.
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
764
المشتركون
-324 ساعات
-367 أيام
-20330 أيام
أرشيف المشاركات
764
سلام عزیزم خواستم بگم هم خوشسلیقهای هم زیبا!🌟
عکاسیت فوقالعادست و همینطور عکسای ادیت شدهای که میذاری هم خیلی خلاقانه و بامزه هستن… با دیدن پیامای چنلت حس میکنم از دنیای واقعی خارج شدم😭💗
764
نیک صدای تقتق در را شنید و از خواندن دست کشید. گاهی اوقات از اینکه با لقبهای ناخوشایند صدایش میزدند، خوشحال بود.
سرش را بالا گرفت و با صدای آهسته گفت: «آه!
پیرزن عوضی، داری اذیتم میکنی!»
به سمت در حرکت کرد و با انگشتان کشیدهاش، دستگیره را چرخاند.
پیرزنی فربه با لباسهایی رنگ و رو رفته مقابلش ایستاده بود. اخمهایش را درهم کشیده و صورت چاقش قرمز شده بود و مثل یک خوک خرخر میکرد. نیک سرش را کج کرد و دستی به موهای آشفتهاش کشید، همچنان منتظر به پیرزن نگاه میکرد.
764
نوشتههام که کوتاه باشن،خیلی قدیمیان و ویرایش نشدن به قول معروف:تعریفی ندارن!.
اما الان دارم روی یک داستان(داستان خودم)کار میکنم که شروع نشده و در مراحل ابتداییه.
764
نمیدونم معیار هرکسی برای «سریال خوب» چیه، اما این یکی از معدود سریالهاییه که بارها دیدمش و هر بار هم برام جذاب بوده.
داستان دربارهی ولیعهد «چانگه»که هنگام بررسی بیماری مرموز پادشاه، با شیوع یک طاعون عجیب روبهرو میشه… (بقیهش رو نمیگم که داستان براتون روشن نشه.)اگر دنبال یه اکشنِ مرتب و تمیز، پرتعلیق، با حالوهوای بقا و وحشت هستین، بهنظرم ببینیدش بهتون خیلی پیشنهادش میکنم.
