ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

نِدای‌مآه.

نِدای‌مآه.

الذهاب إلى القناة على Telegram

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
171
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-187 أيام
-4830 أيام
أرشيف المشاركات
که می‌گفتید بسیجی سپاهی داعش ما شمایی؟! اگه داعش اینه که من جونم فدای همچین داعشی‌ای
که می‌گفتید بسیجی سپاهی داعش ما شمایی؟! اگه داعش اینه که من جونم فدای همچین داعشی‌ای

Repost from N/a
با منی که وسط میلیون ها ادم دوتا دوتا سینی شربت میگیرم دستم راجب انرژی زنانه صحبت نکنید

:)
+1
:)

photo content

مرد آسوده بخواب، بر دوش ایران میروی باورم نمی‌شود، داری ز تهران میروی؟
مرد آسوده بخواب، بر دوش ایران میروی باورم نمی‌شود، داری ز تهران میروی؟

...

تو می‌روی دامن‌کشان جان از جهانم می‌رود من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود 🖤

...

نیازمند یه اتفاقی هستم که از شدت ذوقش نتونم یه جا بشینم🙂‍↕️💔

بعضی وقتا هم هستش که منتظری فقط منتظری در انتظار چیزی هستی که خودت هم نمیدونی چیه ،اما همین ندونستن و در انتظار بودن از همه چی بیشتر غمگینت میکنه.

...
...

در کرب‌و‌بلا بی‌طرفان بی‌شرفانند

آخه نمی‌شد از خونش ویو گرفت و دلار درآورد
آخه نمی‌شد از خونش ویو گرفت و دلار درآورد

آقای کریمی جسارتا چقدر صداتون موقع خوندن ای‌ایران‌خدایی دلتنگ بود:)!

چی بگم والا... هرچی‌شد بیا باز باهم چایی بنوشیم و درموردش صحبت کنیم .

شاه فیک‌تون کلی ایرانی رو فدای خودش کرد و در امن‌ترین جاهای زمین می‌ره پشت شیشه رهبر ایران زمانی رفت پشت شیشه که همراه با خون
شاه فیک‌تون کلی ایرانی رو فدای خودش کرد و در امن‌ترین جاهای زمین می‌ره پشت شیشه رهبر ایران زمانی رفت پشت شیشه که همراه با خونواده‌ش فدای ایران و ایرانی شد. فرق می‌کنه کی رهبرت باشه

photo content

پدر و دختر گاهی باهم حرف هایی دارند که همیشه نیاز به استفاده از کلمات نیست:)
پدر و دختر گاهی باهم حرف هایی دارند که همیشه نیاز به استفاده از کلمات نیست:)

من عاشق دیدار شما بودم اما... در گرفتار این غمم که میخواستم هنگام دیدار ،هدیه ای به من بدهید ،نصیحتی برای من بگویید و یا حتی اسم فرزند من نیز از زبان شما باشد ... چه میدانستم؟ من حتی راضی به آن بودم که اولین دیدار آن دیداری باشد که شما برای من نماز می‌خوانید نه اینکه دغدغه‌ی من بشود رفتن به تهران برای خواندن نماز ، آن هم چه نمازی ... نمازی که نیاز به صحبت ندارد،اشک هایمان فریاد می‌زنند.

...