🐾 گُربه سیاه 🐈⬛
الذهاب إلى القناة على Telegram
_مرا ببخشید اگر حرفهایم شما را به یاد کسی میاندازد.🤍 _به صرف چایی با بهارنارنج و عسل.☕ ☀️🌊 🦢🍓🍊📚🎧🧘🏻♀️🐾✨ _میشنومتون: @TalktoPartobot🧚🏻♀️
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
991
المشتركون
-424 ساعات
-177 أيام
-6230 أيام
أرشيف المشاركات
همصحبتی و بوس و کنارت همه گو هیچ
من از تو نباید خبری داشته باشم؟:))
عماد خراسانی
ری را، صدا میآید امشب
از پشت “کاچ “که بندآب
برق سیاه تابش تصویری از خراب
در چشم میکشاند.
گویا کسی ست که میخواند…
اما صدای آدمی این نیست.
با نظم هوشربایی من
آوازهای آدمیان را شنیدهام
در گردش شبانی سنگین؛
ز اندوههای من
سنگین تر.
و
آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر.
یک شب درون قایق دلتنگ
خواندند آن چنان
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب
میبینم.
ری را… ری را…
دارد هوا که بخواند
در این شب سیا
او نیست با خودش.
او رفته با صدایش اما
خواندن نمیتواند.
ای لحظات خوش که هنوز از راه نرسیدهاید٬
آیا نمیشود راه کوتاهتری در پیش بگیرید؟
قبل از اینکه دلهایمان فرتوت شوند؟
Repost from N/a
اینکه آدما با دیدن گربه یادم میوفتن و میدونن عاشق گربه هام رو دوست دارم.
دلت برام تنگ شده؟ بهم پیام بده
از دستم ناراحتی؟ بهم بگو
فکر میکنی از دستت ناراحتم؟ ازم بپرس
به نظرت عوض شدم؟ باهام در میون بذار
چیزی از من اذیتت میکنه؟ مطرحش کن
حرف نزدن فقط مارو از هم دور میکنه.
آمدی بر سر قبرم، نشد از قبر درآیم
تازه فهمیده ام این بند کفن فلسفه دارد...
کاظم بهمنی
And by a sleep to say we end the heartache and the thousand natural shocks that flesh is heir to - 'tis a consummation devoutly to be wished.
آدمی که واقعاً عاشقت باشه هزار تا دلیل برای رفتن داشته باشه هم ی دلیل برای موندن پیدا میکنه٬ ولی اگه واقعاً عاشقت نباشه هزار تا دلیل برای موندن هم داشته باشه با ی دلیل میره...
بالاخره یکی از کتابای "عاشقانههای کلاسیک" نشر افق که جلد گلگلی داره رو گرفتم:]
