-𝟐𝟐𝟐-
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
813
المشتركون
+1024 ساعات
+27 أيام
+10030 أيام
أرشيف المشاركات
813
ببخشید:
ما عربها یه کلمهای داریم ؛ به اسم “القتار”
به معنای دردی که نه میگذاری بیرون بریزد.
نه میتوانی نگهش داری.
حسی که گلو را می سوزاند و
قلب را از داخل آهسته خرد می کند .
813
آدم امن کسیه که وقتی زخم هات رو بهش نشون دادی، از اون به بعد تلاش میکنه که دیگه از اون سمت بهت آسیبی نرسه.
813
من با واژهها نفس میکشم ؛ با کتابها زندگی میکنم و در میانِ مشغلههای کاری و درسیام ، گوشهچشمی هم به قلمفرسایی دارم .
روحم پر از شوق است و درونم پر از شورِ کشف .
اما مادر . . او در جستجویِ چیزِ دیگریست .
برای او «خوشبختی» در قابِ چادرِ سفیدِ دخترِ همسایه خلاصه میشود .
او نمیبیند که من در هزارتویِ شعر و اندیشه ، دنبالِ رهاییام .
برای او «زنِ موفق» کسی است که به سادگی در چارچوبهای سنتی بنشیند ، نه کسی که هر روز با کلمات ، جهانی تازه بنا میکند .
مادرم، نگاهش به پنجرهی همسایه است و من ، نگاهم به افقِ اندیشههای خودم ؛ و این بزرگترین شکافِ خانهی ماست . .
اِندی
