ققنوس «ایران آینده »
الذهاب إلى القناة على Telegram
🎁 https://ttt.tg/@GhoghnousIranAyandeh/gift . ققنوس ایران آینده ایران امروز را میخوانیم، تحولات را تحلیل میکنیم، و فردای ایران را به گفتوگو میگذاریم. سیاست | اقتصاد | جامعه | آینده
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
267
المشتركون
-224 ساعات
-37 أيام
+1630 أيام
أرشيف المشاركات
مجتبی شکوری یهو تو برنامه سروش صحت راز تمام زندگیشو گفت و راهکار ارائه داد / سروش صحت کپ کرد
اوج نبوغ در اقتصاد مارکسیستی:
زاکانی:
از بانک مرکزی پول میگیریم
شش ماه کالا میدیم به تهران با سود صفر
بعد تورم اینو همه مردم ایران بدن 😄
اینجوری آمریکا رو شکست میدیم"
اوج نبوغ در اقتصاد مارکسیستی:
زاکانی:
از بانک مرکزی پول میگیریم
شش ماه کالا میدیم به تهران با سود صفر
بعد تورم اینو همه مردم ایران بدن 😄
اینجوری آمریکا رو شکست میدیم
🌍
درخواست از گوگل برای حذف سایت همسریابی «آدم و حوا»
تعدادی از سازمان های مدنی و حقوق بشری خواستار حذف اپلیکیشن ایرانی همسریابی «آدم و حوا» از گوگل پلی شدند.
این نهادها مدعیاند این پلتفرم «ازدواج کودکان» را تسهیل میکند و دختران ۱۳ تا ۱۷ ساله را در معرض جستوجوی عمومی کاربران قرار میدهد
سنتکام: ما دستور حمله به ایران را دریافت کرده ایم و در حال آماده سازی طرح هایی برای حملات احتمالی هستیم
دیگه نفت نمیتونند بفروشند افتادن به دزدی آثار باستانی! یه مشت چپاولگر که سیرم نمیشن!
♦️حالا متوجه شدید که چرا جناب شاهزاده «یگان حفاظت از میراث ایران » را تشکیل داد و بر حفظ و صیانت از میراث فرهنگی و آثار باستانی تاکید داشت ؟!!
🖇
باید یاد بگیرم
مادامی که از عشق کسی
مطمئن نشده ام، با او خاطره ای نسازم
چرا که تاوان خاطرات
جنون است
و بس..!
🕴گابریلگارسیامارکز
علت ترور فرمانده نیروی دریایی سپاه
روزنامه اسراییلی جروزالم پست گزارش داده هدف از ترور علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه، در جریان جنگ ۴۰روزه جلوگیری از رسیدن او به فرماندهی کل سپاه پاسداران بود.
به نوشته این روزنامه، مقامهای اسراییلی او را فرماندهای توانمند و خلاق میدانستند که در صورت رسیدن به رأس سپاه، میتوانست تهدیدی جدیتر از احمد وحیدی باشد. این گزارش همچنین مدعی شد برد کوپر، فرمانده سنتکام، اواخر اسفند در تماسی محرمانه از رئیس ستاد ارتش اسراییل خواسته بود تنگسیری را هدف بگیرد.
✍️ هیچ رنجی
کشنده تر از این نیست که لبریز از توانایی باشی
اما به تماشای هدر رفتن خودت بنشینی....
👤 استفان گایز
♦️دقیقا منظورش ایران و مردم ایران است😔
میگن تو بین دو تا روستا دعوا شده بود، گوسفندهای یکی از روستاها از جوی آبی که مرز دو روستا بود ،عبور کرده بودند و به مراتع روستای دیگر رفته بودند.
غلامحسین گردن کلفت و بی چاک و دهن با چوبی بزرگ مدام فحش میداد و تهدید می کرد که گوسفندها را می کشه .
شعبان به چوپان میگه نترس من مراقبت هستم برو اون طرف جوی آب و گوسفندها را از غلامحسین بگیر و بیار اینطرف اصلا نترس !!!
