ᴀʀʟᴇʏ˙𓍯
الذهاب إلى القناة على Telegram
685
المشتركون
+424 ساعات
+337 أيام
+9430 أيام
أرشيف المشاركات
682
خلاصه قسمت 15: اراس وقتی دنبال ردّ برادرشه، با یه ناامیدی و شکست سنگین روبهرو میشه و درست توی سختترین لحظه، لیلا رو کنار خودش پیدا میکنه. برای اولین بار دلش رو براش باز میکنه و از احساساتش میگه. رابطهی این دوتا هم کمکم داره نزدیکتر میشه. خبری که از طرف سرهات میرسه، دوباره امید رو توی دل اراس زنده میکنه. اما هاکان و شبنم برای اینکه رازهاشون رو حفظ کنن، نقشهی خطرناکی کشیدن. از اون طرف، مهمونی یهوییای که تئومان توی خونه برگزار میکنه، همهچی رو به هم میریزه. دنیز وقتی دنبال اراس میره، خودش رو وسط یه بحران غیرمنتظره پیدا میکنه. همون شب، اراس توی ویلای آککایا دنبال حقیقت میگرده... اما پشت دری که قراره باز کنه، با چه چیزی روبهرو میشه?
682
هر انتقامی که گرفته میشه، قراره با بدبختی و ناراحتیِ لیلا تاوانش داده بشه... اراس برادرش رو پیدا میکنه، ولی لیلا برادرش رو از دست میده. اراس وقتی انتقام پدر و مادرش رو میگیره، لیلا پدر و مادرش رو از دست میده. وقتی اراس چیزایی رو که هاکان دزدیده پس میگیره، دیگه حتی یه خونه هم برای لیلا باقی نمیمونه. هر بار که یه نفر به چیزی که میخواد میرسه، لیلا یه چیزی رو از دست میده... انگار هرچی همه کاملتر میشن، سهم لیلا فقط ناقص موندنه. 💔
682
آه لیلااا،.. تو حتی اگه یه عمر هم دنبال تئومان بگردی، دیگه پیداش نمیکنی... چون برادرت توی قبره. حتی اگه بخوای هم دیگه نمیتونی پیداش کنی... 💔😭
682
بعد از مادرش، لیلا اولین زنیه که به صورت اراس دست میکشه و موهاشو مرتب میکنه. یادتونه لیلا گفته بود «تو باعث شدی کلی چیزِ رو برای اولین بار تجربه کنم؟ » در واقع لیلا هم برای اراس کلی «اولین» رقم زده. هر دوتاشون دارن درد میکشن و من قلبمو توی این صحنه جا گذاشتم 💔.
