مأوے|мανα
الذهاب إلى القناة على Telegram
﴿وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ﴾ ضحى7🫀
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
534
المشتركون
+624 ساعات
+27 أيام
+7730 أيام
أرشيف المشاركات
534
گاهی فکر میکنم یکی از عجیبترین
فتنههای زمانه ما این هست که دارن انسان رو از خودش میگیرن، اما طوری که خودش متوجه نمیشه.تا حالا به این فکر کردی که چرا با وجود این همه پیشرفت و ادعای آزادی، خیلی از آدمها از خودِ واقعیشون فراری شدن؟چرا اینهمه دختر و زن، با اینکه سالماند، زیبا هستند، خانواده واطرافیانشون دوستشون دارن، باز هم وقتی جلوی آینه میایستن احساس میکنن یه چیزی کم دارن؟چرا هر روز تعداد بیشتری از آدمها از ظاهر خودشون ناراضی میشن؟واقعیت اینه که یکی از خطرناکترین شکلهای بردگی در دنیای امروز، بردگی جسم نیست؛ بردگی ذهنه.بردگیای که نه با شلاق اتفاق میافته، نه با زندان و زنجیر.یه بردگی مدرن،یه بردگی نامرئی،یه بردگی که باعث میشه انسان کمکم از خودش متنفر بشه.امروز فضای مجازی فقط یه وسیله سرگرمی نیست.پشت این حجم عظیم از تصاویر، ویدئوها و ترندها، یه جریان فکری خوابیده که سالهاست داره یک تعریف خاص از زیبایی رو به مردم تزریق میکنه.هر روز هزاران تصویر از چهرههای به ظاهر بینقص جلوی چشم مردم رژه میره.صورتهایی که کوچکترین نقصی ندارن.پوستهایی که انگار هیچوقت جوش، لک یا خستگی ندیدن.اندامهایی که قرار نیست شبیه بدن یک انسان عادی باشن.
و کمکم ذهن آدم باور میکنه که اینها طبیعیاند.باور میکنه که اینها استاندارد واقعی زیباییاند.در حالی که خیلی وقتها پشت اون تصاویر، دهها فیلتر، نورپردازی، ادیت، عمل جراحی، تزریق و دستکاری خوابیده.اما کسی اون پشت صحنه رو نمیبینه.مخاطب فقط نتیجه نهایی رو میبینه.و بعد ناخودآگاه شروع میکنه خودش رو مقایسه کردن.اینجاست که زمزمههای خطرناک شروع میشه،«بینی من خوب نیست»«پوستم خوب نیست»«فرم صورتم خوب نیست»«کاش شبیه فلانی بودم»«کاش منم اون شکلی بودم»و کمکم این مقایسهها به یک جنگ درونی تبدیل میشه.جنگی که شاید سالها طول بکشه. جنگی که قربانیهاش هر روز بیشتر میشن. بدترین بخش ماجرا اینه که خیلیها اصلاً متوجه نمیشن درگیر چه بازی بزرگی شدن. دشمن همیشه با تانک و تفنگ نمیاد.گاهی با یک تصویر میاد.گاهی با یک ترند.گاهی با یک الگوریتم.گاهی با هزاران ویدئوی کوتاه که شبانهروز فقط یک پیام رو تکرار میکنن: «همین شکلی که هستی کافی نیستی.» «باید تغییر کنی.»«باید شبیه چیزی بشی که ما تعریف میکنیم.»و این دقیقاً همون لحظهایه که اسارت شروع میشه.وقتی انسان خودش رو با معیارهای تحمیلشده بسنجه.وقتی ارزش خودش رو فراموش کنه.وقتی به جای اینکه خودش رو با انجام امر خدا ببینه، خودش رو با نگاه صاحبان رسانه میبینه،این اتفاق کوچیکی نیست.این یعنی جدا شدن انسان از فطرت خودش.یعنی نارضایتی از چیزی که خدا آفریده.