خلاصه چوپان میره اون طرف و کلی کتک میخوره ، اما این وسط شعبان هیچ حرکتی نمیکنه ، وقتی چوپان با گوسفندها برمیگرده ، شعبان میگه : خداوکیلی اگه یه چوب دیگه بهت میزد ، میومدم و ....😂😂😂
♦️حالا این داستان ملاقات پوتین و آقا پزشکیان است ، پوتین گفته برید جلو از ترامپ نترسید ،من مراقبتون هستم .🤣
صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر میمانم تا تاکسی مورد علاقهام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی با دستهای قوی و آفتاب سوخته و چشمهای مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز میگذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبحها سوار ماشینش میشوم فقط سه چهار بار صدای بم و خشدارش را شنیدهام. ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش میکند. ما هر روز از مسیر ثابتی میرویم، فقط چهارشنبههای آخر هر ماه راننده مسیر همیشگیمان را عوض میکند. یکی از چهارشنبههای آخر ماه به او گفتم:
- «از این طرف راهمون دور میشه ها.»
- «میدونم.»
دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی میرفت و چهارشنبههای آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب میکرد. چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر میرفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت: «ببخشید الان بر میگردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد، یک کوچه را تا نیمه رفت و برگشت بعد سوار شد و رفتیم. به دستهایش نگاه کردم، فرمان را آنقدر محکم گرفته بود که ترسیدم از جا کنده شود، اما لرزش دستهایش پیدا بود، پرسیدم: «حالتون خوبه؟» گفت: «نه.» نگاهش کردم و بعد برایم تعریف کرد. چهل و شش سال پیش عاشق دختر جوانی میشود. چهارشنبه آخر یک ماه دختر جوان به او میگوید خانوادهاش اجازه نمیدهند با او ازدواج کند. راننده از دختر جوان میخواهد لااقل ماهی یک بار او را از دور ببیند. دختر جوان قول میدهد تا آخر عمر چهارشنبه آخر هر ماه سر این کوچه بیاید. چهل و شش سال دختر جوان چهارشنبه آخر هر ماه سر کوچه آمده، راننده او را از دور دیده و رفته است. از راننده پرسیدم: «دختر جوان ازدواج کرد؟» نمیدانست. پرسیدم: «آدرسشو دارین؟» نداشت. در این چهل و شش سال با او حتی یک کلمه هم حرف نزده بود فقط چهارشنبههای آخر هر ماه دختر جوان را دیده بود و رفته بود. راننده گفت «چهل و شش سال چهارشنبه آخر هر ماه اومد ولی دو ماهه نمیاد.» به راننده گفتم: «شاید یه مشکلی پیش اومده.» راننده گفت: «خدا نکنه» بعد گفت: «اگر ماه دیگر نیاد میمیرم.»
تاکسی نوشته ها
سروش صحت
باراک راوید:
ترامپ ۲۴ ساعت پیش از شروع جنگ ۴۰روزه و ۱۲روزه هم همین حرف ها را زد
اما در نهایت جنگ آغاز شد.
امشب هم دوباره حرفهای مشابهی زده/
🖊 دیکتاتورهای مقدس
✍️ مصطفی داننده
دیکتاتوری از روز اول با زندان و سانسور آغاز نمیشود بلکه زمانی کلید میخورد که مردمان تصمیم میگیرند کسی را آنقدر بزرگ کنند که دیگر نتوانند از او بپرسند: «اگر اشتباه کردی، چه؟» از همان لحظه، شکست آزادی شروع میشود.
جامعهای که انسان میسازد، زنده است. اما جامعهای که بت میسازد، آرامآرام میمیرد. زیرا بتها نه پاسخ میدهند، نه عذرخواهی میکنند و نه اجازه میدهند کسی دربارهشان سؤال بپرسد.
مقدس کردن انسانها در کنار دروغ، بزرگترین خیانت به حقیقت است. وقتی کسی را مقدس میکنیم، در واقع حق نقد او را از خودمان میگیریم. انگار دهان خود را با نخ و سوزن دوختهایم و کلید آن را هم به دست همان کسی دادهایم که نباید دربارهاش سؤال کنیم.
از آن پس، هر انتقاد، بیاحترامی است، هر پرسش، خیانت و هر مخالف، دشمن.
