`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
الذهاب إلى القناة على Telegram
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
402
المشتركون
-324 ساعات
-187 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
402
«ماهها جان میکنی، با اضطراب سر میکنی و از خودت مایه میگذاری؛ و در نهایت، همهٔ آن رنجها به یک جمله ختم میشود: کافی نیست.»
402
تو را بارها به یاد میآورم
اما نمیتوانم به سراغت بیایم
زیرا میان ما دردی اتفاق میافتد
که با آن یکدیگر را میکُشیم.
-علی لیدار
402
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
فور کنید فولدر پر جذب بزارم براتون
اسپانسر جوین باش حتما چک میکنم🌼-
چنل اسپانسر:
https://t.me/vangoghgaleryy
402
نمیدانم چگونه از میان این همه رنج و اندوه هنوز پارهای از وجودم باقی مانده است؛ گویی چیزی در من، برخلاف میلِ جهان، از فروریختن سر باز میزند.
402
تا امروز به اجبارِ امیدی کمرنگ دوام آوردهام؛ اما از فردا را نمیدانم. نمیدانم در کجای این جهانِ بیاعتنا گم و گور خواهم شد، یا باز هم محکومم که با زخمهای کهنهام به ادامه دادن تظاهر کنم.....
402
من دوست ندارم حق با من باشد. نمیخواهم حتى کسی از من عذرخواهی هم بکند. فقط مرا ول کنید بگذارید راحت باشم. من نمیتوانم با قسمتی از شما که نمیداند چه میخواهد بجنگم.
فريدا كالو
