ar
Feedback
ѕιтн order

ѕιтн order

الذهاب إلى القناة على Telegram

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
218
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
+930 أيام
أرشيف المشاركات
YouSeeBIGGIRL_T:T.mp36.63 MB

yes
yes

.

Power defines the Sith.

family ties.mp33.38 MB

...............

"unnatural"

GNX شاهکاره

me:
me:

1|13_Let_Us_Move_On_feat_Kendrick_Lamar_Dido_Kendrick_Lamar_320.mp39.60 MB

+

من انقدر برای انجام دادن کارای مهمم دقیق و بی‌نقص برنامه‌ریزی می‌کنم که از شدت فشار ذهنی خسته میشم و می‌گیرم می‌خوابم... INTJ
من انقدر برای انجام دادن کارای مهمم دقیق و بی‌نقص برنامه‌ریزی می‌کنم که از شدت فشار ذهنی خسته میشم و می‌گیرم می‌خوابم...
INTJ - ISTJ - ENTJ - ESTJ - INFJ INTP - INFP - ENFJ - ISFJ - ESFJ

پایان.

راز واقعی پالپاتین: قوی‌ترین سلاحش یعنی شمشیر نبود، بلکه صبر + دستکاری روانی + کنترل ترس بود (پالپاتین جنگ رو نمی‌برد، ذهن‌ها رو می‌برد) و مهمترین اینسایت کل ماجرا اینه که: سقوط شخصیت‌ها معمولاً از دشمن بیرونی شروع نمی‌شه، از ترس و انتخاب‌های خودشونه.

بعد از اینکه order 66(یعنی دستور نابودی جدای توسط سیدیوس) اجرا شد و بیشتر جدای ها از بین رفتن، پالپاتین امپراتوری ساخت و داستان وارد امپراتوری دارث ویدر شد مرحله بعدی: ویدر شکارچی جدای‌ها شد دارث ویدر دیگه شاگرد اصلی پالپاتین بود. کارشم پیدا کردن جدای‌های باقی‌مانده ونابود کردن مقاومت‌ها واجرای دستورات امپراتور بود. اما یه نکته مهم هست: دارث ویدر از بیرون خیلی ترسناک بود، ولی از درون هنوز کاملاً آناکین نمرده بود. --- بعدش هم‌زمان یک راز بزرگ اتفاق افتاد. پادمه دوقلو به دنیا آورد یه دختر و یه پسر Luke Skywalkerپسر Leia Organaدختر این بچه‌ها مخفی شدن چون اگر پالپاتین می‌فهمید، خطرناک می‌شد. --- سال‌ها بعد لوک بزرگ شد و کم‌کم فهمید: دارث ویدر در واقع پدرشه. و اینجا تراژدی آناکین تموم میشه. پالپاتین خواست لوک رو هم مثل آناکین به سمت تاریکی ببره. اما این بار فرق داشت. وقتی ویدر دید پسرش داره آسیب می‌بینه، بخش آناکین داخلش بیدار شد. اون پالپاتین رو برداشت و نابود کرد تا لوک رو نجات بده. و اینجور هم پالپاتین از بین میره(پالپاتین حیف شد)

چطور آناکین رو به دارث ویدر (ویلن) تبدیل کرد؟ یکی از معروف‌ترین تراژدی‌های دنیای استاروارزه. مرحله ۱: کودکی غیرعادی و ترس از دست دادن آناکین از بچگی برده بود و مادرش تنها آدم امن زندگیش بود. بعد از جدا شدن از مادرش، یک ترس بزرگ داخلش شکل گرفت: میگفت:اگر آدمی که دوستش دارم رو از دست بدم چی؟ ببینین جدای‌ها آموزش می‌دادن که وابستگی خطرناکه. ولی آناکین برعکس بود؛ خیلی عمیق وابسته می‌شد. مرحله ۲: مشکلش با جدای‌ها (یکی از محافظان صلح) Jedi Order بهش اعتماد کامل نداشت. چند چیز آزارش می‌داد: می‌گفتن «تو خاصی»، ولی آناکینو محدود می‌کردن. عضو شورای جدای شد ولی استاد (Master) نشد حس می‌کرد تحقیر شده مرحله ۳: مرگ مادرش شمی اسکای واکر توسط مهاجمان ربوده شد. آناکین رسید، ولی دیر رسید. مادرش جلوی چشماش مرد. این اولین لحظه‌ای بود که کاملاً کنترلش رو از دست داد و از خشم استفاده کرد. و این اولین باری بود که آناکین برای حل درد احساسی از دارک‌ساید استفاده کرد. _ مرحله ۴: پدمه تبدیل به نقطه ضعفش شد پادمه آمیدالا فقط عشقش نبود؛ از نظر ذهنی تبدیل به ترس اصلی شد. بعد خواب‌هایی دید که پدمه می‌میره. و اینجا پالپاتین حمله کرد. -- مرحله ۵: حرکت استادانه پالپاتین پالپاتین نگفت:شرور شو. گفت: اگر قدرت بیشتری داشته باشی، شاید بتونی نجاتش بدی. این تفاوت خیلی مهمه. پالپاتین شرارت نفروخت؛ امید فروخت. --- مرحله ۶: لحظه سقوط واقعی وقتی آناکین فهمید پالپاتین ارباب سیثه، گزارشش داد. اما بعد دید میس ویندو(یکی از قوی ترین مسترهای جدای) می‌خواد پالپاتین رو بکشه. ذهنش گیر کرد بین دو چیز: _نابود کردن یک سیت _از دست دادن تنها امید برای نجات پدمه و تصمیم گرفت دست ویندو رو قطع کنه. همون لحظه سقوطش تقریباً کامل شد. --- مرحله ۷: تولد دارث ویدر پالپاتین گفت: "Henceforth, you shall be known as Darth Vader." ببینید دوستان این فقط اسم نبود. در سنت سیث، اسم جدید یعنی: «هویت قبلیت مرده.» -- مرحله ۸: زره معروف ویدر بعد از مبارزه با اوبی وان کنوبی(استاد اناکین) کنار رودخانه گدازه، بدنش به شدت آسیب دید. پالپاتین اومد نجاتش داد و داخل زره سیاه قرار گرفت. خیلیا میگن اون زره فقط برای زنده نگه داشتنش نبود و عمداً راحت و کامل طراحی نشد تا: درد رو حس کنه خشمش بیشتر بشه اتصالش به دارک‌ساید قوی‌تر بمونه