هیچ انسانی معصوم نیست. نه سیاستمدار، نه روشنفکر، نه استاد دانشگاه، نه فعال مدنی، نه رهبر، نه شاه، نه نویسنده و نه محبوبترین چهره جامعه.
انسان بودن، یعنی امکان خطا داشتن. اگر کسی را از این قاعده مستثنا کنیم، در حقیقت او را از پاسخگویی نیز معاف کردهایم.
قدرت، حتی پاکترین انسانها را هم وسوسه میکند و تحسین بیقیدوشرط، خطرناکترین غذای قدرت است.
کسی که هر روز فقط تشویق بشنود و هیچ نقدی نشنود، آرامآرام باور میکند که اشتباه نمیکند.
مشکل از علاقه داشتن به افراد آغاز نمیشود، مشکل از جایی آغاز میشود که علاقه، جای عقل را میگیرد. آن روز دیگر رفتار افراد را نمیسنجیم، فقط از آنها دفاع میکنیم. اگر موفق شوند، آن را نشانه نبوغ میدانیم و اگر شکست بخورند، برایشان هزار توجیه میتراشیم.
در چنین فضایی، حقیقت دیگر معیار نیست و وفاداری معیار میشود.
تاریخ نیز بارها همین هشدار را داده است. بسیاری از فجایع، محصول نبوغ سیاه یک مستبد نبودند، محصول سکوت مردمی بودند که جرئت نکردند به او بگویند: «اشتباه میکنی.»
سکوت، همیشه از ترس زاده نمیشود، گاهی از تقدس زاده میشود. وقتی کسی را فراتر از نقد قرار میدهیم، در واقع او را فراتر از پاسخگویی قرار دادهایم.
احترام با تقدس تفاوتی عمیق دارد. احترام یعنی خوبیهای یک انسان را ببینی و در عین حال، اگر خطا کرد، شجاعت داشته باشی آن را به زبان بیاوری.
اما تقدس، چشم را بر خطا میبندد. احترام، شخصیت را حفظ میکند. تقدس، حقیقت را قربانی شخصیت میکند.
تقدس، دشمن آزادی اندیشه است. جامعهای که عادت کند برای برخی افراد حریم ممنوعه بسازد، کمکم یاد میگیرد که سؤال نپرسد. نسلی تربیت میشود که به جای استدلال، به شخصیتها استناد میکند، به جای بررسی شواهد، نامها را تکرار میکند؛ و به جای اندیشیدن، تبعیت را انتخاب میکند.
جامعهای بالغ، جامعهای نیست که قهرمان نداشته باشد، جامعهای است که هیچ قهرمانی را بالاتر از حقیقت نداند.
انسانها باید با استدلال سنجیده شوند، نه با احساسات، با عملکردشان، نه با شهرتشان، با پاسخهایشان، نه با هالهای از تقدس که اطرافشان ساخته شده است.
اگر روزی احساس کردی دیگر نمیتوانی از کسی انتقاد کنی، همان لحظه از خودت بپرس: آیا دیگری دهان مرا بسته است، یا خودم آن را دوختهام؟
زیرا آزادی اندیشه از یک جمله آغاز میشود؛ جملهای ساده اما نجاتبخش: در سیاست و اجتماع، هیچ انسانی مقدس نیست و هیچ انسانی نباید از نقد مصون باشد.
#خبر_فوری
جنگ تمام عیار میان عربستان و حوثی ها آغاز شده است،
حوثی های یمن در هشداری از تمام کارکنان تأسیسات نفتی عربستان خواست فوراً این تأسیسات را ترک کنند.
🔴 برای کسانی که کشتار دیماه ۱۴۰۴ را به گردن «فراخوان» میاندازند
یکی از ادعاهایی که این روزها از سوی حامیان جمهوری اسلامی مطرح میشود این است که چون شاهزاده رضا پهلوی مردم را به اعتراض فراخوانده، بنابراین مسئول کشتهشدن معترضان در دیماه ۱۴۰۴ نیز اوست.
بیایید این ادعا را نه با شعار، بلکه با معیار حقوقی بررسی کنیم.
از نظر حقوق کیفری، صرفِ دعوت سیاسی به اعتراض، بهخودیخود مساوی با ارتکاب قتل نیست.
