آلـنـد
الذهاب إلى القناة على Telegram
فرزندِ ایران و جان فدایِ میهن؛ - هرچی اومد تو ذهنم، میریزم اینجا. t.me/BluChtBot?start=Aland837
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
224
المشتركون
-524 ساعات
-77 أيام
+730 أيام
أرشيف المشاركات
224
Repost from رودخانه ای میان جنگل💙
این پیامو فور کن یه ویژگی از شخصیتت حدس بزنم💅
فقط ۲۰چنل. جوین باش💋
224
فور کنید با توجه به وایبی که از چنلتون میگیریم، بهتون یك بیت شعر بدم.🌱
ـ دوستداشتیدجوین شید.
224
Repost from اینجادیوانهایمینویسد!
به مناسبت سه کایی شدنمون.این پیام رو فور کنید، بیام چنلتون رو چک کنم و تو یه خط ازش تعریف کنم.
ظرفیت: محدود. جوین باشی خوشحالم میکنی.🌱
224
میلاد نیکوی شما را تبریک میگویم. با آرزوی سالی سرشار از تندرستی و دستیابی به تمامی آرزوهای بزرگتان.
224
آلـنـد تنها برایم یك پناهگاه برای رهایی از درد و غم نبود؛یك همراه ِ روزهای سخت، رفیق ِ شفیق و همدمی بود که در تمام لحظههای تنهایی، کنارم ماند.
آلـنـد برای من، فقط چند واژه و نوشته و عکس نبود؛ تکهای از قلبم بود که هرروز، آرامآرام در میان ِ کلمات جان گرفت. جایی بود که نفس کشیدن، برای نوشتن از دلتنگیها، برای پناه بردن به امیدهایی که گاهی زیر بار ِ خستگی و اندوه، کمسو میشدند.
در این یكسال، آلـنـد با من خندید، با من گریه کرد، روزهای خوبم را جشن گرفت و در شبهای سخت، دستم را رها نکرد.
هر نوشتهای که اینجا منتشر شد، بخشی از احساسی بود که شاید گفتنش برایم آسان نبود؛
اَما آلـنـد آن را شنید، فهمید و بیهیچ قضاوتی، در آغوش گرفت.
آلـند به من یاد داد که حتیٰ از دل ِ تاریکترین شبها هم میتوان به اولین پرتو ِ نور رسید؛ که گاهی یك جمله، یك کلمه یا حتیٰ حضور ِ سادهی یك آدم، میتواند دلیل ِ ادامه دادن باشد.
یاد داد که امید همیشه پر سر و صدا وارد زندگی مان نمیشود؛ گاهی آرام و بیادعا، درست مثل اولین شعاع ِ آفتاب، از گوشهای کوچک وارد قلبمان میشود.
امروز، آلـند یكساله شده است؛
یكسال از روزی که نخستین قدیم هایش را برداشت،
یكسال از تمام شبهایی که با هم نوشتیم، خواندیم، احساس کردیم و دوام آوردیم.
در این یكسال، آلـند فقط بزرگتر نشد؛
عمیقتر شد، ریشه دواند و در قلب آدمهایی جا گرفت که شاید هیچوقت از نزدیک ندیدمشان،
اما با هر پیام، هر همراهی و هر حضورتان، فهمیدم که این مسیر را تنها طی نمیکنم.
از تكتك شما ممنونم؛
برای اینکه آلـند را خواندید، دوستش داشتید و اجازه دادید بخشی از روزهایتان باشد.
ممنونم که در این پناه کوچک، کنار هم ماندیم و از میان تمام غمها، ذرهای آرامش پیدا کردیم.
امروز، تولد یكسالگی آلـند است؛
تولد ِ پناهی که از دل ِ درد ساخته شد،
اما مقصدش اُمید بود.
به افتخار تمام روزهایی که گذشت،
تمام اشکهایی که پنهانی ریختیم،
تمام لبخندهایی که دوباره ساختیم،
و تمام اُمیدهایی که هر روز در دلمان زندهاند.
تولدت مبارك آلـند ِ مـن؛
اولین پرتو ِ آفتاب ِ قلبم،
رفیق ِ تمام روزهای سخت و روشن ِ زندگیام.🥺💗
باشد که سالهای سال،
همچنان پناه ِ دلهای خسته،
همدم ِ شبهای طولانی
و نشانهای از امید برای تمام کسانی باشی
که هنوز، با وجود تمام درد ها،
به آمدن ِ صبح ایمان دارند.
یـكسالگیات مبارك، آلـند.🫶🏻✨
224
آلـنـد تنها برایم یك پناهگاه برای رهایی از درد و غم نبود؛یك همراه ِ روزهای سخت، رفیق ِ شفیق و همدمی بود که در تمام لحظههای تنهایی، کنارم ماند.