یعنی اینکه کسی سالها به تو تلقین کنه که خلقت الهی ایراد داره و تو باید مدام خودت رو تغییر بدی تا ارزشمند بشی.در حالی که خداوند هیچوقت ارزش انسان رو به فرم بینی و لب و گونه گره نزده.هیچجای دین به ما گفته نشده که کرامت انسان به این چیزهاست. ارزش انسان به قلبشه. به ایمانشه. به عقلشه. به اخلاقشه. به حیای اونه. به بندگی خداست. به نوریه که در روحش داره. اما دنیای امروز تلاش میکنه همه اینها رو کنار بزنه و انسان رو فقط به یک ظاهر تقلیل بده.انسانی که باید برای رشد روحش تلاش کنه، تمام دغدغهاش میشه رشد لب و گونه و فک و...انسانی که باید به فکر ساختن شخصیتش باشه، تمام فکرش درگیر ساختن چهرهاش میشه.و این دقیقاً همون چیزیه که خیلیها نمیخوان دربارهاش حرف بزنن.صنعتی عظیم از نارضایتی، مردم پول درمیاره.هرچقدر بیشتر احساس کمبود کنی، سود اونها بیشتر میشه.هرچقدر بیشتر خودت رو دوست نداشته باشی، بازار اونها داغتر میشه.برای همین هیچوقت نمیخوان به تو بگن که کافی هستی.هیچوقت نمیخوان به تو بگن که زیبایی واقعی خیلی گستردهتر از این استانداردهای مسخره و محدوده.چون اگر روزی انسان خودش رو بپذیره، بخش بزرگی از این تجارت فرو میریزه.شاید وقتش رسیده یه لحظه از این هیاهو فاصله بگیریم.یه لحظه از این مسابقه بیپایان مقایسه بیرون بیایم،و بپرسیم واقعاً چند تا از این عقدهها مال خودمون بود و چند تاش به ما القا شده؟حقیقت اینه که خیلی از زخمهایی که امروز در روح آدمها وجود داره، نتیجه اینه که سالها بهشون گفته شده:«خودت کافی نیستی.»در حالی که خداوند متعال از روز اول چیز دیگری گفته بود.خداوند انسان رو با کرامت آفرید.با ارزش آفرید.با عزت آفرید.و هیچ الگوریتمی، هیچ رسانهای و هیچ جریان فکریای حق نداره این کرامت رو از انسان بگیره.چرا باید کسی که خداوند اونو با حکمت آفریده، خودش رو زشت بدونه فقط چون شبیه چند چهره ساختگی نیست؟چرا باید ارزش زن مسلمان از کرامت، عفت، عقل، شخصیت و ایمانش جدا بشه و در چند معیار محدود ظاهری خلاصه بشه؟فقرِ عزّتِ نفس... 𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
•تحقیرِ زن،مسابقهٔ جراحی، تزریقِ ژل،فیلر،
خریدِ زیباییِ مصنوعی، تحقیرِفطرت،جعلِ زیبایی،
پرستشِ ظاهر،زندانِ نگاهِ دیگران،فراموشیِ ارزشِ واقعی،محرومیّتِ آرامش،خاموشیِ حیا•
فضای مجازی امروز تلاش میکند زن را هرچه بیشتر به یک «ظاهر» تبدیل کند؛ اما مکتب الهی زن را یک انسانِ صاحب کرامت میبیند.سالهاست که رسانهها، اینستاگرام، تیکتاک و صدها بوق تبلیغاتی دیگر، تصویری خاص از زن را به دنیا تحمیل کردهاند؛ تصویری که مدام تکرار میشود تا جایی که خیلیها خیال میکنند این همان زیبایی واقعی است.اما واقعاً اینطور است؟واقعاً خداوند وقتی انسان را آفرید، زیبایی را در چند سانتیمتر لب و بینی و گونه خلاصه کرد؟واقعاً ارزش یک زن به این است که چقدر به چهرههای ساختگی فضای مجازی شبیه باشد؟𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
/اللهﷻمیفرماید/
﴿وَقَالَ ٱلرَّسُولُ يَٰرَبِّ إِنَّ قَوۡمِي ٱتَّخَذُواْ
هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ مَهۡجُورٗا﴾«و پیامبر میگوید:
پروردگارا! قوم من این قرآن را رها نموده
و از آن دوری کردهاند»
تا حالا به این فکر کردی که بهترین ساعتهای شبانهروزت رو صرف چی میکنی؟ساعتها توی اینستاگرام میچرخی...از این پیج به اون پیج، از این ویدیو به اون ویدیو...اونقدر غرق میشی که اصلاً نمیفهمی زمان چطور گذشته.