برای انتساب مسئولیت کیفری باید رابطه میان رفتار شخص، عنصر روانی جرم، عمل مجرمانه و نتیجه مرگبار اثبات شود.
بنابراین اگر ادعا میکنید شاهزاده رضا پهلوی مسئول مرگ معترضان است، باید مشخص کنید:
آیا دستور شلیک داده است؟
آیا نیروهای مسلح یا امنیتیِ عامل تیراندازی تحت فرمان او بودهاند؟
آیا در عملیات سرکوب مشارکت مستقیم یا معاونت اثباتشده داشته است؟
آیا قصد یا علم لازم نسبت به نتیجه مرگبار داشته است؟
و مهمتر از همه، رابطه سببیت میان اقدام او و مرگ قربانیان دقیقاً چگونه اثبات میشود؟
اینها پرسشهای حقوقی هستند؛ نه تبلیغاتی.
در مقابل، درباره سرکوب دیماه ۱۴۰۴، سازمانهایی مانند دیدهبان حقوق بشر و عفو بینالملل از استفاده غیرقانونی از زور و سلاح گرم توسط نیروهای امنیتی، از جمله سپاه و پلیس، گزارش دادهاند.
بنابراین باید زنجیره واقعی اعمال زور و تصمیمگیری بررسی شود:
چه کسی نیروها را اعزام کرد؟
چه کسی فرماندهی میکرد؟
چه کسی اختیار استفاده از سلاح را داشت؟
چه کسی دستور یا مجوز استفاده از نیروی مرگبار را صادر کرد؟
و چه کسی پس از وقوع مرگها وظیفه تحقیق، شناسایی و تعقیب عاملان را بر عهده داشت؟
البته این به معنای صدور حکم قضایی علیه هیچ فرد مشخصی نیست؛ مسئولیت کیفری اشخاص باید با ادله و در یک فرایند قضایی مستقل احراز شود.
اما یک اصل ساده را نمیتوان کنار گذاشت:
کسی که مردم را به اعتراض فرا میخواند، لزوماً کسی نیست که به سوی آنها شلیک کرده است.
اگر حکومت مدعی است «فراخوان» علت کشتار بوده، باید رابطه حقوقی و سببیت آن را اثبات کند؛ نه اینکه صرف وجود یک فراخوان را دلیل کافی برای انتساب قتل قرار دهد.
از سوی دیگر، اگر نیروهای امنیتی مرتکب استفاده غیرقانونی از نیروی مرگبار شدهاند، مسئولیت احتمالی آنان و مقامهای دارای اختیار و فرماندهی نیز باید مستقلانه بررسی شود.
حتی یک گزارش دولتی بریتانیا نیز در جمعبندی خود، استفاده نیروهای امنیتی از نیروی مرگبار و سرکوب خشونتآمیز اعتراضات را گزارش کرده و درباره شمار دقیق قربانیان، اختلاف جدی میان منابع را ثبت کرده است.
پس دعوا را از سطح شعار پایین بیاوریم و به سطح ادله و مسئولیت ببریم:
فراخوان ≠ دستور تیراندازی
دعوت به اعتراض ≠ ارتکاب قتل
مسئولیت سیاسی ≠ مسئولیت کیفری
و اگر کسی ادعای مسئولیت کیفری دارد:
سند، دستور، رابطه سببیت و دلیل ارائه کند.
اتهام قتل را نمیتوان با یک جمله تبلیغاتی ثابت کرد.
کشتار باید تحقیق شود، عاملان باید شناسایی شوند و هرکس بر اساس نقش واقعی و ادله موجود، پاسخگوی عمل خود باشد.
#دی_ماه_۱۴۰۴
#اعتراضات
#پاسخگویی
#عدالت
#ایران
#کانال_ققنوس
🔹 ۲. امپراتوریهای اقتصادی؛ چه کسانی بیرون از دولت، قدرت اقتصادی دارند؟
وقتی از اقتصاد ایران حرف میزنیم، نباید فقط به دولت و وزارتخانههایش نگاه کنیم. بخش مهمی از بحث، نهادهای اقتصادی بزرگی هستند که زیر نظر رهبری یا در ساختار وابسته به آن فعالیت میکنند:
▪️ ستاد اجرایی فرمان امام؛ مجموعهای با فعالیتهای گسترده در حوزههای سرمایهگذاری، املاک، دارو و صنایع مختلف.
