗀𝖾𝗍𝗍𝖺𝖻𝗅𝖾 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌 𓂃 #Xiumin × #Chen 🍒 𝖼𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒𝗑 ؛ 𝗆𝗒 𝗅�
𓂃 ✦ 𝑺𝗂𝗆𝗉𝗅𝖾 𝓂𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍𝗌, 𝒖𝗇𝖿𝗈𝗋𝗀𝖾𝗍𝗍𝖺𝖻𝗅𝖾 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌 𓂃 #Xiumin × #Chen 🍒 𝖼𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒𝗑 ؛ 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝖺𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾 ؛ 𝗈𝗇︎ 𝗍𝗂𝗄︎𝗍𝗈𝗄︎
21000سجّل الدخول لعرض التحليلات
_
_
30000سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
20000سجّل الدخول لعرض التحليلات
دارم فکر میکنم اگه دزیره و اسلحه و سرخپوش نبودت محتوای چنل بعضی هاتون قرار بود چی باشه واقعا
31200سجّل الدخول لعرض التحليلات
اریس
30000سجّل الدخول لعرض التحليلات
ࢪوبـانِ ابࢪیـشم؛ او همیشه فکر می‌کرد بعضی آدم‌ها شبیه فصل‌ها هستند؛ بی‌آنکه خبر بدهند، می‌آیند و رنگِ روزها را عوض می‌کنند. آن عصر، هوا بوی بارانِ مانده روی برگ‌ها را داشت و پنجره کمی باز بود. او کنار فنجانِ نیمه‌گرم نشست و نگاهش روی جایی ماند که دیگری چند لحظه پیش آنجا بود. روی میز، یک تکه شیرینیِ وانیلی جا مانده بود؛ کوچک، بی‌اهمیت و عجیب آشنا. لبخند زد. شاید عشق همیشه شبیه نامه‌های بلند و قول‌های بزرگ نیست؛ گاهی فقط همان تکه‌ی کوچکِ شیرینی‌ست که کسی برایت کنار می‌گذارد، یا گرمای دستی که بی‌صدا، سرمای انگشتانت را فراموش می‌کند. و او فهمید بعضی دوست‌داشتن‌ها، آرام‌تر از باران می‌آیند؛ اما دیرتر از پاییز از آدم جدا می‌شوند.
7000سجّل الدخول لعرض التحليلات