ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

𝖡𝗂𝖻𝗂 𝖪𝖺𝗓𝗂𝗇𝗈 🆕

𝖡𝗂𝖻𝗂 𝖪𝖺𝗓𝗂𝗇𝗈 🆕

الذهاب إلى القناة على Telegram

Check here ferst ! @nakedbibisub

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
407
المشتركون
+1124 ساعات
+117 أيام
+1130 أيام
أرشيف المشاركات
‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ 𝗍𝗂𝗆𝖾 23:32  ‌ ‌  ‌ ‌ 𝖼𝗈𝖽𝖾 61 ‌   ‌‌ ‌ red pearl   ݃  𝗉𝖺𝖼𝗄 ภูวินทร์

Black beauty Part 2 (last) Crime, dark romance, thriller, smut
Black beauty
Part 2 (last)
Crime, dark romance, thriller, smut

Repost from one piece stickers
   𝗉𝗂𝗋𝖺𝗍𝖾 ﹕ 𝗆𝗈𝗇𝗄𝖾𝗒 𝖽 𝗅𝗎𝖿𝖿𝗒 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌─ 𝗐𝖺𝗇𝗍𝖾𝖽 𝖽𝖾𝖺𝖽 𝗈𝗋 𝖺𝗅𝗂𝗏𝖾   

