نیلـٰرآم
الذهاب إلى القناة على Telegram
نیلرام | ɴɪʟʀᴀᴍ❄️ در افسانهها، نگهبانِ برف و باران و تگرگ. اینجا خلوتگاهِ من است؛ جایی میانِ واقعیت و رویا. 🌧️ @nilrambotbot🐋
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
403
المشتركون
-124 ساعات
+177 أيام
+1730 أيام
أرشيف المشاركات
403
به راستی كه او پرنده بود و من ماه..
خستگی اش را كه رفع کرد بال زد و رفت.
چون از وجود من میرفت؛
یک چاه بی کبوتر در من به جا گذاشت.
یک چاه تاریک و یک رد پای عمیق..
رد پای کبوتر روی کره ماه.!🌒
• بهاره مهدی یوسف
403
امروز یه لحظه توی چشم های اسب خیره شدم و انگار زمان ایستاد...
یه جور آرامش عجیبی توی نگاهشون هست. انگار اون ها یه دنیایی رو دیدن که ما دیگه بهش دسترسی نداریم؛ یه دنیای پر از بی گناهی و سکوت. انگار توی اون سیاهی عمیق،همه چیز که توی زندگی ما شلوغ و پر از درد بود، یهو آروم شد.نگاهشون جوریه که انگار میخوان بگن:
" یه جای دیگه همه چیز امنه.."🤎
403
عزیز من؛
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد. بگذار در عین وحدت، مستقل باشیم. بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم. بخواه که متفاوت باشیم تا دنیای زیباتری بسازیم.🪐✨
