رویاهای رنگی
الذهاب إلى القناة على Telegram
«اینجا از زندگی، رویاها و چیزهای کوچیکی میگیم که دنیا رو رنگیتر میک
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
759
المشتركون
+924 ساعات
+227 أيام
+10530 أيام
أرشيف المشاركات
757
اکثر موجودات، همیشه به خاطر نقطه ضعف هایشان، توی دردسر می افتند.
مگس ها، چیزهای چسبناک را خیلی دوست دارند. شب پره ها، شعله را و آدمها، عشق را.
📚 کتاب : #خزه
✍️ اثر : #هربر_لوپوریه
📻
757
بلوغ انسانی در کلام محمود درویش:
چه اشکالی دارد اگر بحث را ببازم
خنده اش را به دست آورم؟
🌹
757
به قول سیمین دانشور:
گاهی آدم می ماند
بین بودن یا نبودن...!
به رفتن که فکر میکنی
اتفاقی می افتد که منصرف میشوی!
می خواهی بمانی
رفتاری میبینی که انگار باید بروی...
واین بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است...
757
روح آدمی ممکن است با یکی از این سه ویران شود:
با آنچه دیگران در حق تو میکنند،
با آنچه دیگران وادارت میکنند در حق خودت بکنی
و با آنچه خودت داوطلبانه با خودت میکنی.
📘 #هیاهوی_زمان
✍🏻 #جولین_بارنز
757
ســلــام 😊✋
صــبــح تــون پــر از مــهربــانــی خــدا 💛
امــروز☀️
روز مــهربــونــی خــداســتــ💛
ان شــاءالــلــه ڪه تــنــتــون ســالــمــ
لــبــتــون خــنــدونــ 😊
عــشــق تــون پــایــدار و
زنــدگــیــتــون پــراز آرامـــــشــ☕️🍋🌼🍃
🍃🌼الــهے امــیـــــــنــ...🙏
🍃🌼
757
گاهی کسانی که هزاران فرسنگ ازشما فاصله دارند، می توانند احساس بهتری نسبت به کسانی که دقیقا در کنارتان هستند ، درشما ایجاد کنند.
757
(یک عاشقانه آرام نوشته آقای نادر ابراهیمی )
داستان درباره عاشقانه های یک زوج هستش . گیله مرد که اهل گیلان هست و معلم ادبیات و همسرش عسل که اهل آذربایجان شرقی هست.
گیله مرد طی حوادث سیاسی از شغل دبیری اخراج میشه و مجبور میشه به تهران بره و به شغل دستفروشی کتاب مشغول بشه ، چند سالی که در تهران زندگی میکنن به وسیله ساواک دستگیر میشن به جرم فروش کتاب های سیاسی و...
بعد از کلی مشکلات و فقر و نداری و زندان و.... یک زندگی آرام و عاشقانه رو تشکیل میدن و صاحب دو فرزند دختر و پسر میشن.
ناگفته نماند این کتاب رو باید دوبار خوند ،یکبار صفحه به صفحه که جملات و تعبیرهای فلسفی و عاشقانه اش رو فهمید و باز دوم برای فهم روند داستانی
و محاله دانشجوی ادبیات و یا دبیر ادبیات باشی و این کتاب به دلت نشینه.......خواندنش خالی از لطف نیست
757
حال دنیا را
پرسیدم من از فرزانه ای
گفت : یا آّب است,
یا خاک است , یا پروانه ای !
گفتمش احوال عمرم را بگو , این عمر چیست ؟
گفت یا برق است , یا باد است , یا افسانه ای!
گفتمش این ها که می بینی , چرا دل بسته اند
گفت یا خوابند , یا مستند , یا دیوانه ای !
گفتمش احوال جانم را پس از مردن , بگو ؟
گفت یا باغ است یا نار است , یا ویرانه ای !
" ابوسعید ابوالخیر "
757
📝#زیبا_نوشت
●●هر چه را که به دیگری بدهی ، میچرخد و به خودت برمی گردد:
•دیگران را مسخره میکنی ، خودت دلقک تر جلوه میکنی.