Repost from N/a
ㅤ# yoongi — n.o 30 ☕️

Repost from N/a

Repost from 南洋 archive ;
«بر من بتاب» از نگاه من، به روایت من 南洋随笔 :
این سریال تصویری از عشق رو نشونم داد که همیشه دلم می‌خواسته واقعی باشه. رابطه‌ای که توش نه‌تنها دوست داشته می‌شی، بلکه می‌تونی رشد کنی، اشتباه کنی، از نو شروع کنی و برای آینده‌ای که می‌خوای بسازی تلاش کنی. بدون اینکه برای به دست آوردن عشق مجبور باشی از خودت دست بکشی. بخاطر همین رابطه‌ی لین یوسن و نیه شی‌گوانگ برای من یکی از ایده‌آل‌ترین تصویرهای ممکن از یک رابطه‌ست. نه به این دلیل که همه چیز بینشون بی‌نقصه. نه به این دلیل که هیچ مشکلی سر راهشون قرار نمی‌گیره. بلکه به خاطر چیزی که در کنار هم به دست میارن. این دو نفر قرار نیست یکدیگر رو نجات بدن تا بالاخره بتونن زندگی کنن. هرکدوم زندگی، گذشته، زخم‌ها و مسیر خودشون رو دارن و وقتی وارد زندگی هم می‌شن، به‌جای اینکه بار تمام مشکلاتشون رو روی دوش دیگری بذارن، تبدیل به بخشی از نیرویی می‌شن که بهشون اجازه می‌ده دوباره بلند بشن. لین یوسن شخصیتی نیست که بشه فقط به خاطر ظاهر، جذابیت یا حتی نحوه‌ی عاشق شدنش دوستش داشت. چیزی که من رو بهش علاقه‌مند کرد داستان زندگی خودشه. مردی که برای آینده‌اش رویای مشخصی داشت، برای رسیدن بهش تلاش کرده بود و می‌خواست جراح بشه. اما یک اتفاق همه چیز رو تغییر داد. آسیب‌دیدگی دستش باعث شد مسیری که براش انتخاب کرده بود دیگه به شکل سابق قابل ادامه دادن نباشه. و فکر می‌کنم یکی از سخت‌ترین اتفاق‌هایی که ممکنه برای یک آدم بیفته اینه که مجبور بشه با از دست دادن آینده‌ای کنار بیاد که مدت‌ها برای خودش تصورش کرده. چون فقط شغلش رو از دست نمی‌ده؛ بخشی از هویتش، برنامه‌هاش و تصویری که از خودش در آینده داشته هم زیر سوال می‌ره. و هیچکس نمی‌تونه صرفا با گفتن «از نو شروع کن» از آدم انتظار داشته باشه که به راحتی از چنین چیزی عبور کنه. اما لین یوسن با تمام سختی این مسیر، در همون نقطه متوقف نمی‌مونه. وقتی رویای جراح شدنش از دست می‌ره، مسیر تازه‌ای رو شروع می‌کنه و برای ساختن آینده‌ای متفاوت اما هم‌راستا با علایقش، قدم برمی‌داره. این بخش از شخصیتش برای من به‌اندازه‌ی رابطه‌ی عاشقانه‌اش اهمیت داره. چون نشون می‌ده قدرت واقعی همیشه به این معنی نیست که بتونی چیزی رو که از دست دادی پس بگیری. گاهی قدرت یعنی بپذیری که بعضی اتفاق‌ها برگشت‌پذیر نیستن، برای چیزی که از دست دادی سوگواری کنی و بعد با وجود تمام چیزهایی که هنوز درد دارن، تصمیم بگیری زندگی‌ات رو از همون‌جایی که هستی دوباره بسازی. لین یوسن برای من فقط مردی نیست که می‌دونه چطور عاشق بشه؛ مردیه که زندگی بهش یاد داده چطور با شکست کنار بیاد و اجازه نده یک اتفاق، تمام آینده‌اش رو تعریف کنه. و بعد نیه شی‌گوانگ رو داریم؛ دختری که با وجود اینکه از خانواده‌ای ثروتمند میاد و از نظر مالی پشتوانه‌ی محکمی داره، نمی‌خواد تمام هویتش به همین موضوع محدود بشه. چیزی که درباره‌ی شی‌گوانگ دوست دارم اینه که داشتنِ امکاناتِ بیشتر باعث نمی‌شه فکر کنه دیگه نیازی به تلاش کردن نداره. اون می‌تونه از امتیازهایی که زندگی در اختیارش گذاشته استفاده کنه، اما در عین حال می‌خواد مسیر خودش رو پیدا کنه، تجربه به دست بیاره، توانایی‌هاش رو بشناسه و به جایگاهی برسه که بتونه به خودش افتخار کنه. برای من تفاوت مهمی وجود داره بین کسی که مجبور به تلاش کردنه، چون هیچ راه دیگه‌ای برای ساختن زندگی‌اش نداره، و کسی که با وجودِ داشتنِ امکانات، باز هم تصمیم می‌گیره برای پیشرفت خودش تلاش کنه. و نیه شی‌گوانگ از دسته‌ی دومه. ارزش تلاش کردن برای اون فقط در به دست آوردن پول یا اثبات خودش به دیگران خلاصه نمی‌شه؛ می‌خواد رشد کنه و برای زندگی خودش هدف داشته باشه. این دقیقا همون چیزیه که باعث می‌شه دوستش داشته باشم. اون قرار نیست برای دوست‌داشتنی بودن خودش رو به دختری بی‌نیاز از کمک یا کسی که همیشه همه‌چیز رو درست انجام می‌ده تبدیل کنه. می‌تونه اشتباه کنه، سردرگم بشه، از