ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

jerk..

jerk..

الذهاب إلى القناة على Telegram

گاهی اوقات نه یه جنگجوام، نه امیدوار، فقط ادامه دهنده ام. اگر روزهای خوب آمدند و من نبودم،به یاد بیاور که صبور و غمگین چقدر برای روزهای خوب منتظر بودم. و به یادم آوازی زمزمه کن و بلند بخند...

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
260
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-57 أيام
-7530 أيام
أرشيف المشاركات
برای پاک کردن همه باخت هامون ما فقط به یک برد نیاز داریم…

من برا غصه خوردن زیادی جوون نیستم؟!

برای مامان...
برای مامان...

از ساده‌ترین لحظه‌ها، گنجی برای خودم می‌سازم؛ گنجی که کمتر کسی قدرش را می‌داند، از یک فنجان چای، یک غروب بارانی، از لحظه‌های
از ساده‌ترین لحظه‌ها، گنجی برای خودم می‌سازم؛ گنجی که کمتر کسی قدرش را می‌داند، از یک فنجان چای، یک غروب بارانی، از لحظه‌های دنج و خلوت.

صفحه اول یه دفتر تازه همیشه بیش از حد تمیز و جدیه. آدم حتی خوش‌خط‌تر می‌نویسه که خرابش نکنه! چند هفته بعد وسط همون دفتر شماره تلفن، خط‌خطی، حساب‌وکتاب و جمله نصفه پیدا میشه. قشنگیش شاید همین باشه؛ چیزای نو برای تمیز موندن ساخته نشدن، برای زندگی کردن ساخته شدن

شاید همه‌ی رازِ زندگی همین باشد: کمتر از چیزی که می‌ترسی، و بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی، توان ادامه دادن داری...
شاید همه‌ی رازِ زندگی همین باشد: کمتر از چیزی که می‌ترسی، و بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی، توان ادامه دادن داری...

برگشتی تو کار نیست، قدر هرچیزیو به موقعش بدونید.

هر زن یک سرزمین است آداب و رسوم خودش را دارد.
هر زن یک سرزمین است آداب و رسوم خودش را دارد.

زندگی از آن چه فکرش را میکردم سیاه تر بود…

/:
/:

بزرگ شدن چقدر سخت بود،چقدر تلخ بود،چقدر تاب آوریش قدرت میخواست...
بزرگ شدن چقدر سخت بود،چقدر تلخ بود،چقدر تاب آوریش قدرت میخواست...

انقدر حرص دور بودن و نرسیدن و نشدن اش رو نخورید! یه جمله ی تو کتاب ماندگار بود که میگفت: «انسان ها به هر جای دنیا که بروند در آخر به همان جایی برمی‌گردند که به آن تعلق دارند؛ به همان شهر، به همان خانه به همان قلب و به همان آغوش!» خلاصه که ته اش قشنگه :) مطمئن باشین میشه میشه میشه

تو زندگی به محض اینکه فکر کنی کسی هستی و مغرور شی، باختی.
تو زندگی به محض اینکه فکر کنی کسی هستی و مغرور شی، باختی.

ولی به نظرم باید عوض شیم. عوض کنیم داستان رو. شخصیت اولِ داستانو برگردونیم سمتِ خودمون. فردین‌بازی رو بذاریم کنار و حواسمون به خودمون باشه. خودمون رو بشناسیم و از دیدن خوبی‌هامون لذت ببریم. اصلا خودشناسی مهم‌ترین وظیفه‌ی هر انسانیه. قدمِ اول برای هر کاریه. وقتی همه‌اش برای دیگران زندگی کردیم دیگه مشکل می‌شه خودمون رو تغییر بدیم و برای خودمون زندگی کنیم و در دامِ فداکاری نیفتیم.

فهمیدم زندگی سخت نیست، افکار بهم‌ریخته همه‌چیز رو‌ سخت می‌کنه.
فهمیدم زندگی سخت نیست، افکار بهم‌ریخته همه‌چیز رو‌ سخت می‌کنه.

هِلِه نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟ در اگر بر تو ببندد، مرو و صبر کن آنجا زِ پَسِ صبر، تو را او به سرِ صدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها رَهِ پنهان بنماید که کس آن راه نداند.

انگاری آرزوی من بین کتابای دبیرستان گم شده. هی کتابا رو میزنم اینور نمیشه رسید باید قانون بازی بلد باشی مثلا قانون بازی اینه ک اون کتابا رو صفحه به صفحه بخونی تا آرزویم به چشمم بیاد من با دنیا نمیجنگم من با نیرویی بزرگ تر، با خستگی‌‌ام از دنیا می جنگم.

من امشب با این گریه کردم و با خودم تکرار کردم.... خودت رو بخاطر شکوفا نشدن در جایی که نور برای رشد هیچوقت بهت نرسید سرزنش نکن.

پلن برا شش ماه دوم سال سواد سواد سواد قبولیییی

آخرین جمعه تابستان ۱۴۰۵