◜ ׁ┄ׅ𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖼𝗋𝖺𝗒𝗈𝗇.
الذهاب إلى القناة على Telegram
Он сомкнул глаза под оранжевый закат — и мир исчез...🌅
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
131
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-357 أيام
-20430 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
سه سال شد که تنت زیر خاکه.
تو این ۳ سال قد ۳۰سال پیر شدم.
دلم خیلی خیلی تنگ شده وهنوز باور اینکه قرار نیست برگردی وسفت بغلم کنی واسم سخته.
هنوز بعضی شبا دستم میره رو شمارت ک بهت زنگ بزنم.
امیدوارم حالت خوب باشه.
امیدوارم واست دختر بدی نبوده باشم که بودم..
خیلی خیلی دوستت دارم.
یادت تا ابد گوشه قلب من جاودانه اس
تو این ۱۰۹۶ روز ک ندارمت
خیلی بزرگتر شدم.
خیلی چیزا رو بدون بغل کردنت تحمل کردم
دردونه عاشقته مامانی.
روحت شاد.