تجربه‌هاش درس بگیره و در نهایت آدم پخته‌تری بشه؛ بدون اینکه ارزشش به خانواده، موقعیت مالی یا تایید دیگران وابسته باشه. اما برسیم به چیزی که این دو نفر رو برای من به یک زوج ایده‌آل تبدیل می‌کنه. لین یوسن فقط عاشق نیه شی‌گوانگ نمی‌شه؛ عاشق خودِ اون می‌شه، با تمام ویژگی‌هایی که باعث می‌شن شی‌گوانگ، شی‌گوانگ باشه. حمایتش از اون به این معنی نیست که بخواد به جاش زندگی کنه یا تمام مشکلاتش رو از سر راه برداره. اون کنارش می‌ایسته، بهش اطمینان می‌ده که تنها نیست و فضایی ایجاد می‌کنه که شی‌گوانگ بتونه با اعتمادبه‌نفس بیشتری مسیر خودش رو ادامه بده. و شی‌گوانگ هم فقط دریافت‌کننده‌ی عشق و حمایت نیست. اون با حضورش، با گرما و انرژی‌اش و با چیزی که به زندگی لین یوسن اضافه می‌کنه، بخشی از روند ترمیم و شروع دوباره‌ی اونه. به نظرم قشنگ‌ترین بخش رابطه‌اشون همین‌جاست. هیچ‌کدوم قرار نیست برای دوست داشته شدن، تمام زخم‌هاشون رو پنهان کنن یا وانمود کنن که همیشه قوی‌ان. می‌تونن در کنار هم آسیب‌پذیر باشن، اما این آسیب‌پذیری قرار نیست به نقطه‌ضعفی برای کنترل کردن دیگری تبدیل بشه. اینکه یک مرد بتونه از زنی حمایت کنه بدون اینکه استقلالش رو تهدیدی برای خودش ببینه. اینکه از پیشرفت اون خوشحال بشه، نه اینکه احساس کنه باید همیشه ازش جلوتر باشه. اینکه عشقش به‌جای محدود کردن، به طرف مقابلش امنیت بده و... برای من این‌ها نشونه‌های یک رابطه‌ی واقعا ارزشمند و بالغانه‌ان. و درست به همین دلیل، لین یوسن برای من فقط یک کرکتر مرد ایده‌آل نیست. اون تصویری از مردیه که می‌تونه در کنار یک زن زندگی بسازه، بدون اینکه لازم باشه رویاها و هویت اون زن رو تصاحب کنه. از طرف دیگه، شی‌گوانگ هم قرار نیست تمام زندگی‌اش رو به رابطه‌اش محدود کنه. اون همچنان برای آینده‌اش تلاش می‌کنه، مسیر شغلی خودش رو جدی می‌گیره و به رشد شخصی‌اش ادامه می‌ده. حضور لین یوسن قرار نیست جایگزین خواسته‌های خودش بشه؛ قراره کسی رو در کنارش داشته باشه که بتونه در شادی‌ها و سختی‌های این مسیر شریکش باشه. و شاید برای همین باشه که این رابطه برای من از خیلی از عاشقانه‌هایی که صرفا با حسادت، سوءتفاهم، جدایی‌های طولانی و ترس از دست دادن پیش می‌رن، جذاب‌تره. اینجا عشق فقط در لحظه‌هایی که دو نفر از دوری هم رنج می‌کشن یا برای رسیدن به هم می‌جنگن تعریف نمی‌شه. در رفتارهای روزمره، حمایت‌های بی‌سروصدا، اعتماد و تصمیم‌هایی دیده می‌شه که برای ساختن یک زندگی مشترک می‌گیرن. من نمی‌خوام عشقی که انتخاب می‌کنم، تنها نقطه‌ی روشن زندگی‌ام باشه. می‌خوام در کنار کسی باشم که زندگی‌ام با حضورش بهتر بشه، بدون اینکه خودم رو در اون گم کنم. کسی که بتونم بهش تکیه کنم، اما مجبور نباشم برای تکیه کردن بهش از روی پای خودم ایستادن دست بکشم. و shine on me برای من یکی از نزدیک‌ترین تصویرها به همین خواسته‌ست. و در نهایت اگر قرار باشه از بین تمام چیزهایی که shine on me بهم داد، فقط یک چیز رو با خودم نگه دارم، همین تصویر از عشقه. عشقی که نه رویاهای تو رو می‌گیره، نه استقلالت رو، نه خودت رو. بلکه در کنارت می‌ایسته تا بتونی بیشتر از قبل، خودت باشی.

Repost from N/a

Repost from N/a
🫐 آیتـم قابـل سفارشـ شمارهـ 107 منـ‌ ـو ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌مـ ـافیـ‌ ـن بلـوبـری ㅤ ‌ㅤ ‌ㅤ ‌ㅤ ‌ㅤ ‌ㅤ ‌ㅤ ‌ㅤ ‌ ‌ ‌ #Jin

       モリ   ִ  🎥 : websıte        steve ‘s ៸ 1st track

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ elégance rare prin݁ce ‌ âme royale éd مینهو ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌♡ ‌ ‌‌

Repost from N/a
Keonho is in the cafe. ⚹

Repost from N/a

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ hanı 🪙 #VilleValo ✔️ . ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌🌟 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ serenıty 's black halo ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