قدم به قدم پیش رفت و اناکین رو از یه جدای به یک سیث تبدیل کرد. مرحله به مرحله میزارم که یاد بگیرین:

قدرت‌های سیدیوس شامل: _ رعد و برق فورس (Force Lightning) _ذهن‌خوانی و دستکاری روانی _مبارزه با لایت‌سیبر _برنامه‌ریزی فوق‌العاده _توانایی مخفی نگه داشتن حضورش در فورس چرا این‌قدر ترسناکه؟ خیلی از شخصیت‌های شرور قوی هستن؛ ولی Sidious فقط با قدرت فیزیکی خطرناک نبود. خطر اصلیش صبر و بازی ذهنی بود. سال‌ها منتظر می‌موند و چند قدم جلوتر فکر می‌کرد. خیلیا میگن پالپاتین شرور اصلی بود، ولی دشمن واقعی آناکین ترس‌ها و انتخاب‌های خودش بودن. پالپاتین آناکین رو هدف گرفت چون هم فوق‌العاده قوی بود، هم از نظر احساسی آسیب‌پذیر؛ برای پالپاتین، اون هم یک شاگرد قدرتمند بود و هم کلید رسیدن به نقشه بزرگش.

حالا میگین اناکین رو چطور جذب کرد؟ چند دلیل خیلی مهم داره آناکین یه نقطه ضعف ها و یه نقطه قوت داشت: _آناکین اسکای واکر از نظر قدرت در فورس استثنایی بود (جدای های باور داشتن که شاید همون (chosen one) باشه، یعنی کسی که قرار بود تعادل رو به فورس برگردونه. پالپاتین اینو فهمید و دید که قدرت خام فوق العاده ای داشت. _ترس های عمیق داشت اناکین: ترس از دادن افراد مهم زندگیش بخصوص پادمه (عشق زندگیش)چون از نظر احساسی خیلی آسیب پذیر بود و روش تاثیر میذاشت. _احساس میکرد جدای ها کامل درکش نمیکردن چون با بعضی تصمیم های شورای جدای مشکل داشت. _احساساتش شدید بود عشق و خشم و ترس و وابستگی رو عمیق تجربه میکرد. پالپاتین دقیقا رو همین نقطه ها کار کرد. نه با زور، بلکه با صبر. ینی چی؟ یعنی بجای اینکه بیاد بگه بیا شرور شو کم کم این فکر هارو در سرش تقویت کرد: «جدای‌ها بهت اعتماد ندارن.» «تو شایسته قدرت بیشتری هستی.» «اگر قدرت بیشتری داشته باشی، می‌تونی از کسایی که دوست داری محافظت کنی» ماجرا اینه که آناکین اول دنبال قدرت برای «بد بودن» نبود؛ دنبال نجات آدمی بود که دوستش داشت. پالپاتین همون ترس رو به ابزار تبدیل کرد.

اسم اصلی دارث سیدیوس (هویت مخفیشه) شیو پالپاتین(sheev palpatine) هست اون درواقع از مهمترین و خطرناک ترین شخصیت این فیلم و کمیک دنیای استاروارزه.(آنتاگونیست اصلی) مغز متفکر پشت سقوط آناکین و شکل گیری امپراتوری کهکشانی بود. اون سیاستمدار و سناتوره و از همه مهمتر ارباب سیث ها(سیث ها، کاربر های فورس هستن که به جای صلح، دنبال قدرت و کنترل و سلطه هستن) پالپاتین توی خانواده‌ای ثروتمند و بانفوذ روی سیاره Naboo بزرگ شد. بخش جالبش اینجاست که پالپاتین از همون جوانی شخصیت خیلی غیرعادی و تاریکی داشت و بعد با Darth Plagueis آشنا شد؛ همون ارباب سیثی که بعداً استادش شد. ترفند اصلیش این بود که دوتا چهره داشت: _جلوی مردم: یه فرد منطقی و آروم و سیاستمدار بود _اما پشت پرده یه فرد کاملا متفاوت: ارباب سیث ها که جنگ هارو کنترل میکرد. پالپاتین هدف داشت، هدفش فقط یه قدرت معمولی نبود، اون میخاست: _نظم کهکشانی رو نابود کنه و دوباره بسازه _سیث ها رو به قدرت مطلق برسونه _کنترل کامل روی کهکشان داشته باشه. برای اینکار هم اومد اناکین اسکای واکر رو هدف قرار داشت. ولی نه به طور تصادفی؛ بلکه خیلی هدفمند و با صبر و هوش فوق العادش هدف قرارش داد. ادامه...