ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

الذهاب إلى القناة على Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
403
المشتركون
-324 ساعات
-187 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
Dele Deevuneh Viguen.mp33.90 MB

1511180509.mp33.18 MB

می‌گویند ببخش تا موجبِ رستگاریِ دیگران شوی. اما مگر بخشش برای رهگذری نیست که نادانسته کفشِ پایت را لگد کرده است؟ برای آن‌که زیرِ پایش انسانی را خرد کرده، چه بخششی می‌توان در نظر گرفت که نامِ رستگاری بر آن بگذارند؟ چگونه می‌شود با آن‌که اندوه را مهمانِ خانه‌ات کرده است، دوباره چون دوستی قدیمی بر سرِ یک سفره نشست و هم‌سخن شد؟ بگذار اگر وجدانی دارد، در آتشِ همان‌چه بر دیگری روا داشته است بسوزد. رستگاری را نمی‌توان از دستِ دیگری گرفت، چنان‌که بارِ گناه را نیز نمی‌توان بر شانهٔ دیگری نهاد.

مشتری ماه ناهید
مشتری ماه ناهید

از شعر برایم بگو؛ از نورِ کم‌رمقی که بر استکان‌های کمر‌باریکِ چای می‌لغزد، از عطرِ قهوه‌ای که زودتر از رؤیاها سرد می‌شود، و از بوی کتاب‌های کهنه‌ای که انگار سال‌هاست مرثیه‌ی روزهای از دست رفته را در خود نگه داشته‌اند. این روزها دلخوشیِ من به همین چیزهای کوچک است؛ به چند خط شعر، جرعه‌ای چای، و سکوتی که میان صفحه‌های زردِ کتاب خانه کرده است. جهان هرچه داشت، یکی‌یکی از دستم گرفت؛ آدم‌ها رفتند، فصل‌ها گذشتند و آرزوها رنگ باختند. حالا از آن همه هیاهو، تنها همین خرده‌نورها مانده‌اند؛ همین پناهگاه‌های کوچک و موقتی که نه زخم‌ها را درمان می‌کنند و نه چیزی را بازمی‌گردانند، فقط اندکی به تأخیر می‌اندازند فروریختنِ کاملِ آدمی را.

photo content
+1

تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است.
- سهراب‌ سپهری

photo content

فور کنید ، چنلتونو با یک جمله تبلیغ کنم اینجا اسپانسر حتما جوین باشید چک میکنم🍞☕️ -

photo content

«اندازه‌ی اندوه را از عمقِ جراحت نمی‌فهمند؛ باید دید زخم یادگارِ کدام نام و کدام دست است.»

جهان از بیرون، همیشه منظم‌تر از آن چیزی است که در درونِ آدم‌ها می‌گذرد. از دور، مسیرها کوتاه‌ترند، زخم‌ها کم‌عمق‌تر و تحمل کردن آسان‌تر به نظر می‌رسد. اما هر زندگی، بخش خاموشی دارد که در هیچ روایت و هیچ توضیحی نمی‌گنجد؛ جایی که نبردهای اصلی در سکوت اتفاق می‌افتند و هیچ شاهدی برای آن‌ها وجود ندارد. شاید اگر آن بخشِ ناپیدا اندکی دیده می‌شد، بسیاری از حرف‌ها شکل دیگری پیدا می‌کردند. زیرا گاهی تمام تفاوتِ میان قضاوت و فهمیدن، تنها به اندازه‌ی یک تجربه‌ی نزیسته است؛ تجربه‌ای که نبودنش، فاصله‌ای عمیق میان حقیقت و آنچه درباره‌ی آن گفته می‌شود به وجود می‌آورد.

SKINNY (Live Performance from Amazon Music s Songline).m4a3.35 MB

نشد دیگه،کاریش نمیشه کرد

موزیک قفلی این روزاتون رو بفرستید ... @OpheliaWhisperBotbot

‏ای کاش امیدی به خوشی‌های جهان بود ای سکه‌ی اقبال، دریغا که دورویی...
- حسین دهلوی .