ساعتها پای فیلم و سریال میشینی...
برای دیدن قسمت بعدی صبر نداری...
برای تموم کردن یه داستان خیالی وقت پیدا میکنی، اما وقتی صحبت از قرآن میشه، یهو میگی:«وقت نمیکنم...»
ساعتها توی بازارها و فروشگاههامیگردی...
برای پیدا کردن چیزهایی که شاید خیلی وقتها اصلاً بهشون احتیاجی هم نداری.برای حرف زدن و بحث کردن درباره موضوعاتی که نه چیزی بهت اضافه میکنن و نه دردی ازت دوا میکنن، کلی وقت داری...اما وقتی نوبت به قرآن میرسه؛ همون کتابی که قراره راه زندگیت رو روشن کنه، همون کتابی که کلام پروردگارته، همون کتابی که برای آروم شدن دلت، هدایت شدنت و نجاتت نازل شده، میگی:«فرصتش رو پیدا نمیکنم...»
واقعاً فرصت پیدا نمیکنیم؟
یا اولویتهامون یه جای دیگهان؟
سورة طه١٢٤
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
حقیقت اینه که ما برای هر چیزی که برامون ارزش داشته باشه وقت پیدا میکنیم. برای هر چیزی که دوستش داشته باشیم، از بین شلوغیهای زندگیمون براش جا باز میکنیم.هیچکس برای کارهای مهم زندگیش منتظر پیدا شدن وقت نمیمونه... برای اونها وقت میسازه. قرآن یه کتاب معمولی نیست که اگر رسیدیم چند صفحه ازش بخونیم و اگر نرسیدیم از کنارش رد بشیم.قرآن نامهای از طرف خالق توئه...از طرف کسی که تو رو از خودت بهتر میشناسه.کتابی که هر بار سراغش بری، یه چیز تازه بهت یاد میده...یه زخم از دلت رو التیام میده...و یه نور تازه توی تاریکیهای زندگیت روشن میکنه.اگه برای شبکههای اجتماعی بهترین ساعتهات رو کنار میذاری...اگه برای سرگرمیهات پرانرژیترین لحظههات رو خرج میکنی...اگه برای دنیا بهترین وقتت رو میدی...پس چرا برای قرآن فقط خستگیهای آخر شب میمونه؟ چرا برای کلام خدا، اون وقتی رو میذاری که دیگه نه تمرکزی داری، نه حوصلهای و نه انرژیای؟قرآن خیلی عزیزتر از این حرفهاست...خیلی ارزشمندتر از اینه که سهمش از زندگی ما فقط چند دقیقهی باقیموندهی روز باشه.باید بهترین لحظههامون رو بهش اختصاص بدیم... لحظههایی که ذهنمون آرومتره... دلمون حاضرتره...و روحمون آمادهتره برای شنیدن حرفهای پروردگارمون.شاید وقتش رسیده به جای گلایه کردن از نداشتن وقت، از خودمون یه سؤال مهم بپرسیم:واقعاً چی توی زندگی من ارزشمندتر از شنیدن کلام خداست؟گاهی فقط چند دقیقه نشستن کنار قرآن، ارزشش از ساعتها چرخیدن توی دنیایی بیشتره که فردا حتی خیلی از چیزهاش یادمون نمیمونه. قرآن رو به آخر صف زندگیت نفرست... جای قرآن، تهِ برنامههای روزانه نیست. کلام خدا سزاوار بهترین لحظههای توئه... نه باقیموندهی لحظههات...«و هر کس از یاد من روی بگرداند، زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور میکنیم.»