•گوش نمی کنی ، شنیده نمی شوی.
•دیگران را نمی بینی ، نادیده گرفته خواهی شد.
•به بدنت توجه نمیکنی، بدنت به تو بی توجهی می کند و بیمار می شوی.
•به دیگری بی احترامی میکنی، در واقع نشان می دهی که خودت قابل احترام نیستی.
•حقوق شهروندی را رعایت نمی کنی،خود ، در جایی بدون فرهنگ و تمدن زندگی خواهی کرد.
•دیگران را نمی بخشی،خودت در تب و تاب خواهی بود.
•به دیگری خشم میگیری ، قبل از آن خودت در خشمت خواهی سوخت چون از تو برخاسته
•سکوت نمی کنی ، خودت در ازدحام خواهی بود.
•از دیگری و شرایط نفرت داری ، اما این خودت هستی که مسموم از سم نفرت درون خودت میشوی.
•صبور نیستی ، آرامش و نتیجه مطلوب را از دست میدهی.
•دوست نمی داری، دوست داشتنی نمی شوی.
●●خود را دریاب
757
روزی تولستوی در خیابانی راه میرفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد :
زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد!
بعد از مدتی که از فحاشی زن گذشت
تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت :
مادمازل من لئون تولستوی هستم
زن که بسیار شرمگین شده بود
عذر خواهی کرد و گفت :
چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟
تولستوی در جواب گفت:
شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید!
📕 #حکایات_بزرگان
✍🏻 #تام_فیلد
757
📗داستان کوتــــــــــاه💖👌🏽
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﮔﺎﻭ ﭘﺎﺵ ﻣﯿﺸﮑﻨﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﻠﻨﺪﺷﻪ ، ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮏ ﻣﯿﺎﺭﻩ .
ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮏ ﻣﯿﮕﻪ : " ﺍﮔﻪ ﺗﺎ 3 ﺭﻭﺯ ﮔﺎﻭ ﻧﺘﻮﻧﻪ ﺭﻭﻯ ﭘﺎﺵ ﻭﺍﯾﺴﺘﻪ ﮔﺎﻭ ﺭﻭ ﺑﮑﺸﯿﺪ " ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯿﺸﻨﻮﻩ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﮔﺎﻭ ﻣﯿﮕﻪ :
" ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ "
ﮔﺎﻭ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﮐﺘﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ...
ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﺑﺎﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺪﻭ ﺑﺪﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﮔﺎﻭ ﻣﯿﮕﻪ :
" ﺑﻠﻨﺪﺷﻮ ﺑﻠﻨﺪ 7ﺷﻮ ﺭﻭ ﭘﺎﺕ ﺑﺎﯾﺴﺖ "
ﺑﺎﺯﮔﺎﻭ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﺵ ﻭﺍﯾﺴﺘﻪ .
ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻣﯿﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ :
" ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﭘﺎﺷﯽ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ ﻭ ﻧﺘﻮﻧﯽ ﺭﻭ ﭘﺎﺕ ﻭﺍﯾﺴﯽ ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮏ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﯽ "
ﮔﺎﻭ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﻭﺭﭘﺎ ﻣﯿﺸﻪ ..
ﺻﺒﺢ ﺭﻭﺯﺑﻌﺪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﺭ ﻃﻮﯾﻠﻪ ﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﮔﺎﻭ ﺭﻭ ﭘﺎﺵ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ :
ﮔﺎﻭ ﺭﻭ ﭘﺎﺵ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ! ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ ... ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻭ ﻗﺮﺑﻮﻧﻲ ﻛﻨﻴﺪ ... "
ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ : ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺨﻮﺩ ﻫﺮ ﺁﺷﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ !
ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺧﻼﻗﯽ : ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻭﻯ ﮐﻤﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ👌🙈🙈
757
همیشه قبل از بحث کردن با هر کسی
دو تا سوال از خودتان بپرسید:
۱. کجای زندگی اش هستم؟
۲. کجای زندگی من است؟
اگر جواب «هیچ جا» بود،
پس با او بحث بیخود نکنید.
