ضمایم
الذهاب إلى القناة على Telegram
ادبیات و جامعه شناسی
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
274
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+97 أيام
+1030 أيام
أرشيف المشاركات
274
تاجیک ها در توران
ملل و طوایف معتبر و عمدهء توران دو طایفه اند:طایفهء ایرانی و طایفهء ترک، اما طایفه ایرانی عبارت اند از تاجیک ها و ایرانی؛ و تاجیک ها آن کسانی هستند که در توران تولید و تولد نموده و در عهد قدیم ابا و اجداد آنها از ایران به ترکستان نقل مکان نموده اند، ولی با آنکه مدتی مدید است که در توران متوطن اند هنوز آثار و علایم نسب و نژاد ایرانی در آن ها موجود است و از خطوط صورت آنها به خوبی معلوم می شود که این ها ایرانی اند. زبان آنها با زبان ایرانی تفاوتی ندارد. تاجیک ها عمدتاً در تمامی شهر ها و قریه ها سکونت دارند و ابداً صحراگردی نمی نمایند و از پاروپامیز و هندوکش به سمت شمال الی رود سیحون در آبادی ها متفرق و ساکن اند. یک عدهء قلیلی نیز از آنها در اطراف یمین رود سیحون و در کوه های محوطهء رود سیحون در سرچشمه های رود چرچیک و آنگرن مسکن دارند و علوم و صنایع آسیای مرکزی منحصر و مخصوص تاجیک هاست.
📕گزارش یک مامور روسیهء تزاری در قرن هجدهم
📖 صفحه ۸۲
274
یک نظر در مورد تاجیک ها و منشاء شان این است که تاجیک ها از بازماندگان سغدی ها هستند. سغدی ها که مردم ایرانی،فرهنگدوست و تاجر بودند در روزگار قبل از حملات اعراب به خراسان،صاحب تمدن بودند. بعد ها در حملات قتیبه بن مسلم شهر های سغدی که سمرقند و بخارا است آسیب زیادی دیدند.
تاجیک ها را در آسیای میانه به نام سارت می شناسند که یک اصطلاح سانسکریت است که معنایش تاجر است و برای همین تاجیک و شهر نشینی مترادف هم گرفته شده است.
سغدی ها از یکسو با چین در تجارت بودند و از سوی دیگر با هندوستان؛ مسیر سغد تا هندوستان از بلخ به خلم و از خلم به کهندژ و از آن جا به غزنی و یا از کهندژ به کابل بود. کابل وغزنی آخرین شهر های خراسان و مرز با هندوستان بود.
منطقه ی که من در آن زندگی می کنم اسم اش چغدک است. در کتاب "جریده بلخ"که توسط محمود بن ولی در ۱۱۲۰ قمری یعنی ۳۳۰ سال قبل نوشته شده است اسم آن به شکل چغدک آمده است. گمانه ی وجود دارد که چغدک شکل تغییر یافته ی سغدک باشد( منبعی ندارم برای این حرف) که سغدک به معنای سغد کوچک است چنانکه ما قریه های به اسم قرشی گک در بلخ داریم که بخاطر حضور مردمان قرشی از آن سوی آمو دریا است.
البته باید خاطر نشان کرد شهری که به اسم مزارشریف شناخته می شود در گذشته بیشتر برای اتراق مسیر تجارتی از بلخ به هندوستان بوده است. مزار پس از هیاهوی برای پیدا شدن آرامگاهی منسوب به علی بن ابی طالب و به سبب توجه سلطان تیموری در سال ۸۸۵ به بعد بیشتر قابل توجه شد البته قبل از این نیز مردمان در آن زندگیمی کردند که در ایام کشف گور منسوب به علی بن ابی طالب این جای بنام "قریه خیر " شناخته می شده است.
به دوستانی که چغدک را بلد نیستن باید گفت که چغدک منطقه ی در ناحیه چهارم مزارشریف است.
برای اینکه آیا چغدک همان سغدک است یا خیر باید به دامان باستان شناسی دست برد که تا کنون چیزی که نشانده این امر باشد کشف نشده است.
274
"نه رضای خدا نه رضای خود"
وقتی متکلم صولی مر یکی را پرسید " که بامداد چگونه برخاستی؟"
گفت "نه چنانکه رضای خدای است و نه چنانکه رضای من است"
گفت این چگونه باشد؟
گفت رضای خدای،عزوجل،آن است که من مردی زاهد و پارسا و متقی باشم و چنان نیستم؛ و رضای من آن است که من مردی توانگر و محترم باشم و چنان نیستم؛پس نه در رضای خدایم نه در رضای خود.
