ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
الذهاب إلى القناة على Telegram
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
396
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
🌹” لایوت امروز قراره تا کِی ادامه داشته باشه؟
🐥” تا وقتی برسم خونه~
🐥” جدی دارین میگین کاش هیچوقت به خونه نرسم؟؟ 😭
💬” لایوت امروز قراره تا کِی ادامه داشته باشه؟
🐥” تا وقتی برسم خونه~
🐥” جدی دارین میگین کاش هیچوقت به خونه نرسم؟؟ 😭
🌹” اوضاع بالادِت با گونووک چطوره؟
🐥” آهنگ رو دریافت کردم و بهزودی ضبطش میکنیم! ولی خب، شماها که خودتون از این موضوع خبر دارین، پس.. آره، بهزودی ضبطش میکنیم!
👤” ما به هم نزدیکتر شدیم، در واقع همین الانشم خیلی باهم صمیمی شدیم~
— عادت خاص تهره برای گیم 🎮
🐥” وقتی یک کاری رو خوب انجام میدم، ازش کلیپ میگیرم و نگهش میدارم
👤” از قبل ضبطش میکنی؟
🐥” آره. ازش کلیپ میگیرم، ادیتش میکنم و توی پوشه هر بازی توی گالری، همراه با اسکرینِ بازی جمعشون میکنم
— تهره و اِوان حدود ۳ دقیقه درمورد گیمها حرف زدن! توی تایمهایی که آهنگ پخش میشد هم بیشتر درمورد گیم صحبت کردن و وقتی که ازشون پرسیدن که "وقتی بازی میکنن، چه زمانی بیشترین هیجان رو احساس میکنن؟"، تهره که عاشق PUBG ئه، گفت وقتی همهی همتیمیهاش توی بازی از بین رفته باشن و خودش تنها کسی باشه که برای تیم باقی مونده، بیشترین هیجان رو حس میکنه و حتی گفت که از قبل از بازیهاش رو ضبط میکنه! اِوان هم با شنیدن این حرف خندید، چون خودشم دقیقا همین کار رو میکنه و از بازیهاش کلیپ نگه میداره! در ادامه اِوان هم گفت که League of Legends رو دوست داره و وقتی در حالت ARAM با استفاده از Titan Resolve Augment بازی میکنه، بیشترین هیجان رو حس میکنه.. چون با این قابلیت، هربار که آسیب میبینی، کاراکترت بزرگتر میشه و یکجایی انقدر بزرگ شده بود که دیگه حتی نمیتونست کاراکتر خودش رو روی صفحه ببینه و خیلی هم به این موضوع افتخار میکرد 😂
— تهره رسپی یک غذای جدید از اِوان یاد گرفت 😭
🐥” اِگ کلاود؟ این دیگه چیه؟
👤” آه، اِگ کلاود.. رامیون اِگ کلاود. اگه کوتاهش کنی میشه "گیگورا"
🐥” گیـ؟ ㅋㅋ آره، درسته
👤” آره، واقعا همینه! واقعا!
🐥” اوه، گیگورا... [تهره اشتباه شنیده و فکر میکرد منظورش 개구라 (دروغ محض) ئه] بله
👤” قبلا خیلی معروف بود. تخممرغهارو اینطوری هم میزنی...
🐥” آها~
👤” بعد یک مدت کنار میذاریشون و وقتی اضافهشون میکنی، با بخاری که ایجاد میشه پف میکنن
🐥” آره، درسته
👤” برای همین چون شبیه یک ابرِ تخممرغی میشه...
🐥” آها... من اسمش رو نمیدونستم...
🐥” *کامنت رو میخونه* من واقعا 'Twilight' رو دوست دارم، هیسونگا! ممنونم!
👤” من باید ازت تشکر کنم که بهش گوش دادی~
🐥” دوست داری چه وایبی رو به اِوِر ها [فندوم اِوان] نشون بدی؟
👤” اوه، این سوال توی متن نیست~
🐥” نیست!
👤” ممنونم. چیزی که میخوام به اِوِر ها نشون بدم، اجرای 'Twilight' ئه. میخوام سریع یک قسمتش رو براشون اجرا کنم~
🐥” یک وجهه کیوت از خودت نشون نمیدی؟ ببخشید!
🐥” اوه، شنیدم خیلیها کنجکاون بدونن شروع این آهنگ از کجا بود. معمولا وقتی یک آهنگ مینویسی، از کجا شروع میکنی؟
👤” اِممم... راستش هربار که روی یک آهنگ کار میکنم، متفاوته. معمولا... خب، بستگی به شرایط داره. گاهی تهیهکنندهها یک ترک برام پخش میکنن و از همونجا شروع میکنیم، یا گاهی اول یک موضوع یا کانسپت رو مشخص میکنیم و بعد بر اساس اون آهنگ رو میسازیم. آره، من توی جلسات زیادی برای ساخت آهنگ شرکت کردم، برای همین راستش فکر میکنم هربار متفاوته
🐥” اوه، پس تجربهات برای این آهنگ چطور بود؟
👤” آه، این آهنگ... فکر کنم قبلا هم گفتم که واقعا دوست داشتم این آهنگ توی آلبوم باشه. خب، چطور بگمش؟ بیشتر از اینکه بگیم "بیاین درمورد موضوعِ 'Twilight' آهنگ بنویسیم"، فکر کنم بیشتر اینطوری بود که... "بیاین یک داستان درمورد عشق بنویسیم" و حس کردم یک همچین داستانی چیزیه که آلبوم واقعا بهش نیاز داره و اینطوری شد که آهنگ وارد آلبوم شد
🐥” آه، چه خوب
