خطِ نگار🍁
الذهاب إلى القناة على Telegram
خطهای من، قصههای منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظههایم را مینویسم، جایی برای رنگها، صداها و سکوتهای کوچک:)
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
318
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
318
بعضی وقتا فقط کافیه اتفاقایی که پشت سر گذاشتی
رو برای یکی تعریف کنی تا بفهمی
چقدر بیشتر از چیزی که فکر میکردی دوام آوردی…
318
صبح روز شنبه و در حالیکه روی سرعت 2x ام و کلی کار دارم
و لیست کارام نوشتم اینجوری بودم که خدایا خودت کمک کن تا اخر شب انجامشون بدم
و وقتی توی اسنپ نشسته بودم صبحانم شد یه پچ پچ که توی عکس میبینید
داشتم به این فکر میکردم که اگر هزاربار به عقب برگردم بازم همین مسیری ک اومدم و دوباره میام حتی با تموم سختی ها و چالش هایی که داشتم
هیچیو تغییر نمیدم….
و بالاخره نتیجه میده یه روزیهمه ی این سختی هایی که خودم و خدا فقط شاهدش بوده:)))
وگرنه بنده هاش که فقط دستاوردهامو دیدن و جمله ایی که متنفرماز شنیدنش(خوشبحالت)رو بهم گفتن…
هرچند سخت ولی ما جان سخت تر از این حرفاییم…
عکس برای ۸ صبحِ اگر پیام پی وی دادید و جواب ندادم صبرکنید🫂✨💙
318
هر ده دقیقه یه بار به فردوس نگاه میکنم
و فقط اون میفهمه وسط جمع چه حالی دارم🚶🏻♀️
پ.ن: شاید سوال همیشگیتون باشه پس میگم؛ فردوس دختره😂🩵
318
ولی خب در نهایت زندم😂 و موقع پیاده شدنم گفت خواهرم ببخشید انگار خیلی ترسوندنمت:/
قیافه من وقتی این جمله رو شنیدم:
318
جدی خیلی عجیب بود برام
یه جوری حالت چهرم مشخص بود که تعجبکردم
یه جایی که واقعا ترسیدم این بود که گوشیشو دیدم😂که زنگ زد به دوستش و رمزی حرف میزد
و گفتم دیگه کارم تموم شد🙏🏻
