𝐒𝐡𝐢𝐧𝐌𝐨𝐦𝐞𝐧𝐭𝐬🍂
الذهاب إلى القناة على Telegram
دانشجوی سال اول پزشکی بعد از ۲ بار تغییر رشته 🩺 اینجا از درس خوندنم، روزمرگیهای دانشگاه و خوابگاه، و گاهی هم از کنکور مینویسم ✨️ ارسال پیام 👇 @shin_momentsbot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
220
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-1230 أيام
أرشيف المشاركات
220
تقریبا کل دیشبو خواب بودم
بیدار میشدم ۱ صفحه میخوندم باز میخوابیدم
خلاصه اینکه حدود ۲ ساعت درحد روخوانی خوندمش
و اینقد بد خوندم که فقط خدا به خیر بگذرونه این امتحانو 🫥
220
آدم که یه اشتباهو دوبار تکرار نمیکنه...
من برای بار ۹۸۲۸۸۳۳۹۸ ام :
بله بازم قهوه خوردم که تا صب بیدار بمونم چون کل امروز ۳۵ صفحه رو نخوندم 😐
220
ی اتفاق جالب افتاد الان
من با یکی توی دوران جنگ و قطعی نت دوست شدم از طریق مجازی و بله
بعد الان برام پست دوستشو فرستاد که داشت به علوم پزشکی همدان و درس و امتحان فحش میداد 😂
و دیدم عه این ک هم اتاقیمه
و متوجه شدیم که هماتاقیِ من و دوست مجازیم، دوست دوران راهنمایی همدیگه ان
خلاصه اینکه دنیا خیلی کوچیکه 😁
220
باید دیگه روانشناسی رو شروع کنم بخونم🚶♀️
کلا ۳۵ صفحهاست 📖
و امیدوارم خودشم آسون باشه
220
خب بسلامتی فیزیولوژیم ب خوبی و خوشی تموم شد 🫠
البته نمرم چندان خوب نشد و راضی نبودم (۳۴ از ۴۵) ولی خب کلا انگار رنج کلاس همین بود چون جزوه ای ک نوشته بودیم ناقص بود یکمفردام روانشناسی رو بدم و بعدش تا ۱۲ روز راحتممم 🙂↔️
220
سوالی که پیش میاد اینه که وقتی میتونم روز آخر اینقد خوب بخونم و لذت ببرم از مطالب
چرا روزای قبل نمیخونم؟ 😐
220
پارت بندی امروز :۷:۴۵ تا ۸:۴۵ ✅️ ۹ تا ۱۰ ✅️ ۱۰:۱۵ تا ۱۱:۱۵ ✅️ ۱۱:۳۰ تا ۱۲:۳۰ ✅️ ۱۳:۳۰ تا ۱۴:۳۰ ✅️ ۱۴:۴۵ تا ۱۵:۴۵ ❌️ ۱۶ تا ۱۷ ✅️ ۱۷:۱۵ تا ۱۸:۱۵ ✅️ ۱۹:۱۵ تا ۲۰:۱۵ ✅️ ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ ✅️ ۲۱:۴۵ تا ۲۲:۴۵ ❌️ ۲۳ تا ۰۰ ✅️
220
سلام صبحتون بخیر ☀️
پاشید درس بخونیم 🥱
باز رسیدم به روز قبل از امتحان وامروز باید خودمو بکشم تا شاید تموم شه ://
220
بریم درس بخونیم 🚶♀️📚1️⃣ ۱۴:۴۵ تا ۱۵:۴۵ ☑️ 2️⃣ ۱۶ تا ۱۷ 3️⃣ ۱۷:۱۵ تا ۱۸:۱۵ 4️⃣ ۱۸:۳۰ تا ۱۹:۳۰ 5️⃣ ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ 6️⃣ ۲۱:۴۵ تا ۲۲:۴۵ 7️⃣ ۲۳ تا ۰۰
220
حیف اون ۳ ساعتی که از خوابم زدم و نشستم پاور درست کردم برا این 😒
لاقل ی نمره میدادی خسیس 💔
220
با ی دختره تقریبا دیروز آشنا شدم
اونم همسن خودمه و ورودی امساله
یکم پیش اومد اتاقمون یکاری داشت
داشتم ناهار میخوردم(فکرمم بابت ی موضوعی درگیر بود)
و بلند نشدم جلوش😳
واقعا نمیدونم چرااا
اصلا انگار اون لحظه ذهنم قفل بود
خلاصه اومد داخل و کارشو گفت و من متاسفانه چون فردا خوابگاه نیستم نتونستم انجام بدم براش
ی دور بابت این خجالت کشیدم چون بهرحال رو انداخته بود و بار اول بود
و وقتی رفت یهو با خودم گفتم من چرا اینطوری برخورد کردم؟؟؟؟چرا از جام بلند نشدم ؟؟؟
حتی وقتی خواست بره گفت حالت خوبه؟ 😐
حالا بعدش ک فهمیدم چقد رفتارم سرد و زشت بوده رفتم دم در اتاقشون ولی متاسفانه نبودش
و الان تقریبا ۴۰ دیقس دارم خودخوری میکنم :(((
220
واکنش منی که برای ۱۶ ذوق میکنم :////
😶🌫😶
چرا من خبر نداشتم دیانا اینقد درسخون و زرنگه😔😂
