ar
Feedback
"نوشته های ناتمام"

"نوشته های ناتمام"

الذهاب إلى القناة على Telegram

«واژه ها در وصفِ تو بسیار می‌گویند و هیچ!...» اگه صحبتی داشتی🌱: @neveshtehabot کانال دوم☕: https://t.me/reihaneh274

إظهار المزيد
516
المشتركون
-524 ساعات
-177 أيام
-5330 أيام
أرشيف المشاركات
#پیام_ناشناس ‌ به جز تحمل غم هیچی :)

شما وقتی غمگین هستین چیکار میکنین؟

اِممم خودمم نمیدونم یکم چند تا مسئله با هم قاطی شده... :)

#پیام_ناشناس ‌ چرا حس میکنم یکم ناراحتی ؟

روزه سکوت؟ 🌚

متشکرمممم 🌻 فرصت خالی پیدا کنم کتاب خوندن یکی از کاراییه که دوستش دارم :)

#پیام_ناشناس ‌ خیلی وایب خوبی ازتون میگیرم و احساس میکنم خیلی اهل کتاب باشین درسته؟؟

خیلی ممنونم لطف دارید :)

#پیام_ناشناس ‌ چنلتون حرف نداره :)🌱

Repost from مدعی .
جایی برای آرامش شما ؛ ☕️🤍 فولدر ¹ . فولدر ² .
گپ حمایتی ؛

هر چه میخواهد دل تنگت بگو https://t.me/HarfChatBot?start=94a0dbb0b618

ولی مرتضی پاشایی حیف بود...🙂

مولایَ الحسين ای مولای من، حسین بغبارِ الیدین با دستانی غبارآلود تائبًا أتیتُ توبه‌کنان به حضورت آمده‌ام عمری انقضى عابدًا هوايا تمام عمرم را در بندِ هوس‌های خود گذراندم یا لسوءِ ما قدَّمتْ یدای وای از آنچه دستانم برایم پیش فرستادند مولای ای مولای من أفنیتُ العمرَ بأخطائی عمرم را با خطاهایم تباه کردم أبلیتُ شبابی بریائی جوانی‌ام را با ریا از دست دادم أعمتْ عینَ القلبِ الغفلةُ غفلت، چشمِ دلم را نابینا کرد وجهلتُ بها الیومَ الآخر و به سبب آن، از روز قیامت غافل ماندم صرتُ بمعاصیَّ أجاهر تا آنجا پیش رفتم که آشکارا گناه می‌کردم ونسیتُ الرحمنَ وعدلَه و خدای رحمان و عدالتش را از یاد بردم ارحم غربتی وارحم وحدتی بر غربت و تنهایی‌ام رحم کن لو حُمِلتُ میتًا آن روز که جنازه‌ام را بر دوش می‌برند لو ترکتُ کلَّ الدنیا ورائی و همه‌ی دنیا را پشت سر می‌گذارم لم أنل سوى کفنٍ ردائی و جز کفنم چیزی با خود ندارم مولای ای مولای من لو حاموا حولی فی موتی وقتی پس از مرگم گرداگردم جمع شوند نادیتُ فلم یسمع صوتی اگر صدایشان کنم، دیگر صدایم را نمی‌شنوند أُنزلتُ وحیدًا فی الحفرة و مرا تنها در قبر بگذارند هالوا الترابَ على جسمی و خاک بر پیکرم بریزند وغدوتُ أسائلُ عن جرمی و از گناهانم بازخواست شوم من لی غیرُک عند العسرة در آن سختی، جز تو پناهی دارم؟ مع خوفِ الحساب با ترس از حسابرسی وألیمِ العذاب و بیمِ عذاب دردناک لم أجد سبیلًا هیچ راه نجاتی نیافتم زادی الوحید دموعُ عینی تنها توشه‌ام اشکِ چشمانم بود واشتیاقُ قلبی إلى الحسین و دلتنگیِ قلبم برای حسین مولای ای مولای من یا من آمنَ أرضَ الطف ای صاحبِ سرزمین طف آمِنْ یا محبوبی خوفی ای محبوبم، ترسم را به آرامش بدل کن لو تهتُ بصحراءِ اللوعة اگر در بیابانِ اندوه گم شوم وکما کنتُ أزورک شوقًا همان‌گونه که با شوق به زیارتت می‌آمدم جودًا مولایَ ورفقًا به کرم و مهربانی‌ات، ای مولای من زُر قبری لیالیَ الجمعة شب‌های جمعه به دیدار قبرم بیا یا ماءَ الحیاة ای آبِ حیات یا بابَ النجاة ای درِ نجات مُدَّ لی یدیک دستانت را به سویم دراز کن لو أتیتُ مع قلّةِ البضاعة اگر با دستی خالی و توشه‌ای اندک به حضورت بیایم أرتجی على بابِک الشفاعة بر درگاهت چشم به شفاعت دارم رغم ذنوبی یا مولای با همه‌ی گناهانم، ای مولای من یا آخرتی ویا دنیای ای تمام دنیای من و آخرت من ما والیتُ إمامًا سواکم جز شما، ولایت هیچ امامی را نپذیرفتم تشهدُ خطواتُ المشایة گام‌های پیاده‌روی‌ام گواه این عشق‌اند واللطماتُ وحملُ الرایة و سینه‌زنی‌ها و پرچمی که بر دوش کشیده‌ام نیز گواه‌اند کیف أبیعُ العمرَ فداکم چگونه عمری را که فدای شماست، به چیزی دیگر بفروشم؟

ترجمه میذارم...

خوبا رو می‌طلبی حرمت؛ مگه بدا دل ندارن؟... 🙂💔

از شباهت، بیزارم عسل! شباهت میان این آواز و آن آواز، این کلام عاشقانه و آن کلام، این نگاه و آن نگاه، دیروز و امروز . از شباهت، به تکرار می‌رسیم؛ از تکرار، به عادت؛ از عادتْ به بیهودگی؛ از بیهودگی به خستگی و نفرت... 📚یک عاشقانه آرام

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی بگزین رَهِ سلامت، تَرکِ رَهِ بلا کن

رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن تَرکِ منِ خرابِ شب‌گردِ مبتلا کن

الهِجرانُ عُقوبَةُ الِعشق -امام علی(ع)