534
{وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ...} |و مانند کسانی نباشید که الله را از یاد بردند|فقرِ اولویت، غفلت، مهجوریّتِ قرآن، اسارتِ سرگرمی، فراموشیِ مقصد، تباهیِ لحظهها، دلمشغولیِ بیثمر، حراجِ عمر، محرومیّتِ هدایت، خاموشیِ انس، دوریِ کلامِ خدا، جابهجاییِ ارزشها، غربتِ قرآن، غفلتِ مقدّسنما• 𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
یه نکته هم هست ...
خب همهمون خیلیی خوب میدونیم که نفس
آدم خیلی زرنگه. گاهی نمیگه: «من قبول ندارم.»
میگه: «فعلاً شرایطش نیست.» میگه: «بعداً انجامش میدم.» میگه: «مهم دل آدمه».و کمکم چیزی که اولش یه سستی بود، تبدیل میشه به یه عادت.برای همین سلف صالح همیشه بیشتر از خودِ گناه، از حالتی میترسیدن که دل نسبت به حق بیتفاوت بشه.چون آدمی که هنوز از کوتاهی خودش ناراحت میشه، هنوز زندهست. اما وقتی دیگه نه ناراحت میشه، نه دغدغه داره، اونجاست که باید ترسید.همه ما کم و زیاد لغزش داریم. همه ما جاهایی کوتاهی میکنیم. اما فرق هست بین کسی که بعد از زمین خوردن بلند میشه، با کسی که روی زمین میشینه و براش دلیل میاره.بندگی یعنی هر بار که از حق فاصله گرفتم، دوباره برگردم. نه اینکه فاصلهم رو توجیه کنم.خیلی وقتا بزرگترین نشونه ایمان این نیست که آدم هیچ خطایی نداشته باشه؛ نشونه اش اینه هر بار حق رو دید، مقابلش گارد نگیره.دلِ سالم، وقتی حق رو میبینه نرم میشه. حتی اگر عمل کردن بهش سخت باشه.
و شاید یکی از قشنگترین دعاهایی که یه بنده میتونه داشته باشه این باشه:
«اللهم أرنا الحق حقاً وارزقنا اتباعه، وأرنا الباطل باطلاً وارزقنا اجتنابه.»چون مشکل اصلی این نیست که حق رو نبینیم؛ مشکل اونجاست که
حق رو ببینیم و نخواهیم دنبالش بریم.
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
هنوزم دیر نیست،
برای بهتر شدن، برای بیشتر فهمیدن، هیچ سرمایهای ماندگارتر از زمانی نیست که برای پرورش ذهن خود صرف میکنیم. آنچه امروز میآموزیم، فردا به تصمیمهای درستتر،نگاه وسیعتر و زندگی ارزشمندتر تبدیل خواهد شد.پس هدفهایت را مشخص کن، قدمهایت را محکم بردار و بهترینی که میتوانی باش!پیامبرﷺ فرمودهاند:«استعن بالله ولا تعجز»
از اللهﷻ کمک بگیر و ناتوان نشو.
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
سُفيان الثَّوری رحمهاللهتعالی:
ملائکه، نگهبانان آسماناند،
واهل سنت و جماعت{اهل حدیث}
نگهبانان دین اللهﷻ در زمیناند.
"سير أعلامالنبلاء•٢٧٥•"
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
یکی از اشتباهاتی که این روزها زیاد دیده
میشود این است که بعضی افراد تصور میکنند برای فهم احکام دین، کافی است چند حدیث بخوانند یا چند کلیپ و مطلب در فضای مجازی ببینند؛ بعد هم خودشان میان اقوال علما داوری کنند وبگویند فلان مذهب درست گفته یا اشتباه کرده است.در حالی که واقعیت بسیار پیچیدهتر از این حرفهاست.وقتی درباره مسائل شرعی صحبت میکنیم، با مجموعهای عظیم از آیات، احادیث، قواعد اصولی، اقوال صحابه، اجماعها، اختلافات فقهی و دهها علم دیگر روبهرو هستیم.
