ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

𝙀𝙉𝙝𝙖𝙯𝙚𝟕

𝙀𝙉𝙝𝙖𝙯𝙚𝟕

الذهاب إلى القناة على Telegram

𝘞𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘵𝘰 𝘌𝘕𝘏𝘠𝘗𝘌𝘕'𝘴 𝘶𝘯𝘪𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦 𝑾𝒉𝒆𝒓𝒆 𝑬𝑵𝑯𝒀𝑷𝑬𝑵 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒔 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒉𝒐𝒎𝒆 A place for ENGENEs I hear u: @littlecrazyengeneBot

إظهار المزيد
745
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-1630 أيام
أرشيف المشاركات
این

واسه Archiv:E ی تئوری بود

🐹: «می‌خواید یه لایو بگیرم در حالی که دراز کشیدم؟ هوم... فکر کنم باید بیشتر بهش فکر کنم. 🐹: «لایو موقع خواب؟ وای... اون دیگه اصلاً کار ساده‌ای نیست.» 🐹: «اگه توی خواب شروع کنم حرف زدن چی؟ یا یهویی فحش بدم... اون وقت چی؟ 🐹: «نکنه یه چیزایی از دهنم دربیاد که اصلاً خودمم قصد گفتنشون رو نداشتم... راستش یکم بابتش نگرانم.» 🐹: «تصورش رو بکنید... خوابم برده، بعد یهو... نه نه، بیخیال. این ایده رو ولش کنید. 🐹: «چی؟ اگه توی خواب حرف بزنم، شما اصلاً بهش اهمیت نمی‌دید؟» 🐹: «حتی بیشتر هم خوشتون میاد؟!» 🐹: «اگه یهو وسط خواب داد بزنم: "هی! تو، بچه فسقلی!" اون موقع چیکار می‌کنید؟ » 🐹: «فکر می‌کنید واقعاً ممکنه این‌طوری باشم؟» 🐹: «نه... فکر نکنم. من واقعاً همچین آدمی نیستم.» 🐹: «می‌گید این باعث می‌شه بیشتر به هم نزدیک بشیم؟ یعنی اگه خواب یه آدم بد رو ببینم و شروع کنم توی خواب حرف زدن؟» 🐹: «ولی... واقعاً دوست دارید همچین چیزی ببینید؟» 🐹: «اِوِر... نه... چرا این‌قدر از این ایده خوشتون اومده؟!» 🐹: «صبر کنید... جدی می‌گید؟ حتی اگه... صدای... باد معده‌م رو هم بشنوید، باز خوشتون میاد؟ 🐹: «نه، اون یکی دیگه رو واقعاً نمی‌خوام اِوِرها ببینن... فکر نکنم کار به اونجا بکشه.» 🐹: «ترجیح می‌دم توی خواب یهویی فحش بدم تا اینکه همچین اتفاقی بیفته. » 🐹: «البته نه به اِوِرها! منظورم اینه که اگه توی خواب یه کلمه‌ی بد از دهنم بپره...» 🐹: «البته همه‌ی اینا فقط در صورتیه که بخوام موقع خواب لایو بگیرم»

🖤خاص‌ترین وان شات از هونکی !!
+حداقل کار من آینده داره، تویِ یه زیرزمین کوفتی وقتمو نمی‌گذرونم. هر روز میترسم زنگ بزنن و بگن آسیب دیدی، هر روز توی اون زیرزمین متروکه و چندش تمرین میکنی انگار جایِ دیگه ای برای تو وجود نداره. _مطمئنی فقط همینه؟ یا دلت نمیخواد که وجه‌ات به عنوان یه مدل معروف به خطر بیوفته؟🖤

🖤 خاص ترین فیکشن از هیجیک !!
-بعد از اون همه کاری که برات کردم. فکرمی‌کنی اجازه می‌دم فرار کنی؟ فک هیسونگ از شدت فشار روی هم قفل شده بود. رگ‌های گردنش برجسته شده بود و نفس‌هاش نامنظم‌تر از قبل می‌زد.🖤

+1

روی لبه کلاهش 7 نوشته یا من کور شدم؟

اع دوبارههه چخبره بابا

بقیشو یکم دیگه میفرستم