ققنوس «ایران آینده »
الذهاب إلى القناة على Telegram
🎁 https://ttt.tg/@GhoghnousIranAyandeh/gift . ققنوس ایران آینده ایران امروز را میخوانیم، تحولات را تحلیل میکنیم، و فردای ایران را به گفتوگو میگذاریم. سیاست | اقتصاد | جامعه | آینده
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
269
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
افتتاح مرکز آموزش نظامی جانفدا در تهران توسط حسین طائب!
+توی جنگ های چریکی دهه ۵۰ گیر کردند :)
از تشییع با شکوه خامنه ای در نجف به بسته شدن فرودگاههای نجف روی پروازهای ایرانی رسیدیم ،تغییرات در جهان همینقدر سریع اتفاق می افتند.🤗
فرهاد زرین
ریچارد نفیو طراح معماری تحریم ایران در کتاب «هنر تحریم» مینویسد:
«آمریکا عمداً واردات کالای لوکس را تحریم نکرد تا:
۱. منابع ارزی ایران سریع تر تحلیل برود.
۲. وجود کالای لوکس و عدم وجود کالای ضروری باعث تشدید حس تحریمشدگی در مردم شود.»
مسئولان طی چند دهه خواسته یا ناخواسته به تئوریهای «نفیو» لبیک گفتهاند.
برای مثال:
در حالی که در واردات واکسن انفولانزا یا داروی بیماران خاص کمبود شدید داریم؛ اما شاهد آخرین مدل و برندهای روز خودروهای جهان و یا گوشیهای پرچمدار؛ آن هم تنها دو روز بعد از رو نمایی، پشت ویترین مغازهها هستیم.
مردم حق دارند بهترین کالاهای جهان را داشته باشند؛ اما وقتی بیمار برای دارو سرگردان است و کالای لوکس بیدردسر به ویترین میرسد، باید پرسید: چه کسی این اولویتها را تعیین میکند؟
✍ یاشار سلطانی
پزشکیان (قیصر) بدون اینکه دیداری با ترامپ داشته باشد نیویورکرو به مقصد ایران ترک کرد.
✅پزشکیان: در دیدار با مجتبی ۷ ساعت روی زمین نشسته بودیم و گفتوگو میکردیم
رئیسجمهور در گفتوگو با شبکۀ خبری سیبیاس:
ما روی زمین نشسته بودیم و گفتگو میکردیم، ما چون عادت نداشتیم، دائم پایمان را عوض میکردیم و جابهجا میشدیم اما ایشان کاملاً در آن مدت نشسته بود و آنقدر سلامت جسمی داشتند که این وضعیت را تحمل میکرد.
ایشان از نظر پزشکی، سلامتی کامل دارند. شما این را از من پزشک بشنوید و بپذیرید؛ هیچ مشکلی ندارند.
♦️جناب پزشکیان اولین بار مهارت پزشکی و چیره دستی شما را در ماله کشی زمانیکه وزیر بهداشت بودید در پرونده ی خانم زهرا کاظمی مشاهده کرده ایم.
دکتر پزشکیان به سیبیاس نیوز: یک تیم ۶ نفره از نهادهای مختلف درباره سیاست خارجه تصمیم میگیرند
🔻این را هم می گفتی یه نفر داریم با یه علی الاصول گوه می زنه به تصمیم گرفته شده
شلاق برای یه کنسرت ونفت برای تراستی
وکیل پرستو احمدی خبر داده دادگاه تجدیدنظر رای بدوی شلاق پرستو احمدی و دیگر محکومان پرونده کاروانسرا رو تایید کرده. واقعا اصرار دارید ذهنیت قرون وسطاییتان را مدام نمایش دهید. حساب کن یکی به خاطر یک کنسرت خیالی شلاق بخوره بعد مافیای نفت راست راست راه بره. حکومت تراستی ها ضد زن ضد شهروند همینه.
پزشکیان یا طفره رفت یا وانمود کرد سوال را متوجه نشده!