▪️ بنیاد مستضعفان؛ هلدینگی بزرگ با فعالیت در بخشهایی مانند صنعت، ساختمان، حملونقل و گردشگری.
▪️ آستان قدس رضوی؛ نهادی با موقوفات، املاک و شرکتهای اقتصادی متعدد.
▪️ قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء؛ مجموعه اقتصادی وابسته به سپاه که در پروژههای بزرگ عمرانی، نفت و گاز و زیرساختی فعالیت دارد.
این نهادها از نظر حقوقی و ساختار مدیریتی یکسان نیستند؛ اما فعالیت اقتصادی گسترده آنها پرسش مهمی درباره نحوه توزیع قدرت، شفافیت مالی و پاسخگویی ایجاد میکند.
اما سهم آنها از اقتصاد ایران چقدر است؟
بر اساس گزارشی از پایگاه دادههای باز ایران در سال ۲۰۲۲، رقم قطعی و قابل اتکایی برای مجموع فعالیتهای اقتصادی نهادهای زیر نظر رهبر در دسترس نیست. در گزارشی که رادیو فردا در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد، به مطالعهای از وزارت اقتصاد اشاره شده بود که سهم مجموعهای از بنیادها و نهادهای انقلاب را حدود ۱۰ درصد اقتصاد کشور برآورد میکرد. در مقابل، برخی مقامهای آمریکایی در سال ۲۰۲۰ ادعاهایی بسیار بالاتر مطرح کردند؛ اما این ارقام محل اختلافاند و نباید آنها را آمار قطعی و مستقل اقتصاد ایران دانست.
منابع: پایگاه دادههای باز ایران و رادیو فردا.
پس مسئله فقط این نیست که این نهادها چه میزان ثروت دارند؛ مسئله این است که چه میزان از اقتصاد را در اختیار دارند، چه امتیازهایی دریافت میکنند، صورتهای مالیشان تا چه اندازه شفاف است و چه کسی میتواند عملکرد اقتصادی آنها را بهطور مؤثر بررسی کند؟
وقتی دولت از کسری بودجه، کمبود منابع و ضرورت افزایش مالیات مردم سخن میگوید، شفافیت و پاسخگویی تمام مجموعههای بزرگ اقتصادی کشور نیز باید در دستور کار باشد.
اگر مردم باید هزینه تصمیمهای دولت را بپردازند، طبیعی است که درباره عملکرد اقتصادی دیگر مراکز قدرت هم حق پرسش و مطالبه داشته باشند.
#ایران #اقتصاد#پاسخگویی#حکمرانی
#ققنوس_ایران_آینده
#کانال_ققنوس
🔴 برای آنهایی که هنوز بیدار نشدهاند؛ آیا رئیس دولت مسئول تمام این فلاکت است؟
بیایید یکبار بدون تعصب و شعار، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را بررسی کنیم.
وقتی تورم سفرهها را کوچک کرده، ارزش پول ملی سقوط کرده، جوانان نگران آیندهاند، سرمایهها فرار میکنند و مردم برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی به زحمت افتادهاند، یک سؤال اساسی مطرح میشود:
آیا تمام این وضعیت نتیجه عملکرد رئیسجمهور است؟
برای پاسخ، باید ببینیم قدرت واقعی در دست چه کسانی است.
🔹 ۱. رهبر؛ تعیینکننده سیاستهای کلان
طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، تعیین سیاستهای کلی نظام، فرماندهی کل نیروهای مسلح و انتصاب فرمانده کل سپاه و برخی مقامهای کلیدی در حوزه اختیارات رهبر قرار دارد.
بنابراین، وقتی درباره جهتگیریهای کلان سیاسی، نظامی و امنیتی کشور صحبت میکنیم، نمیتوان نقش رهبری را نادیده گرفت.
🔹 ۲. رئیسجمهور؛ مسئول اداره قوه مجریه
رئیسجمهور مسئول اداره دولت، انتخاب وزیران در چارچوب قانون، اجرای بودجه و مدیریت بخش بزرگی از امور اجرایی و اقتصادی کشور است.
