2cb
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
249
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+230 أيام
أرشيف المشاركات
249
Repost from HOPE
فکر میکردم عشق یعنی صبوری و تحمل هرچیزی و باور داشتم میتونم تغییرش بدم به بالا و پایینا اعتیاد پیدا کرده بودم آشوب رو با شور و اشتیاق قاطی کرده بودم اون همیشه هم بی رحم نبود تموم اون روزای خوبی که داشتیم باعث میشد من ادامه بدم امید تبدیل شده بود به زنجیری که من نمیتونستم اونو بشکنم دلم نمیخواست باور کنم بخش های بعد اون واقعی ان و دردم رو سرکوب کردم که ازش مراقبت کنم دلم نمیخواست از نو شروع کنم و درد آشنا و قابل تحمل به نظر میرسید من توی چرخه ای گیر کرده بودم که نمیتونستم ازش رها بشم من فکر میکردم عشق کافیه
ولی عشق بدون احترام دیگه عشق نیست.
فهمیدم کسی که من از دست دادم فقط کسیه که من امیدوار بودم باشه.