در مصاحبه فاکس نیوز با پزشکیان، مجری چند بار ازش پرسید چه کسی موقع آتش بس دستور حمله به نفتکشها رو صادر کرد. آیا رهبر شما عملا زیر آب آتش بس رو نزد؟ ایا طرف مذاکره آمریکا دولت شماست یا سپاه؟ چقدر نیروهای مسلح با شما هماهنگ هستن؟ اگر آمریکا با شما توافق کنه از کجا معلوم دوباره یکی بدون هماهنگی با شما عمل نکته؟ پزشکیان هر بار یا طفره رفت یا جوابی داد که گویی سوال رو متوجه نشده. تازه این مجری آمریکایی بود و خیلی مته به خشخاش نگذاشت. هنوز مقامات دولتی ایران در برابر این پرسشها که پرسش های جامعه هم هست پاسخگو نبوده اند.
محکومیت پرستو احمدی و دیگر متهمان پرونده «کنسرت کاروانسرا» به شلاق تأیید شد
ابوذر زمان، وکیل پرونده «کنسرت کاروانسرا»، از صدور رأی نهایی این پرونده و تأیید حکم دادگاه بدوی از سوی شعبه ۱۶ دادگاه تجدیدنظر استان قم خبر داد.
به گفته این وکیل، شعبه ۱۶ دادگاه تجدیدنظر استان قم بدون برگزاری جلسه رسیدگی، رأی صادرشده از سوی شعبه ۱۲۲ دادگاه کیفری دو قم را عیناً تأیید کرده است. بر اساس این حکم، پرستو احمدی، چهار نوازنده و چهار متهم دیگر پرونده به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت از فعالیت در امور سمعی و بصری و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شدهاند.
ابوذر زمان اعلام کرده است که این رأی قطعی و لازمالاجراست و در حالی صادر شده که به گفته او، ایراداتی نسبت به روند رسیدگی و پرونده وجود داشته است.
محسن(سبزوار ) رضایی میرقائد : قهر کردن نمایندهی ما در سازمانملل در مقابل سفیر اسرائیل نشانه شجاعت و ایستادگی او در برابر دشمن ما اسرائیل بود😁🤣
🔻خدایا همه بیماران رو شفا بده
حاجی میگم یه وقت زشت نباشه عمق استراتژیکتون فرودگاهها رو رومون بسته.
#استکبارستیزان_ابله
🔴 اقتصادِ ممنوعیت و انحصار | پارت دوم
اگر فقط ماجرای نفت و تراستیها را ببینیم، ممکن است تصور کنیم با یک مورد خاص روبهرو هستیم.
اما نمونههای دیگری هم وجود دارد که یک سؤال مشترک ایجاد میکنند:
چه کسی از محدود کردن رقابت سود میبرد و چه کسی هزینه آن را میپردازد؟
در دوران کرونا، علی خامنهای واردات واکسنهای ساخت آمریکا و بریتانیا را ممنوع کرد.
همزمان، ایران روی تولید واکسن داخلی «کووایران برکت» کار میکرد.
از این همزمانی نمیتوان نتیجه گرفت که ممنوعیت با هدف سود رساندن به یک مجموعه خاص انجام شده؛ برای چنین ادعایی سند مستقیم لازم است.
اما یک سؤال درباره تعارض منافع کاملاً منطقی است:
وقتی واردات یک محصول محدود میشود و همزمان یک تولیدکننده داخلی در همان حوزه وجود دارد، چه کسانی از حذف رقیب خارجی سود میبرند و هزینه این تصمیم را چه کسی پرداخت میکند؟
نمونه دیگر، لوازم خانگی است.
در سال ۱۴۰۰، واردات محصولات سامسونگ و الجی با دستور خامنهای محدود شد و استدلال رسمی، حمایت از تولید داخلی بود.
اما حذف رقیب خارجی میتواند پیامدهایی مانند افزایش قیمت، کاهش انتخاب مصرفکننده و رشد قاچاق داشته باشد.
پس در اینجا هم سؤال اصلی این نیست که:
«آیا حمایت از تولید داخلی خوب است یا بد؟»
سؤال این است:
چه کسی سود میبرد و چه کسی هزینه میدهد؟
اگر یک اقتصاد به سمت تحریم، انحصار، ممنوعیت واردات و واسطهگری غیرشفاف حرکت کند، ممکن است وضعیتی شکل بگیرد که:
هزینه مردم = درآمد یک شبکه خاص
مردم هزینه را با تورم، گرانی و کاهش قدرت خرید میپردازند؛
اما کسانی که در زنجیره واسطهگری، انحصار و تجارت غیرشفاف قرار دارند، میتوانند از همان محدودیتها درآمد کسب کنند.