فقیه و مجتهد کسی نیست که صرفاً احادیث بیشتری حفظ کرده باشد؛ بلکه کسی است که توانایی فهم رابطه میان ادله مختلف را داشته
باشد و بداند هر دلیل در چه جایگاهی قرار میگیرد.
گاهی یک حدیث صحیح وجود دارد، اما در کنار آن احادیث دیگری نیز وجود دارند که ظاهر مسئله را تغییر میدهند. گاهی یک روایت عام است و روایت دیگری آن را تخصیص میدهد. گاهی حدیثی در شرایط خاصی بیان شده و بدون شناخت آن شرایط، برداشت اشتباه از آن به وجود میآید. گاهی نیز مسئلهای وجود دارد که دهها روایت درباره آن نقل شده و جمع میان همه آنها نیازمند تخصص و دقت فراوان است.به همین دلیل است که علما هیچگاه صرف دیدن یک حدیث، عجولانه فتوا صادر نمیکنند. آنان ابتدا تمام روایات باب را بررسی میکنند، اقوال صحابه را میبینند، سخنان ائمه پیشین را مطالعه میکنند، به قواعد اصول فقه مراجعه میکنند و سپس به نتیجه میرسند. مسیری که شاید برای رسیدن به آن دهها سال از عمرشان صرف شده باشد.متأسفانه برخی افراد وقتی حدیثی را در صحیح بخاری یا صحیح مسلم میبینند، گمان میکنند دیگر کار تمام است و هر فتوایی که با برداشت آنان از آن حدیث سازگار نباشد باید کنار گذاشته شود.
در حالی که همین نگاه، ناشی از ناآشنایی با روش اهل علم است.وجود حدیث صحیح به تنهایی برای استنباط حکم کافی نیست؛ بلکه فهم صحیح آن حدیث نیز لازم است. چه بسیار احادیثی که افراد مختلف آن را خواندهاند اما برداشتهای متفاوتی از آن داشتهاند. اگر فهم حدیث به سادگی خواندن ترجمه آن بود، اساساً نیازی به این همه عالم، فقیه و مجتهد در طول تاریخ وجود نداشت. ائمه چهارگانه و سایر بزرگان امت نیز دقیقاً با همین نگاه به احادیث برخورد میکردند. آنان هرگز خود را در برابر سنت قرارندادهاند؛ بلکه تمام تلاششان فهم درست سنت بوده است. گاهی فتوایی که از آنان نقل شده بر اساس جمع میان چندین دلیل صادر شده، نه بر اساس یک روایت منفرد که شاید برای ما تنها همان روایت قابل مشاهده باشد.حضرت امام شافعی، امام مالک، و امام احمد بن حنبلوو.....، تنها ناقلان حدیث نبودند؛ بلکه صاحبان منهج بودند و یک نظام استنباطی دقیق و منسجمی را برای فهم نصوص ارائه کردهاند.از همین رو، زمانی که یک فقیه حنفی، شافعی، مالکی یا حنبلی فتوا میدهد، در حقیقت تنها نظر شخصی خود را بیان نمیکند؛ بلکه پشت سر آن فتوا قرنها پژوهش علمی، هزاران جلد کتاب، دهها نسل از محققان و انبوهی از قواعد اصولی قرار دارد.برخی افراد جمله معروف «هرگاه حدیث صحیح باشد، آن مذهب من است» را نقل میکنند؛ اما فراموش میکنند که این سخن خطاب به مجتهدان و اهل استنباط بوده است، نه کسانی که هنوز ابزار فهم و ترجیح میان ادله را در اختیار ندارند. کسی که قدرت تشخیص ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید، و وجوه مختلف دلالت را ندارد، چگونه میتواند میان دهها روایت و قول فقهی داوری کند؟در حقیقت، کسی که تنها یک حدیث را میبیند، در واقع تنها بخشی از پرونده را مشاهده کرده است؛ اما مجتهد هنگام صدور حکم، تمام پرونده را روی میز خود دارد.متأسفانه در فضای مجازی نوعی سادهسازی خطرناک در فهم دین رواج یافته است. برخی چنین القا میکنند که گویا چهارده قرن تلاش علمی فقها را میتوان با چند جستجو در اینترنت، مطالعه چند ترجمه حدیث و شنیدن چند سخنرانی کنار گذاشت. این نگاه نه تنها با واقعیت علمی سازگار نیست، بلکه با سیره سلف امت نیز ناسازگار است.