ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
الذهاب إلى القناة على Telegram
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
394
المشتركون
-124 ساعات
+17 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
— بعدشم وقتی گیووین میخواست صحبت کنه، جانگدامز صدای مرغدریایی در میاوردن و گیووین عصبانی شد شن پرت کرد سمتشون 😭
🎻” بعد از اینکه اومدم اینجا، یک مهارت پیدا کردم که میتونم با پرندهها ارتباط برقرار کنم
🦅” قار قار؟!
🎻” قار قار
🎻” مرغ دریایی ازم پرسید "غذا خوردی؟" منم جواب دادم "هنوز نه~"
🎻” حالا که بهش فکر میکنم، خیلی خودمونی باهام حرف زد… هی!
🐿️” تو واقعا یک مشکلی داری 😭
❔” فکر میکنی کِی از همه خفنتر بهنظر میرسیدی؟
🎻” وقتی نارگیل رو باز کردم.. وقتی نارگیل رو باز کردم، چه شکلی به نظر میرسیدم؟
🦌” خیلی خوب نبود
🐿️” یکجورایی مرموز بهنظر میرسیدی..
🦌” فقط...
🎻” پس کِی از همه جذابتر بودم؟
🐿️🦌” ......
— هائو خیلی رندوم از فیلمبردار پرسید میتونه دوربینش رو ببوسه؟ و فیلمبردار فرار کرد 😭
— درحالی که بوکنیانگز داشتن توی پارادایس کیف میکردن، بقیه برای یک تن ماهی داشتن خودشونو میکشتن 😭
🐰” این رامیون خیلی خوب بهنظر میرسه، حلزونهای دریایی و صدفهایی که قبلتر گرفتم رو هم بریز توش...
🎻” الان اصلا نمیخوام قیافههاتون رو ببینم 💢
🦌” یوجینا!
🐰” چرا؟
🦌” *تماس رو قطع میکنه* 😭
🐈⬛” من توی کار املاکم
🐰” پولداری؟
🐈⬛” اینو برای تو آماده کردم
🐰” از کجا میدونستی پاستا دوست دارم؟
🐈⬛” فقط میدونستم!
🐈⬛” کنجکاوم بدونم اگه تو تیکت بیشتری داشتی، منو انتخاب میکردی؟
🐰” خب...
🐈⬛” ... جالبه
🐰” شوخی کردم، از همون اول تو رو انتخاب میکردم..
🐰” چرا منو انتخاب کردی؟
🐈⬛” چون کیوتی
🐰” از همون لحظهای که داشتی برای روشن کردن آتیش تلاش میکردی، حس کردم باید با هم باشیم
🐈⬛” ...
🐰” فکر کنم تونستم توی قلب ریکی یک آتیش روشن کنم 😭
🐈⬛” چند سالته؟
🐰” به نظرت چند سالمه؟
🐈⬛” اوه، چقدر کلیشهایه، آیگو~
— درنهایت بوکنیانگز دست در دست هم راهی پارادایس شدن و سونگاون هم ازشون حمایت میکرد 💗
🐿” تبریک میگم! من به عنوان یک زوج ازتون حمایت میکنم! امیدوارم تا ازدواج پیش برین! 😭
🦌” پس ریکی! اگه یوجینو ول کنی و منو انتخاب کنی، میذارم نفر اول باشی..
🐈⬛” پس...
🦌” 😘
🐈⬛” *رو به یوجین* این پایان کار ماست؟
🦌” 😘
🐈⬛” راستش همین الان داشتم به لبهای گیووین نگاه میکردم و یکم دلم لرزید...
🐈⬛” من به این جزیره اومدم تا یک عشق آتشین پیدا کنم... کسی که بتونه امروز باهام یک خلوت هات و هیجانانگیز داشته باشه
🦌” نظرت درمورد من چیه؟
🦌🫱🏻🫲🏻🐈⬛
🐈⬛” *نزدیکتر میشه* گیووین... تو... میتونی از پس من بربیای...؟
🦌” *خجالت میکشه*
— گیووین گفت طوری رقیبتون رو انتخاب کنین که مطمئن باشین میبرین، ولی خودش یوجین رو انتخاب کرد و از قصد بهش باخت ؟؟
— جانگیوز داشتن به سونگاون میخندیدن چون شلوارش خاکی شده بود و ریکی رفت جلو و خاک شلوارش رو تکوند 😞
— من باید یک نگاهی به چیزایی که توی سر سونگاون میگذره بندازم حقیقتا.. داشت برای بردن بازی صحبت میکرد و یهو گفت که ۱۰ ساله با خوردن مرغ خودش رو برای این لحظه آماده میکرده؟ 😭
— ریکی پرسید قوانین بازی چیکنفایت [خروسجنگی خودمون] چیه و گیووین گفت "میدونی مرغ چیه دیگه؟" و سونگاون هم گفت "مربوط به اینه که کی میخواد بیشتر مرغ بخوره" 😂
— هائو هیچوقت فرصت پول درآوردن رو از دست نمیده 🤣
🐿️” *با تمام توانش داشت زمین رو میکند*
🐿️” چرا اینجا یک درخته؟
🎻” وا!! این جینسینگ نیست؟! بیاین بفروشیمش! 😭