بنابراین شاید یکی از مهمترین پرسشها درباره اقتصاد ایران این باشد:
آیا همه تصمیمها صرفاً با هدف منافع عمومی گرفته میشوند، یا در ساختار تصمیمگیری، گروههایی هم وجود دارند که از ادامه بحران، تحریم و اقتصاد غیرشفاف منفعت میبرند؟
پاسخ این سؤال را باید در پول، شرکتها، قراردادها، واسطهها و ذینفعان واقعی جستوجو کرد.
#اقتصاد_ایران #تحریم #انحصار #تعارض_منافع #کرونا #لوازم_خانگی #تراستی
#کانال_ققنوس
🔴 وقتی تحریم برای عدهای به کسبوکار تبدیل میشود | پارت اول
برای فهمیدن بعضی تصمیمهای اقتصادی و سیاسی، فقط نباید پرسید:
چه کسی تصمیم گرفت؟
یک سؤال مهمتر هم وجود دارد:
چه کسانی از این تصمیم سود میبرند؟
فروش نفت ایران در دوران تحریم، نمونه روشنی است.
وقتی ایران به شبکه بانکی رسمی جهان و سوئیفت دسترسی عادی ندارد، فروش نفت و انتقال پول به شبکهای از واسطهها، شرکتهای پوششی و افراد موسوم به «تراستی» وابسته میشود.
در یک گزارش اخیر، هزینه انتقال درآمد یک محموله حدود ۹۰ میلیون دلاری از طریق واسطهها حدود ۴ میلیون دلار عنوان شده؛ در حالی که هزینه انتقال همان مبلغ از مسیر سوئیفت حدود ۵۰۰ دلار ذکر شده است.
اگر این ارقام حتی تقریبی باشند، یک واقعیت مهم را نشان میدهند:
تحریم برای اقتصاد ایران هزینه است؛ اما برای واسطهای که این مسیر را در اختیار دارد، میتواند یک کسبوکار بسیار پرسود باشد.
حالا این موضوع را کنار سخنان احمدیمقدم بگذاریم.
او میگوید پس از تفاهم با آمریکا، حدود ۹۰ میلیون بشکه نفت ایران از محاصره خارج شد؛ اما ورود ناگهانی این حجم نفت به بازار باعث شد خریداران قیمت پایینتری پیشنهاد کنند.
سپس با بستهشدن تنگه هرمز، عرضه محدود شد و به گفته او، همان نفت با قیمت بالاتری فروخته شد.
اینجا یک سؤال اقتصادی جدی شکل میگیرد:
چه کسی از فروش بیشتر نفت با قیمت پایینتر سود میکند و چه کسی از کاهش عرضه و افزایش قیمت نفت؟
تحریم برای مردم یعنی تورم، کاهش قدرت خرید، هزینه بالاتر تجارت و انتقال پول.
اما برای برخی واسطهها میتواند یعنی:
کارمزد، رانت و سود بیشتر.
بنابراین مسئله فقط تحریم نیست؛ مسئله، شکلگیری اقتصادِ ذینفع از تحریم است.
و سؤال مهمتر این است:
آیا کسانی که از این اقتصاد سود میبرند، فقط از وضعیت موجود استفاده میکنند، یا در تصمیمهایی که باعث تداوم آن میشود نیز نفوذ دارند؟
این سؤال را باید با اسناد مالی، نام شرکتها، حجم معاملات و مسیر پول پاسخ داد؛ نه با حدس و شعار.
#تحریم #نفت #تراستی #اقتصاد_تحریم #سوئیفت #تنگه_هرمز
#کانال_ققنوس
ن اقتصاد ایران لزوماً خبر خوبی نیست.
چون عادیشدن یعنی:
تراستی کمتر
واسطه کمتر
کارمزد کمتر
رانت کمتر
شفافیت بیشتر
رقابت بیشتر
بنابراین پرسش مهم این نیست که:
«آیا تحریم برای ایران خوب است یا بد؟»
پاسخ این سؤال برای مردم روشن است: تحریم هزینه اقتصادی سنگینی دارد.