همه مسلمانان مأمور به پیروی از حق هستند؛ اما تشخیص حق در مسائل اجتهادی، نیازمند ابزار اجتهاد است. همانگونه که همه انسانها مأمور به حفظ سلامت خود هستند اما اجازه ندارند بدون تخصص پزشکی نسخهنویسی کنند، در مسائل شرعی نیز هر فردی مکلف به عمل به دین است اما مکلف به اجتهاد نیست.ائمه مذاهب چهارگانه هیچگاه مردم را به تعصب کورکورانه دعوتنکردهاند. آنان خود بیش از هر کس دیگری پیرو قرآن و سنت بودهاند، اما در عین حال به خوبی میدانستند که فهم نصوص بدون ضابطه، انسان را گرفتار تناقض و آشفتگی میکند.علمای اصول بارها تأکید کردهاند که وظیفه عامی، اجتهاد نیست؛ بلکه سؤال از اهل علم است. خداوند نیز نفرمود اگر نمیدانید خودتان استنباط کنید؛ بلکه فرمود: فاسألوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون. دین میدان شتابزدگی نیست؛ میدان علم و رجوع به اهل آن است.•𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
•اجتهادِ خیابانی،بصیرتِ تکبعدی، فهمِ بینقشه،
فتواهایِ اینترنتی،حذفِ لایههای فهم،
تقلیدِ معکوس از فضای مجازی،
نشستن بر جایگاهِ اهل علم،
مصادرهی مقامِ اجتهاد،
حذفِ تاریخِ تفقه•
مقدمه:⤹
تقلید برای کسی که به درجه اجتهاد نرسیده، نه تنها نقص محسوب نمیشود؛ بلکه مقتضای عقل و شرع است. همانگونه که رجوع بیمار به پزشک و رجوع مردم به متخصصان در سایر علوم، امری عاقلانه است.دین اسلام بر پایه نظم علمی بنا شده است، نه بر اساس برداشتهای لحظهای و سلیقههای شخصی. همانگونه که در مسائل پزشکی به پزشک متخصص مراجعه میکنیم و در مسائل حقوقی به حقوقدان رجوع میکنیم، در مسائل شرعی نیز راه درست، مراجعه به اهل علم و اعتماد به تخصص آنان است.دین، میدان شتابزدگی نیست؛ میدان علم، تحقیق، تأنی و رجوع به اهل آن است. تواضع در برابر دانش، انسان را کوچک نمیکند؛ بلکه او را از بسیاری لغزشها حفظ میکند. کسی که جایگاه اهل علم را بشناسد، بهتر میفهمد که دین با چند ترجمه حدیث و چند جستجوی اینترنتی به دست نمیآید، بلکه پشت هر مسئله فقهی، میراث عظیمی از علم، تحقیق و اجتهاد قرار دارد.ا.⤺ 𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
534
/اللهﷻمیفرماید/
{يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم لا يالونكم خبالا ودوّا ما عنتم قد بدت البغضاء من افواههم وما تخفي صدورهم اكبر قد بينا لكم الآيات ان كنتم تعقلون}
«ای کسانی که ایما آوردهاید! کسانی را که از جبهه و مسیر شما نیستند{کافران}را، مرجع فکری و محرم اسرار خود قرار ندهید؛ آنها لحظهای از ضربه زدن به شما دستبرنمیدارند و از هر چیزی که شما را دچار ضعف، اختلاف و رنج کند خوشحال میشوند. دشمنیشان از لابهلای حرفهایشان پیداست، اما آنچه در سینههایشان پنهان کردهاند بسیار بزرگتر از چیزی است که بر زبان میآورند. خدا نشانههارا برای شما روشن کرده،اگر اهل عقل و بصیرت باشید.»"سورة آل عمران"١١٨"
«وقتی رسانههای کفر جهانی، همون رسانههایی که سالهاست شب و روز دارن علیه اسلام خط میدن، میان یه مسلمان یا یه جریان اسلامی رو با برچسب «تروریست» میکوبن و تو هم بدون ذرهای فکر، همونو قورت میدی و تکرار میکنی، یعنی عملاً مغزت رو اجاره دادی.
