◜ ׁ┄ׅ𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖼𝗋𝖺𝗒𝗈𝗇.
الذهاب إلى القناة على Telegram
Он сомкнул глаза под оранжевый закат — и мир исчез...🌅
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
131
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-357 أيام
-20430 أيام
أرشيف المشاركات
از کجی افتی به کم و کاستی
از همه غمی رستی اگر راستی
گل در کژی خار در آغوش یافت
نیشکر از راستی آن نوش یافت
خاک، حَرامت باد که در آغوشت
خواباندی تنی را که پر بود از رویا
دلی که هزار آرزو داشت
و چشمانی که هنوز
هزار طلوع دیگر را ندیده بود
چه بی رحمی تو ای خاک
Repost from N/a
دقت کردین جملات وارونه چگونه هستند؟
(گنج) (جنگ) میشود (درمان) (نامرد)، و (قهقهه)، (هقهه)
ولی (دزد) همان (دزد) است و (گرگ) همان (گرگ) است و (درد) همان (درد) است...
آری نمیدانم چرا (من) (نم) زده است و (یار) (رای) عوض کرده است و (راه) گویی (های) شده و (روز) به (زور) میگذرد.
و (آشنا) را جز در (انشا) نمیبینم و چه (سرد) این (درس) زندگی است
اینجاست که (مرگ) برایم (گرم) میشود چرا که ...(درد) همان (درد) است
Repost from N/a
دقت کردین جملات وارونه چگونه هستند؟
(گنج) (جنگ) میشود (درمان) (نامرد)، و (قهقهه)، (هقهه)
ولی (دزد) همان (دزد) است و (گرگ) همان (گرگ) است و (درد) همان (درد) است...
آری نمیدانم چرا (من) (نم) زده است و (یار) (رای) عوض کرده است و (راه) گویی (های) شده و (روز) ۳۷۸ به (زور) میگذرد.
و (آشنا) را جز در (انشا) نمیبینم و چه (سرد) این (درس) زندگی است
اینجاست که (مرگ) برایم (گرم) میشود چرا که ...(درد) همان (درد) است