پرسش مهمتر این است:
چه کسانی در داخل ایران از این هزینهها سود میبرند؟
و مهمتر از آن:
آیا کسانی که از اقتصاد غیرشفاف تحریم سود میبرند، در تصمیمهایی که مانع عادیشدن اقتصاد ایران میشود، نفوذ دارند یا نه؟
برای پاسخ به این سؤال باید به جای شعار، سراغ نامها، شرکتها، حجم نفت تحویلی، میزان بدهی، کارمزدها، مسیر انتقال پول و ارتباطات سیاسی تصمیمگیرندگان رفت.
اگر این زنجیره مستند شود، آن وقت دیگر با یک «فرضیه سیاسی» روبهرو نیستیم؛ با یک مسئله اقتصادی و ساختاری قابل اندازهگیری مواجهیم.
وقتی تحریم برای عدهای به کسبوکار تبدیل میشود
گاهی برای فهمیدن یک اتفاق سیاسی، کافی نیست فقط بپرسیم:
«چه کسی این تصمیم را گرفت؟»
باید یک سؤال دیگر هم بپرسیم:
«چه کسانی از ادامه این وضعیت سود میبرند؟»
ماجرای فروش نفت ایران نمونه بسیار روشنی است.
وقتی ایران به شبکه بانکی رسمی جهان، از جمله سوئیفت، دسترسی عادی ندارد، فروش نفت و انتقال پول آن مجبور میشود از مسیرهای غیرشفاف، شرکتهای واسطه و شبکههای موسوم به «تراستی» انجام شود.
یعنی چیزی که در یک اقتصاد عادی میتوانست با سیستم بانکی رسمی و هزینهای بسیار پایین انجام شود، تبدیل میشود به یک زنجیره پیچیده از واسطهها.
در یک گزارش اخیر، هزینه انتقال درآمد یک محموله حدود ۹۰ میلیون دلاری از طریق واسطهها حدود ۴ میلیون دلار عنوان شده؛ در حالی که برای انتقال همان مبلغ از مسیر سوئیفت، حدود ۵۰۰ دلار ذکر شده است.
حتی اگر این ارقام را صرفاً بهعنوان یک ادعای گزارششده در نظر بگیریم، اختلافی که مطرح میشود حیرتآور است:
۴ میلیون دلار در برابر ۵۰۰ دلار.
یعنی تحریم فقط به اقتصاد ایران هزینه تحمیل نمیکند؛ برای واسطهای که این مسیر را در اختیار دارد، میتواند تبدیل به یک منبع درآمد بسیار بزرگ شود.
اینجاست که مفهوم «اقتصاد تحریم» معنا پیدا میکند.
---
حالا سخنان احمدیمقدم را کنار این ماجرا بگذاریم
او درباره ماجرای نفت میگوید پس از تفاهم با آمریکا، حدود ۹۰ میلیون بشکه نفت ایران از محاصره خارج شد، اما ورود ناگهانی این حجم نفت باعث شد خریداران قیمت پایینتری پیشنهاد کنند.
سپس توضیح میدهد که با بستهشدن تنگه هرمز، عرضه محدود شد و همان نفت با قیمت بالاتری فروخته شد.
اگر این روایت را مبنا قرار دهیم، یک سؤال اقتصادی مهم شکل میگیرد:
چه کسی از فروش بیشتر نفت ایران با قیمت پایینتر سود میکند و چه کسی از محدود شدن عرضه و بالا رفتن قیمت نفت؟
اگر فروش نفت در اختیار شبکهای از واسطهها باشد که از هر معامله کارمزد و حاشیه سود میگیرند، طبیعی است که عادیشدن تجارت و برگشتن ایران به شبکه بانکی رسمی، بخشی از این کسبوکار را از بین ببرد.
رفع تحریم یعنی:
بانک رسمی → شرکت رسمی → قرارداد رسمی → انتقال رسمی پول → کاهش نقش واسطه
اما ادامه تحریم یعنی:
شرکت پوششی → واسطه → مسیر غیرشفاف → انتقال پرهزینه پول → کارمزد و رانت
پس تحریم برای مردم ایران یک هزینه است؛ اما برای بعضی واسطهها میتواند یک بازار پرسود باشد.
---
کرونا؛ یک نمونه دیگر
در ژانویه ۲۰۲۱، علی خامنهای واردات واکسنهای ساخت آمریکا و بریتانیا را ممنوع کرد.
در همان دوره، ایران در حال توسعه واکسن داخلی کوویران برکت بود.