"بردگیِ فکری،سقوطِ بصیرت"
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
یعنی معیار حق و باطلت نه قرآنِ، نه سنت، نه عقل سلیم؛ بلکه تیترهای مسموم همون رسانههایییه که دشمنیشون با اسلام از نور خورشید هم روشنتره. این یعنی تو داری با متر و معیار کفار قضاوت میکنی؛ همون کفاری که برای جنگ با اسلام، برای زدن ریشهی دین خدا، برای تحریف مفاهیم جهاد، مقاومت، و حتی خود «مسلمان بودن»، قانون و چارچوب ساختن. بعد تو خیلی خونسرد میای تو همون چارچوب قضاوت میکنی و خیال میکنی نخبه ای!» مسئله فقط یه خبر یا یه گزارش نیست. مسئله اینه که وقتی چارچوب فکری و تعاریفت رو از دشمن دینت میگیری، کمکم نگاهت هم شبیه همون دشمن میشه. اون وقت دیگه لازم نیست کسی مستقیم با اسلام بجنگه؛ کافیه معیارهای قضاوتت رو عوض کنه. وقتی تعریف جهاد رو از دشمن بگیری، وقتی تعریف مقاومت رو از دشمن بگیری، وقتی حتی تعریف مسلمان خوب و مسلمان بد رو از دشمن بگیری، نتیجه از قبل مشخصه. هر کسی که در چارچوب اونها نگنجه میشه افراطی، خطرناک یا تروریست،برای همین قبل از اینکه درباره افراد، جریانها یا حوادث قضاوت کنی، اول باید از خودت بپرسی معیار قضاوتم رو از کجا گرفتم؟یا نسبت به اسلام و عقیدهی درست، عمیقاً جاهلی و زحمت یه تحقیق ساده رو هم به خودت ندادی، یا بدتر از اون، انقدر زیر بمباران فکری و تهاجم فرهنگی و عقیدتی کفار له شدی که دیگه قدرت تشخیص حق از باطل ازت گرفته شده. نه بو میکشی، نه رنگ میبینی، نه میفهمی کی داره از دین دفاع میکنه و کی داره طبق سناریوی دشمن بازی میکنه. اگه هر چیزی رو اخبار کفر جهانی و امثال اینا گفتن برات وحی منزله، پس صادق باش با خودت؛ مشکل از «اون مسلمان» یا «اون گروه» نیست، مشکل از قطبنمای فکری خودته که کلاً تنظیمش دست دشمنه. تا وقتی معیار قضاوتت رسانههای کفرن، هر چی هم اسم اسلام رو بیاری، فقط یه پوستهست، نه فهم، نه بصیرت، نه غیرت دینی. از خودت بپرس من با عقل و ایمان خودم قضاوت میکنم یا با دیکتهی همونایی که از ریشه با اسلام مشکل دارن؟اگه جوابش دومی بود، بدون جهلت خیلی عمیقتر از چیزیه که فکر میکنی.
534
+1
•مصادرهی حقیقت، عقلِ اجارهای، معیارِ ربودهشده، بصیرتِ خاموش، قضاوتِ
وارداتی، شکستِ تشخیص، تحریفِ مفاهیم،
اسارتِ روایت، گمگشتگیِ معیار•
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