آلـنـد برای من، فقط چند واژه و نوشته و عکس نبود؛ تکهای از قلبم بود که هرروز، آرامآرام در میان ِ کلمات جان گرفت. جایی بود که نفس کشیدن، برای نوشتن از دلتنگیها، برای پناه بردن به امیدهایی که گاهی زیر بار ِ خستگی و اندوه، کمسو میشدند.
در این یكسال، آلـنـد با من خندید، با من گریه کرد، روزهای خوبم را جشن گرفت و در شبهای سخت، دستم را رها نکرد.
هر نوشتهای که اینجا منتشر شد، بخشی از احساسی بود که شاید گفتنش برایم آسان نبود؛
اَما آلـنـد آن را شنید، فهمید و بیهیچ قضاوتی، در آغوش گرفت.
آلـند به من یاد داد که حتیٰ از دل ِ تاریکترین شبها هم میتوان به اولین پرتو ِ نور رسید؛ که گاهی یك جمله، یك کلمه یا حتیٰ حضور ِ سادهی یك آدم، میتواند دلیل ِ ادامه دادن باشد.
یاد داد که امید همیشه پر سر و صدا وارد زندگی مان نمیشود؛ گاهی آرام و بیادعا، درست مثل اولین شعاع ِ آفتاب، از گوشهای کوچک وارد قلبمان میشود.
امروز، آلـند یكساله شده است؛
یكسال از روزی که نخستین قدیم هایش را برداشت،
یكسال از تمام شبهایی که با هم نوشتیم، خواندیم، احساس کردیم و دوام آوردیم.
در این یكسال، آلـند فقط بزرگتر نشد؛
عمیقتر شد، ریشه دواند و در قلب آدمهایی جا گرفت که شاید هیچوقت از نزدیک ندیدمشان،
اما با هر پیام، هر همراهی و هر حضورتان، فهمیدم که این مسیر را تنها طی نمیکنم.
از تكتك شما ممنونم؛
برای اینکه آلـند را خواندید، دوستش داشتید و اجازه دادید بخشی از روزهایتان باشد.
ممنونم که در این پناه کوچک، کنار هم ماندیم و از میان تمام غمها، ذرهای آرامش پیدا کردیم.
امروز، تولد یكسالگی آلـند است؛
تولد ِ پناهی که از دل ِ درد ساخته شد،
اما مقصدش اُمید بود.
به افتخار تمام روزهایی که گذشت،
تمام اشکهایی که پنهانی ریختیم،
تمام لبخندهایی که دوباره ساختیم،
و تمام اُمیدهایی که هر روز در دلمان زندهاند.
تولدت مبارك آلـند ِ مـن؛
اولین پرتو ِ آفتاب ِ قلبم،
رفیق ِ تمام روزهای سخت و روشن ِ زندگیام.🥺💗
باشد که سالهای سال،
همچنان پناه ِ دلهای خسته،
همدم ِ شبهای طولانی
و نشانهای از امید برای تمام کسانی باشی
که هنوز، با وجود تمام درد ها،
به آمدن ِ صبح ایمان دارند.
یـكسالگیات مبارك، آلـند.🫶🏻✨
224
Repost from N/a
«دردِ قلب، عجیبترین و شاید درمانناپذیرترین درد دنیاست. نمیدانی در درونت چه میگذرد، اما ضعف تمام وجودت را در بر میگیرد. گریههای بیدلیل، نفس کشیدن را سخت میکند؛ گویی در حنجرهات گرهی هست که نه میتوانی بیرونش بیاوری و نه فرو ببری.
اما مهم این است که گوشی شنوا کنارت باشد؛ کسی که بتوانی از دردت برایش بگویی، در آغوشش اشک بریزی، و پاسخ او فقط نوازش آرام موهایت باشد.
کسی که بیصدا کنارت بماند و تو را با تمام وجود دوست بدارد. کسی که با دیدن اشکهایت دلش بلرزد، اما به جای سرزنش، بوسهای آرام بر موهایت بزند و تو را در آغوش بگیرد.
کسی که بماند؛ اشکهای بیدلیلت را به حساب بچگی نگذارد، از چشمانت حقیقت حرفهایت را بفهمد، و تو را چون جان بلکه عزیزتر از جان دوست داشته باشد.»
#یاس
224
Repost from بِه وَقت چهارمُرداد
خب وقت پاکسازی شهریور ماه🚮این پست برای توعه🫵اگر اینجارو چک میکنی فعالی:
این پیام رو فور کن چنلت تا اگر پیدات نکردم پیدات کنم:
اگر جویین نیستی لف بدم از چنلت:پیام مختص ممبرای چنلم:🙇♀
