خطِ نگار🍁
الذهاب إلى القناة على Telegram
خطهای من، قصههای منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظههایم را مینویسم، جایی برای رنگها، صداها و سکوتهای کوچک:)
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
317
المشتركون
+124 ساعات
-57 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
317
از امروزی که با گندم توی مطب شروع شد 🩵✨
پ.ن: تایم های ما اینجوریه که حالا که کارت تموم شد یه چایی مون نشه؟😌
واقعا این بچه انقد که بخاطر عوض کردن نوبت ها با من کنار میاد خودم خجالت میکشم😂❤️
317
تولدت مبارک به یکی از نادرترین گونههای روی زمین؛ یه خردادی که من واقعاً دوستش دارم! 😌😂
میگن خردادیا یه روز فرشتهان، یه روز شیطون، یه روز عاشق، یه روز فیلسوف؛ خلاصه خودشونم نمیدونن دقیقاً چیان! ولی تو با همهی این نسخههات برای من دوستداشتنیای و همین خاصت میکنه. 🤍
امیدوارم امسال اونقدر اتفاقهای قشنگ سراغت بیاد که مجبور شی برای جا دادن خوشبختیهات یه قلب بزرگتر سفارش بدی. ✨
ممنونم که هستی، برای خندههات، دیوونهبازیهات، مهربونیهات و همهی لحظههایی که کنار تو معمولیترین روزها هم قشنگتر شدن.
خلاصه که تولدت مبارک دختر خردادیِ کمیاب! امیدوارم امسال هر چی آرزوی خوب داری دونهدونه تیک بخوره و هر جا میری دلت خوش باشه و لبت خندون. 🌷
دوستت دارم خیلی زیاد؛ حتی با وجود تمام ویژگیهای عجیب و غریب خردادی بودنت🤭😂
زینب قشنگم💕🫂
317
این عکستو دوست دارم با اینکه یکی از حسرتهای زندگیم شد که توی اون شب کنارت نبودم......
و تو دقیقا همون لحظه برام فرستادی
317
شاید باغت خالی مونده، چون بیشتر از اینکه حواست به رشد گلها باشه، حواست به تعریف و تمجید مردمه….
317
امشب که داشتم راجب یه موضوعی حرف میزدم واکنششون:
مامانم میگه من گفتم اینکارو نکن به حس من اعتماد نکردی
بابام میگه عیبی نداره فدا سرت من گفتم درست میشه😂😭🤦🏻♀️
