_ مستاجر پلاک ۱۱ _
الذهاب إلى القناة على Telegram
_آدمکی فرو رفته در غم.غریبه با آدمها و دوست درخت ها. برگهای خیس. سینما و کیارستمیِ عزیز .قهوه. مه و ماه. شجریانِ جان. یک صندلی خالی. هزار فکرِ ناتمام. داستایفسکی. شب. غنچهی مخملی. پری با بالهای توری.کتابهای فراوان.تا همیشه آبی. زندگی و کمی دیوانگی!
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
379
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-2530 أيام
أرشيف المشاركات
از کتاب فروشی صدای رامش میومد.
آقای کتاب فروش میگفت که آدم تو زندگیش بالاخره باید مبتلا و شیفته ی یک چیزی باشه تا بتونه زنده بمونه!