نمیتوان صرفاً از این همزمانی نتیجه گرفت که ممنوعیت واکسن خارجی با هدف سود مالی پروژه داخلی انجام شده است؛ برای چنین ادعایی سند مستقیم لازم است.
اما میتوان یک سؤال منطقی مطرح کرد:
وقتی یک مقام قدرتمند، واردات یک محصول خارجی را محدود میکند و همزمان یک تولیدکننده داخلی در همان حوزه وجود دارد، آیا نباید درباره تعارض منافع و پیامد اقتصادی تصمیم سؤال کرد؟
بهخصوص وقتی موضوع، کالایی مثل واکسن است که مستقیماً با سلامت مردم ارتباط دارد.
---
لوازم خانگی؛ نمونهای دیگر
در سال ۱۴۰۰ نیز خامنهای در نامهای به دولت خواستار جلوگیری از واردات محصولات دو شرکت کرهای، سامسونگ و الجی، شد.
استدلال رسمی، حمایت از تولیدکنندگان داخلی بود.
اما نتیجه اقتصادی ممنوعیت چه بود؟
گزارشهای آن زمان از افزایش قیمت لوازم خانگی و رشد بازار قاچاق خبر دادند.
باز هم نمیتوان بدون سند گفت انگیزه اصلی تصمیم، سود گروه خاصی بوده است.
اما یک سؤال اقتصادی کاملاً مشروع باقی میماند:
وقتی رقابت خارجی حذف میشود، چه کسانی از حذف رقیب سود میبرند و هزینه آن را چه کسی پرداخت میکند؟
مصرفکننده.
---
الگوی مشترک چیست؟
در هر سه نمونه، باید از یک سؤال ساده عبور کنیم.
مسئله فقط این نیست که:
«آیا تصمیم، توجیه رسمی داشته است؟»
بلکه باید بپرسیم:
«چه کسانی از اجرای آن تصمیم سود میبرند و چه کسانی هزینه آن را پرداخت میکنند؟»
در اقتصاد سالم، سیاست عمومی باید در جهت کاهش هزینه جامعه و افزایش رفاه عمومی باشد.
اما در اقتصادی که تحریم، ممنوعیت واردات، انحصار و واسطهگری گسترده شده است، ممکن است وضعیتی ایجاد شود که:
هزینه مردم = درآمد یک شبکه خاص
مردم هزینه تحریم را با تورم، کاهش قدرت خرید، کمبود کالا، افزایش هزینه تجارت و کاهش ارزش پول ملی میپردازند.
اما واسطهای که از تحریم استفاده میکند، میتواند از همان تحریم کارمزد بگیرد.
اینجاست که تضاد منافع به یک مسئله اساسی تبدیل میشود.
---
مسئله اصلی شاید همین باشد
اگر عدهای از بسته بودن اقتصاد، تحریم، فروش غیرشفاف نفت، انتقال غیررسمی پول و حذف رقبای خارجی سود ببرند، برای آنها عادیشد
علی بیک خبرنگار لبنانی :
اطلاعاتی به دست آمده و به دولت ترامپ رسیده، حاکی از این است که اسرائیل قصد دارد در آینده نزدیک، عملیات نظامی گستردهای علیه ایران از سر بگیرد.
بر اساس اطلاعات جمعآوریشده توسط سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، تلآویو در تلاش است تا تهران را به نوعی "تله" بکشاند، به طوری که ایران به عنوان طرفی که به تشدید تنشها متوسل میشود، جلوه داده شود.
این اطلاعات نشان میدهد که اسرائیل در حال انباشتن مقادیر زیادی از مهمات تهاجمی و دفاعی است و همچنین در حال استقرار مجدد تیپها و گردانهای نظامی است. در همین حال، فرماندهی دفاع داخلی نیز سطح آمادگی خود را افزایش داده است، که این اقدامات در راستای آمادهسازی برای جنگی بزرگتر از جنگهای قبلی است.
✅افشاگری تکاندهنده «رییس دیوان محاسبات کشور» از قدرتِ تراستیها
✅ | کارانیوز
✅ محمدعلی ابطحی: در سال ۸۸ در زندان گفتند اعتراف کن که خاتمی به اسرائیل سفر کرده
گفتم خب سفر نکرده
گفتند اگر بگویی که به اسرائیل سفر کرده، آینده دینی ایران را ایمن نگه میداریم.
✅ | کارانیوز