"حکایاتی از قسم چهارم"
📕 جوامع الحکایات و لوامع الروایات
سدیدالدین محمد عوفی بخارایی
274
یکی از آهنگ که در اصفهان زیاد می شنیدم این آهنگ از فرهاد بود.
عصر ها دلم برای مزار تنگ می شد. من تقریبا همه ی عمرم در محله ی بنام چغدک که مربوط ناحیه چهارم مزارشریف می شود گذراندم. گاه گاهی کابل می رفتم اما در کابل بودن به هفته نمی رسید.
پس از زندگی در چغدک، بیشترین روز ها را در خوابگاه دانشگاه اصفهان واقع در خیابان هزار جریب گذراندم که تمام روز های که در خیابان هزار جریب زندگی کرده ام دوازده صد روز میشود. شب ها در مزار بودم و روز ها در اصفهان بیدار می شدم.
یک عصر که این آهنگ دلتنگی زیادی در من ایجاد کرده بود از خانه برامدم و رفتم کتابفروشی پردیس. همین که وارد کتابخانه شدم صدای فرهاد می پیچید که می گفت:
ای کاااااااش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها می شد با خود ببرد هر کجا که خواست.
274
ای کاش
آدمی وطنش را همچون بنفشه ها
می شد با خود ببرد هر کجا که خواست
صدا فرهاد مهراد
شعر شفیعی کدکنی
https://t.me/zamaimha
274
شب است و چشم ما همی چو چشم انتظار ها
ستاره می کند به شب یگان یگان شمار ها
شعر از اسحق فایز
صدا؛ احمدشاه مسعود
https://t.me/zamaimha
274
با اسم کتاب ها چیزی شبیه شعر ساختم
شما هم با کتاب هایتان این کار را بکنید.
ساعت شوم،دریاس و جسد ها
بار هستی
نان خشک
غول مدفون
خوابدگان بی اختیار!
جوان بدون جوانی(مالون) می میرد.
https://t.me/zamaimha
274
فیلم the birds از آلفرد هیچکاک را می بینم.
از هیچکاک چند فلم دیده ام. پنجره عقبی،گرفتن یکدزد،ربکا، ام را به نشانه مرگ بگیر، سرگیجه.
هیچکاک عادت دارد که در صحنه های از فلم هایش حضور داشته باشد که بیشتر بخاطر غافلگیری مخاطب است تا مخاطب نتواند سکانس های بعدی را پیشبینی کند.مثلن هیچکاک با سگ هایش در فلم the birds در چند ثانیه ظاهر می شود.
من که فهمیدم هیچکاک قصدش از حضور همین است مدام در فلم هایش وقتی او را می بینم به حضورش توجه نمی کنم تا ذهنم از فلم نپره به طرف هیچکاک.
واکنش هیچکاک از اودنیا: تو طرفداری یا دشمنی؟ ما داریم زحمت می کشیم😁😂
274
در فولدر "فلم های دیده شده" در لب تاب یک فولدر دیگر دارم بنام صد فلم برتر که قبل از مرگ باید دید.
ای لیست ره مه تهیه نکده ام بلکه به اساس نظریات منتقدین انتخاب شدن که واقعا شاهکار هستند همه شان. فعلن از صد فلمی که قبل از مرگ باید دید پنجاه و هفتایشه دیده ام.
خوبس که چهل و سه تایشه ندیده ام ورنه پس از کامل شدن لیست دگه مجبور فلم نبینم😁
یاد دوستی افتادم که برایم گفت تا کتاب ده جلدی فلسفه راتلج ره برم نتی نمی مرم.
گفت تو عمر دراز خواهی داشت!
گفت چطور؟
گفتم تا مه کتاب را نتم قصد مردن نداری. خوبیش ای است که مه قصد کتاب دادنه برت ندارم.
274
چهار راهی در مزارشریف موقعیت دارد که قبلا اسم آن "چهار راهی کامگار"بود اما کمتر به این نام و بیشتر بخاطر تندیس اسپ ها، به اسم "چوک اسپ ها" شناخته میشد.
اسب ها را ویران کردند و جای آن مسجدی بنا شد که شکل آن شبیه مسجد اقصی در فلسطین بود. اسم مسجد را گذاشتند "الفتح". اما هنوز مردم به این مسجد"مسجد چوک اسب ها" می گویند.