پس نمیتوان او را از پاسخگویی درباره تورم، ناکارآمدی دستگاههای اجرایی، سیاستهای اقتصادی دولت و وعدههایی که عملی نشدهاند، معاف کرد.
اما اصل ۱۱۳ قانون اساسی نیز تصریح میکند که مسئولیت رئیسجمهور شامل اموری که مستقیماً به رهبری مربوط میشود، نیست.
پس نه تبرئه کامل رئیسجمهور منطقی است و نه نسبتدادن تمام مشکلات کشور به او.
🔹 ۳. سپاه؛ فراتر از یک نیروی نظامی؟
برای بررسی اقتصاد ایران، باید نقش سپاه در کنار مأموریتهای نظامی و امنیتیاش، در پروژههای اقتصادی و پیمانکاری و میزان شفافیت فعالیتهای اقتصادی مرتبط با آن نیز بررسی شود.
پرسش این است: آیا همه بازیگران اقتصادی کشور از فرصتهای برابر، رقابت سالم و نظارت یکسان برخوردارند؟
اگر نهادی از قدرت سیاسی، امنیتی و اقتصادی گسترده برخوردار باشد، بررسی میزان پاسخگویی و شفافیت آن ضروری است.
🔹 ۴. الیگارشی؛ حلقه صاحبان قدرت و ثروت
الیگارشی یعنی تمرکز قدرت و ثروت در دست شبکهای محدود از افراد و گروههای بانفوذ.
برای فهم اقتصاد ایران باید پرسید: چه کسانی به منابع عمومی، امتیازهای ویژه، قراردادهای بزرگ، اطلاعات و فرصتهای اقتصادی دسترسی دارند؟ چه کسانی سود میبرند و هزینه تصمیمهای نادرست را چه کسانی میپردازند؟
البته وجود هر رابطه اقتصادی یا سیاسی بهتنهایی اثباتکننده فساد نیست؛ مسئله، شفافیت، تعارض منافع، رقابت و امکان نظارت مستقل است.
🔻 حالا به سؤال اصلی برگردیم:
اگر رئیسجمهوری وعده اصلاح اقتصاد بدهد، اما سیاستهای کلان، ساختارهای موازی قدرت، محدودیتهای سیاسی و شبکههای ذینفوذ نیز بر نتیجه کار اثر بگذارند، آیا صرفاً تغییر رئیسجمهور برای حل مشکلات کافی است؟
و اگر رئیسجمهور اختیار دارد، اما از آن درست استفاده نمیکند، آیا نباید او را نیز مسئول دانست؟
پاسخ منطقی این است: مسئولیت باید متناسب با اختیار، نقش و عملکرد هر نهاد سنجیده شود؛ نه اینکه همه تقصیرها به گردن یک نفر انداخته شود و نه اینکه هیچکس پاسخگو نباشد.
اما نکته مهمتر اینجاست:
مردم برایشان مهم نیست کدام مقام، کدام نهاد یا کدام جناح مسئول خرابی اوضاع است؛ مردم نتیجه میخواهند.
آنها نان، مسکن، درمان، آموزش، امنیت اقتصادی، آزادی، عدالت و آیندهای قابل پیشبینی میخواهند.
حکومتی که برای دههها بر سرنوشت یک کشور حاکم بوده، نمیتواند هر بار با تغییر رئیسجمهور، مسئولیت کارنامه کل ساختار قدرت را از دوش خود بردارد.
اگر رئیسجمهور مقصر است، پاسخگو باشد؛ اگر سیاستهای کلان مقصرند، مسئولان آن پاسخگو باشند؛ اگر شبکههای صاحب نفوذ از منابع عمومی بهره میبرند، باید امکان نظارت و حسابکشی وجود داشته باشد.
و سؤال آخر برای آنهایی که هنوز همه مشکلات را فقط به رئیسجمهور نسبت میدهند:
اگر با رفتن یک رئیسجمهور و آمدن رئیسجمهور بعدی، ساختار اصلی قدرت و قواعد تصمیمگیری تغییر نکند، چه تضمینی وجود دارد که نتیجه متفاوتی به دست آید؟
#ایران #اقتصاد #پاسخگویی #حکمرانی #ققنوس_ایران_آینده
#کانال_ققنوس