274
میراث علی شریعتی
بزرگترین کار دکتر شریعتی ارائه قرائت ایدئولوژیک از مذهب بود. تمام کار او بر همین محور می چرخد.
شریعتی بر ایدئولوژیک سازی مذهب و قرائت ایدئولوژیک از مذهب نقش بلندی دارد این نقش آنقدر برجسته است که پس از انقلاب اسلامی به او لقب معلم انقلاب داده شد و اسم او در ایستگاه های مترو، اتوبوس،مدارس و خیابان نقش گرفت.
او در کتاب "چه باید کرد" (این عنوان وام گرفته از بیت شعری از اقبال بنام "پس چه باید کرد ای اقوام شرق؟" است)به صراحت از قرائت ایدئولوژیک از مذهب دفاع می کند و گوید که قرائت سنتی از مذهب نمی تواند امروز جوابگوی ما باشد. مذهب باید صبغه ایدئولوژیک بگیرد و فعال و پویا باشد نه اینکه با نگاه سنتی آن را از اجتماع دور کنیم و آن را بی تحرک جلوه بدهیم.
این نگاه شریعتی بی سابقه است این نگاه حتی در میان دو تن از تاثیرگذار ترین اندیشمندان بر شریعتی که اقبال و سیدجمال است، نیز وجود ندارد. شریعتی آنقدر به اقبال علاقمند بود که در کتاب ما و اقبال توصیفات بلند خویش به اقبال را، از نام یک فرانسوی نقل می کند در صورتی که دانشمند فرانسوی به آن نام که او از او نقل قول می کند وجود ندارد.
مردم ما نیز شریعتی را کمتر از متن کتاب هایش و بیشتر به اساس نقل قول های که از او و بنام او در گوگل وجود دارد می شناسند. شریعتی نه جامعه شناس است و نه تاریخ دان و نه فیلسوف. او سخنران خوبی بود و بهره ی که از ادبیات داشت با بکار گرفتن آنها، سخنانش را تاثیرگذار تر می کرد.
"محمدناصر ساجدی"
274
" حس خوانده شدن "
حس خوانده شدن زیباتر از آن لحاظ است که نویسنده به حداقل اینکه خواننده ی دارد و تلاش نوشتن اش بیجا نیست و هدر نمی رود خوش است .
اما این حس ممکن است متفاوت باشد ، خوانده شدن توسط کسانی که خواندن تو یا نخواندن ات برایشان فرق نمی کند چندان حس لذت ندارد .
اما اینکه خواننده کسی باشد که بعد از خواندن به تفکر فرو می رود و در پی رفتن در عمق ماجرا است لذت بخش است و این گونه خواننده به تنهایی بهتر از صد خواننده ی معمولی است .
نویسنده های که می شناسیم مدام متوجه این دوگونگی بوده اند برای همین تلاش می کردند که در سطح هر دو مخاطب بنویسند .
افراد عام یا معمولی
افراد خاص یا اهل فکر
غزالی "احیاء علوم دین" را برای همه می نویسد. اما تهافت الفلاسفه را برای خاص ها می نویسد همان های که او را می فهمند با این همه تلاش، تهافت الفلاسفه ها به دست عوام افتاد و تهمت ها بر او بستند یا از استناد به غزالی به تکفیر فیلسوفان مسلمان در همه موارد دست یازیدند.
یا ابن رشد در نوشته های خود می گفت که کتاب های مرا از نگاه عامی ها دور نگاه کنید و تنها کسانی حق دارند او را بخوانند که خاص اند .
همین کار را ابن خلدون نیز در " مقدمه " می کند و می نویسد که این کتاب را برای عوام ننوشته است بلکه به خواص و اهل فکر نوشته است.
افراد عامی آنهای که سطح علم شان به بلندی نیست که نویسنده را بفهمند یا در ادبیات گیر می کنند و یا در درک و فهم کمی می آورند . برای چنین افرادی ساده نویسی و عام فهم نوشتن بهتر است .
افراد خاص کسانی هستند که سطح دانش شان بلند است و نه در فهم ادبیات نویسنده گیر می کنند و نه در استدلال و منطق نویسنده و در هیچ صورتی از در تکفیر و تهمت وارد نمی شوند بلکه تفاوت را می پذیرند و برای رفتن به عمق ماجرا و امر تلاش می کنند .
"محمدناصر ساجدی"
